خبرگزاری فارس – 19 اردیبهشت 1403
زمانی کاربران به یک رسانه رجوع میکند و آن را به عنوان مرجع خود محسوب کرده و به او اعتماد میکنند، که به درستی بتوانند در آن درگیر عمل رسانهای مطلوب خود بشوند، و رسانه نیز توانسته باشد برای فراهم کردن امکان این عمل رسانهای تعاملی، از پشتوانههای مناسب زنجیره ارزش خود، به خوبی استفاده کند. این مختصات زیست بوم جدید رسانه است.
تحقق مرجعیت و رجوع به رسانه در تضارب عمل رسانه ای کاربران و زنجیره ارزش رسانه
در سلسله یادداشتهائی در فرازهای تحول فارس، در بافت تمدنی جدید صحبت میکردیم. این یازدهمین یادداشت از این مجموعه است. در یادداشتهای قبلی، در مورد ارزشآفرینی کاربران، و زیستبوم رسانه تعاملی فارس صحبت کردیم.
در یک رسانه تعاملی، تعامل مخاطبان و جامعه با رسانه، پیچیدهتر از الگوئی است که در رسانههای انتشاری(Broadcast) سنتی وجود داشت. در رسانههای نوین، مخاطب در تعامل با رسانه، خود درگیر عمل رسانهای میشود. به همین دلیل ما ”مخاطب“ رسانه را در میدان جدید، ”کاربر“ مینامیم. ”کاربر“ فعال است، اما ”مخاطب“، منفعل است.
از یک طرف کاربر یک رسانه، درگیر عمل رسانهای میشود. عملی که در سادهترین حالت، گوش دادن به حرف رسانه و شنیدن آن است، اما به تدریج به تولید محتوی برای رسانه و در رسانه، و حتی توزیع محتوای رسانهای توسط او میرسد.
در طرف دیگر، خود رسانه هم زنجیرهای از بسترها را در پشت سر دارد، که در هر یک از این بسترها، برای آنچه در رسانه بروز میکند، ارزشآفرینی می شود. از اندیشیدن و سیاستگذاری و تامین مالی گرفته، تا تولید و توزیع و سنجش بازخوردها. این زنجیره ارزشآفرینی رسانه است که تحقق عمل یک رسانه را ممکن میکند.
اما آنچه مهم است، اقبال کاربران از رسانه در تعامل بینابین عمل کاربران، و زنجیره ارزشآفرینی رسانه است. اگر یک رسانه بتواند با تکیه بر پشتوانه زنجیره ارزشآفرینی عمل خود، میدان عمل خوبی را برای کاربران فراهم آورد، می تواند اعتماد آنها را جلب کرده، و رجوع به رسانه را محقق کند. زمانی کاربران به یک رسانه رجوع میکنند و آن را به عنوان مرجع خود محسوب کرده و به او اعتماد میکنند، که به درستی بتوانند در آن درگیر عمل رسانهای مطلوب خود بشوند، و رسانه نیز توانسته باشد برای فراهم کردن امکان این عمل رسانهای، از پشتوانههای مناسب زنجیره ارزش خود، به خوبی استفاده کند. زیستبوم رسانههای نوین، اینچنین محقق میشود. در این مورد در ادامه به صورت دقیقتری صحبت میکنیم.
سه چرخه تعامل و حیات رسانهای فارس
فارس در حیات خود و تعامل با مخاطبان، درگیر سه چرخه متعامل است (نمودار 1):
1. چرخه عمل رسانهای
2. چرخه رجوع به رسانه
3. چرخه بسترها و زنجیره ارزش و تأمین رسانهای
فارس از یک سو در عرصه بسترها و زنجیره ارزش و تأمین رسانهای خود قرار دارد و با تمهیدات محقق شده در این بسترها عمل میکند. از سوی دیگر مخاطبان نیز از همین بسترها استفاده میکنند.
در عرصه این بسترها، هم فارس و هم مخاطبان، به عمل رسانهای مبادرت میکنند. و در پهنه این عمل رسانهای در عرصه آن بسترها، رجوع به رسانه توسط مخاطبان معنادار شده، و جایگاه خود را پیدا میکند. بدین ترتیب، این سه چرخه، به صورتی متعامل با یکدیگر عمل میکنند. آنچه برای نقشآفرینی رسانه اهمیت پیدا میکند، اثر چرخه رجوع به رسانه است. یعنی دو چرخه عمل رسانهای و بسترها، باید بتوانند چرخه میانی رجوع به رسانه را از دو سو تمهید کنند.
ترتیب و تودرتویی حلقهها در شکل به معنای آن نیست که فارس از یک سو و مخاطبان از سوی دیگر با این حلقهها در تعامل هستند. هر دو طرف (خبرگزاری و مخاطبان)، از طریق بسترها، در تعامل درگیر میشوند، و در این تعامل، عمل رسانهای توسط هر دو طرف اتفاق میافتد، و پیامد این عمل رسانهای، در پهنه آن بسترها، رجوع به رسانه محقق میشود.
در ادامه در مورد این سه چرخه، کمی بیشتر صحبت میکنیم.
رسانه با پشتوانه چرخه بسترها و زنجیره ارزش رسانه
در چرخه بسترها و زنجیره ارزش و تأمین رسانهای، اندیشکدهها، خبرنگاران، هنرمندان، تأمینکنندگان مالی، بسترسازان فنی، سیاستگذاران، تنظیمگران مقررات، اعتباربخشی کنندگان، توزیعکنندگان و انتشاردهندگان (رسانههای ثانوی خبرگزاری)، نظرسنجی و افکارسنجی کنندگان، آموزشدهندگان نیروی انسانی، پشتیبانی نیروی انسانی، تولیدکنندگان محتوی، و عوامل دیگر، درگیرند، برای اینکه بسترهای لازم برای فعالیت خبرگزاری فراهم شود. حتی فعالیت اصلی خبرگزاری، در این بسترها انجام میشود، و مخاطبان نیز از طریق همین بسترها با فارس در تعامل هستند. (نمودار 2)
عمل کاربران در چرخه عمل رسانه ای
بر اساس چرخه بسترها، چرخه عمل رسانهای انجام میشود. هم خبرگزاری، و هم کاربران، درگیر این چرخه هستند. در این چرخه، به ترتیب، مراتب عمل از سطح مخاطب، تا سطح تولید و انتشار، انجام میشود. گوشدادن، شنیدن (واکنش فعال به گوش دادهها)، گمانکردن، پذیرفتن، رجوع، واگیری، بازنشر، تولید و توزیع، مراتب عمل در این چرخه محسوب میشوند. (نمودار 3)
تحقق اعتماد، مرجعیت، و همبستگی عاطفی در چرخه رجوع به رسانه
و بر اساس چرخه عمل رسانهای، چرخه رجوع به رسانه شکل میگیرد. در این چرخه، آشنائی اول گام رجوع با رسانه است. در این گام، مخاطب با فارس آشنا است، و از نقش خبررسانی آن، باخبر است. اما بیش از آشنائی، لازم است تا فارس و خبرهای آن برای مخاطب ارزش و اعتبار داشته باشد. ممکن است مخاطب از وجود فارس آگاه باشد، اما خبرهای فارس برای او اعتبار و ارزش نداشته باشد. اما بیش از اعتبار و ارزش، لازم است تا مخاطب به فارس اعتماد کند. و فراتر از آن، فارس مرجعیت تأمین اخبار مخاطب را داشته باشد، و مرجع رجوع او قرار داشته باشد. اما تعامل و چرخه رجوع زمانی کامل میشود، که مخاطب با فارس، همبستگی عاطفی و علقه پیدا کند، و خود را از اعضای خانواده فارس بداند. بهاینترتیب، فارس باید در فضای زیستبوم خود، تلاش کند که با استفاده مناسب از بسترها و عمل رسانهای، چرخه رجوع به رسانه را ارتقا دهد. (نمودار 4)
عرصه – میدان – جریان: همکاری و تعامل/ بازی / نبرد رسانهای و اجتماعی
اما پهنه زیستبوم فارس، از یک سو عرصه و میدان همکاری و تعامل بین رسانههای مختلف است. رسانههایی که فضای همکاری با فارس را دارند، در این عرصه و میدان با فارس همکاری و تعامل مؤثری دارند؛ بخصوص رسانههای جبهه انقلاب اسلامی. و البته فارس بعضاً با رسانههای جبهههای میانی و سرگردان، و رسانههای جبهه جامعه عمومی بینالمللی نیز، تعامل دارد. (نمودار 5)
اما رسانههای دیگر، که در جبهههای دیگر و متفاوتی از جبهه لیبرال و غربگرا، تا جبهه معاند، و نیز جبهه رسانهای جهانی استعمار قرار دارند، در عرصه و میدان یک نبرد رسانهای و اجتماعی با فارس و سایر رسانههای جبهه انقلاب اسلامی قرار دارند.
در واقع زیستبوم فارس، از یک منظر یک میدان بازی است، که بازیگران مختلفی در آن نقش داشته، و تلاش بازیگران مختلف در این میدان بازی، به شکل تعامل یا تقابل، در فضای این بازی معنادار میشود.
ضمن اینکه این همکاری و تعامل، و نبرد رسانهای و اجتماعی، بهصورت جریانهایی مستمر و تأثیرگذار، ایجاد و تداوم پیدا میکند.
اما فقط این رسانههای جبهههای نبرد نیستند که در این میدان نقش دارند. مخاطبان و کاربران فارس که آنها نیز در طیفهای اجتماعی مختلفی قرار دارند، در عرصه، میدان و جریان همکاری و تعامل/ بازی/ و نبرد رسانهای و اجتماعی، نقشهای مختلفی را در قالب سه چرخه تعامل و حیات رسانهای فارس، که قبلاً به آن اشاره شد، در تعامل با فارس و سایر رسانههای موجود در این میدان، ایفا میکنند.
زمانی حضور فارس در زیستبوم آن بهصورت مناسب و مؤثر اتفاق میافتد، که بتواند در این عرصه، میدان و جریان همکاری و تعامل/ بازی/ و نبرد رسانهای و اجتماعی، به بهترین وجه و بر اساس شناخت مناسب از عوامل موجود در این زیستبوم و رفتارهای آنها، حضور داشته و ایفای نقش کند.
محیط نزدیک و دور در زیست بوم فارس
اما زیستبوم فارس تا زمانی که تکلیف محیط را روشن نکرده باشد، نمیتواند ترسیم کاملی برای حیات فارس باشد. دو محیط در عرصه زیستبوم فارس، دارای اهمیت است. محیط نزدیک- ملی، و محیط دور- بینالمللی. (نمودار 6)
محیط نزدیک- ملی، شامل ابعادی نظیر فرهنگ عمومی ملی، وضعیت اقتصادی کشور، نظامهای حکمرانی کشور، قوانین کشور، و زیستبوم طبیعی کشور میشود.
محیط دور- بینالمللی نیز شامل ابعادی نظیر جامعه کشورهای جبهه مقاومت، جامعه عمومی بینالملل، نظامها و سازمانهای بینالمللی، نظامهای استعمار و کشورهای استعمارگر، اقتصاد بینالملل، جامعه اسلامی بینالملل، و نظامهای جبهه مقاومت میشود.
در صورتی فارس میتواند فهم مناسبی از زیستبوم خود داشته باشد، و رفتارهای خود را متناسب با معادلات این زیستبوم تنظیم کرده، و بستر و رفتارهای زیستبوم را پیشبینی و بهدرستی تحلیل کند، که مولفههای محیط دور و نزدیک را بهخوبی شناخته باشد، و به عوامل تأثیرگذار آن بهصورت دائم توجه داشته باشد.
درصورتیکه فارس مسائلی که در جامعه بینالمللی و ملی رخ میدهد، (اعم از فرهنگ عمومی، قوانین کشور و سایر ابعاد) در معادلات خود لحاظ نکند، عملکرد مناسبی در جامعه و در تعامل با مخاطبان نخواهد داشت.
بافت تمدنی و نبرد تمدنی در تکمیل ابعاد زیست بوم فارس
و نباید فراموش کرد که فارس در حال حاضر، در پهنه تمدن سایبری قرار دارد. در این پهنه، عوامل متعددی در بافت تمدنی از یک سو، و نبرد تمدنی که در این میدان در جریان است، از سوی دیگر، بر عملکرد فارس و اثربخشی و نتایج عملکرد آن، تأثیرگذار است، و باید در معادلات تدابیر فارس، مورد توجه قرار داشته باشد. عواملی نظیر شبکههای اجتماعی، عرصه حاکمیت و حکمرانی سایبری، عرصه سبک زندگی، عرصه اقتصاد سایبری، عرصه فلسفی و عقلانیت تمدنی، بسترهای ارتباطات و فناوری اطلاعات، و فضای عمومی سایبر، در این میدان، بر عملکرد فارس تأثیرگذارند. (نمودار 7).









