تغيير پارادايم در يك نبرد نهادی

مدل تغییر و مسیر تحول

نبرد نهادی

چرا هنوز پس از گذشت سالها، آن تربیتي كه در نظام آموزش و پرورش ما اتفاق می افتد با ترسیمي كه دین از انسان كرده و نظام تعلیم و تربیت باید چنین انساني را تربیت كند فاصله بسیار زیادی دارد؟

چرا فارغ التحصیلان از به كار بستن عملي توانمندیهای خودشان عاجزند؟ چرا آنچه را كه در مدرسه یاد می گیرند در محیط كار و در محیط عملي و واقعي به کار نمی آید؟ و چرا آنچه را

در محیط عملي به آن نیاز دارند را در مدرسه یاد نمي گیرند؟

اگر یادگیری یک پدیده فطری است و هر انساني در پي یاد گرفتن چیزهای جدید است، چرا ما در نظام آموزش مان با این مسئله مواجهیم كه بچه ها را باید به زور و با تمهیدات مختلف مجبور به درس خواندن كنیم؟ چرا بچه ها با انگیزه و علاقه خودشان درس نمي خوانند؟

چرا فارغ التحصیلان ما وقتي وارد جامعه می شوند از ایفای نقش واقعي در جامعه خودشان عاجزند و توان ایفای نقش در این جامع را ندارند؟

یک تغییر پارادایم وقتي كه مي خواهد اتفاق بيافتد، اول از همه باید بتواند دژی را كه در اطراف این پارادایم، در نظریه و در جامعه و در ساختارهای عملي ایجاد شده است را فرو بشكند.

تغيير پارادايم در يك نبرد نهادي

تغيير پارادايم در يك نبرد نهادي

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  وبینار چهارم تحول نهادی: اقدامات عملیاتی در نقاط گلوگاهی تحول نهادی نظام تعلیم و تربیت

پروژه تحول معماری نظام آموزشی (مبنا)پروژه‌های پژوهشیپروژه‌های معماری نظام تعلیم و تربیت و برنامه درسیفعالیت‌ها و پروژه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *