جای خالی شخصیت در مدرسه


بخش هفدهم از یادداشت‌های ریشه‌یابی مشکلات تحول تعلیم و تربیت، خبرگزاری فارس، 1399/3/18

نظام تعلیم و تربیت آنقدر درگیر آموزش خرده دانش‌ها به شاگردان می‌شود که فراموش می‌کند این خرده دانش‌ها نیست که عمکرد نهایی انسان را در زندگی، کار و ایفای نقش‌های اجتماعی او می‌سازد؛ بلکه در اصل این مؤلفه‌های شخصیتی است که در عملکرد او مؤثر است.

  • و اما مدرسه
  •  سر برگرداندن رفتارگرایانه
  •  جای خالی شخصیت
  •  بازهم گنجاندن در کتاب‌های درسی؟!
  •  ماند ناخودآگاه شخصیت
  • اهداف آموزشی حبس شده در پیش فرض آموزش علوم پایه
  • جامه پذیری شاگردان

و اما مدرسه

اما آیا مدرسه اصولا می‌تواند این مؤلفه‌ها را تغییر دهد؟ باورهای مختلفی در مورد قابلیت اکتساب مولفه‌های شخصیت وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که این مؤلفه‌های شخصیت و شدت و ضعف آن، ارثی و بعضا بسته به نژاد انسان است. برخی نیز اعتقاد دارند که این مؤلفه‌ها از خانواده و در سنین پایین (تا 3 یا 4 سال) کسب می‌شود. برخی نیز شرایط محیطی و جامعه را به خصوص در دوره کودکی، شکل دهنده شخصیت می‌دانند.

احتمالا همه این‌ها، هر کدام تا حدی درست است. برخی افرادی را می‌شناسیم که همه خانواده آنها، خصوصیتی نظیر پشتکار را دارند، البته باید دید که این مربوط به خصوصیات موروثی است یا از محیط خانواده کسب شده است؟ اخیرا وجود برخی از ژن‌ها که در برخی از ویژگی‌های شخصیتی افراد تأثیرگذارند نیز شناسایی شده است. نقش خانواده و محیط در سال‌های ابتدای کودکی نیز محرز است. نقش لقمه حلال هم قطعا تأثیرگذار است.

اما هیچ کدام از اینها نمی‌تواند مانع از آن باشد که مدرسه، تصور کند که شخصیت و شاکله بچه‌ها قبل از ورود به مدرسه شکل گرفته، و تلاش در این زمینه در مدرسه بیهوده است. قطعا درصد قابل توجهی از شخصیت بچه‌ها قبل از مدرسه شکل گرفته است؛ اما قطعا و قطعا درصد قابل توجهی از شخصیت آنها را می‌توان در مدرسه شکل داد. نمونه‌های متعددی از افراد وجود دارند، که با شخصیت ناموزون در کودکی، از خانواده‌ها و محیط نامناسب، به مدرسه وارد شده و در مدرسه و در تعامل با استاد خوب، تغییر کرده، و جهش اساسی در شخصیت آنها شکل گرفته است.

محیط مدرسه

هرگز نمی‌توان انکار کرد که محیط مدرسه می‌تواند شاگردانی منظم، دقیق، جدی، با پشتکار، خلاق، صبور، صمیمی، محاسبه گر، مودب، برنامه ریز و شاداب را تربیت کند. نه تنها نمی‌توان انکار کرد، بلکه قطعا این کار در طیف وسیعی از شاگردان امکان‌پذیر و نیز انجام آن ضروری است. تعلیم انبیاء نیز برای این تغییر، و بازگرداندن شاکله به فطرت الهی رخ می‌دهد. اگر ادعا کنیم تغییر شخصیت وظیفه مدرسه نبوده و در توان آن نیست، باید قطعا به همان شکل نیز اظهار کنیم که تغییر شاکله وظیفه انبیاء نبوده و ارسال رسولان الهی همه بیهوده انجام شده است.

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  تهدید تعطیلی کرونایی مدارس را چگونه به فرصت آموزشی تبدیل کنیم؟

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *