شوق‌ متوقف شده در تنگنای نظام آموزشی وارونه

بی انگیزه- شوق متوقف شده-

بخش ششم از یادداشت‌های ریشه‌یابی مشکلات #تحول_تعلیم_و_تربیت، خبرگزاری فارس، 1398/9/27

زمانی می‌توانیم به تحول فکر کنیم که باور کنیم کتاب درسی یکی از تنگناها و عوامل مشکل‌آفرین بنیادی در شکل کنونی معیوب نظام تعلیم و تربیت است.

اولین پیش فرضی که نظام آموزشی تغییری در آن را باور نمی‌کند، مفهوم کتاب درسی است. تصور آموزش رسمی با تصور کتاب درسی مترادف شده است.

تصور این است که برای آموزش رسمی و همگانی، باید موضوعات مورد آموزش را در قالب کتاب درسی تدوین کرده، و به شاگردان و معلمان بدهیم، و معلمان بر اساس آن مطالب را به شاگردان تعلیم کرده و شاگردان هم موظف باشند تمام موضوعات کتاب درسی را مو به مو در قالبی همگرا فراگیرند.

تصور آن است که اهداف آموزش باید در قالب متن کتاب درسی درآید، تا مطمئن شویم که این هدف آموزشی در خلال آموزش پوشش داده می شود.

جستجوی پوشش دادن یک هدف آموزشی را هم از جستجو در کتاب شروع می‌کنیم، و فکر می کنیم اگر به این هدف به شکلی در متن کتب درسی اشاره شده باشد، این هدف را پوشش داده‌ایم. هر گونه خروجی از روند کتاب‌های درسی، و نادیده انگاشتن آن را به سان جنایتی عظیم در فرایند تعلیم و تربیت تلقی کرده، و گویی آن را همطراز مخالفت با لوح محفوظ الهی می شماریم.

  • پیش فرض‌های غلط
  • کتاب_درسی هم‌طراز با لوح محفوظ!
  • شاگرد مطیع در تفکر همگرا
  • از دست دادن انگیزه در برخوردی منفعلانه با خوراک آماده
  • اکتشافگری در تکاپوی بدیلی ممکن
  •  از کتاب‌های یکبار مصرف منزجر کننده، تا کتابخانه‌ای شوق انگیز
  •  فراموش شدن لذت در چارچوبی کسالت آور
  •  لذت بردن در کتابخوانی شوق انگیز
  •  پذیرائی با حکمت در ضیافتی صمیمانه
  • نظام وارونه؛ فرع به جای اصل، اصل به جای فرع
  • کتاب برای کاوشگری، یا کتاب حذف کننده کاوشگری

 

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  نوجوانی و جوانی بچه‌هایمان را پای کنکور سوزاندیم

پیش فرض‌های غلط

پیش‌فرض‌های غلط اتفاقی که از آن صحبت کردیم، در تربیت کودکان ما در حال وقوع است، و برای کسی که کمی در رفتار کودکان تعمق داشته باشد، کاملا ملموس است و همه آن را حس می‌کنیم. اما نظام تعلیم و تربیت این را به عنوان پیش فرض مدرسه و تعلیم مدرسه‌ای می‌پذیرد و فکر می‌کند که: “خوب مدرسه همیشه همین گونه بوده و خواهد بود”. این مبنایی‌ترین پیش فرض غلط است. بعد بر اساس این پیش فرض غلط مبنایی، پیش‌فرضهای بعدی شکل می‌گیرد.

نظام نمی‌تواند باور کند که می شود این اتفاق جور دیگری بیفتد، و هر تحولی را تنها با حفظ همین پیش‌فرضها می‌پذیرد و به همین دلیل در تحول درجا می‌زند. اغلب ما هم با تصویری که از تحصیل داریم، تصور می‌کنیم اینها بدیهیات تعلیم و تربیت مدرسه‌ای است؛ و در ایجاد هر مدرسه‌ای، از این بدیهیات گریزی نیست. اما به نظر می‌رسد که اشتباه می‌کنیم؛ اینها مفروضات بدیهی در تعلیم و تربیت نیستند. می‌توانیم تعلیم و تربیت را به گونه‌ای دیگر رقم بزنیم.

 

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *