مدرسه شخصیت، تربیت شاگردان برای آینده

اردوی مدرسه

بخش نوزدهم از یادداشت‌های ریشه‌یابی مشکلات #تحول_تعلیم_و_تربیت، خبرگزاری فارس، 1399/4/23

مدارس امروز ما نه تنها بچه‌ها را برای آینده آماده نمی‌کند، بلکه برای حال هم آماده نمی‌کند. مدارس در بهترین شکل عملکردشان، در حال تربیت کردن بچه‌ها طبق قواعد و نیازهای گذشته هستند.

مدارس مأموریت دارند که برای تمهید زندگی بهتر برای افراد، و نیز شکل دادن جامعه بهتر، به شکل گرفتن شخصیت شاگردان به نحو مطلوب کمک کنند.

نمی‌توان باور کرد که مدارس تنها به انتقال دانش بپردازند، و مأموریت خود را انجام یافته تلقی کنند. و قابل قبول نیست که مدارس نه تنها به پرورش شخصیت شاگردان توجه نداشته باشند، بلکه لابلای چرخ دنده‌های فرایند آموزش رسمی ماشینی، ابعاد مهمی از شخصیت آنها را مخدوش کنند.

وقتی از لزوم تحقق مدرسه شخصیت در مدارس‌مان صحبت می‌کنیم، بعضا تصور می‌شود که حرف نشدنی و غیر قابل تحققی را بیان می‌کنیم. برخی افراد اظهار می‌کنند که مدارس نمی‌توانند شخصیت کودکان را شکل دهند، و فقط باید به همان انتظار انتقال دانش بسنده شود. اما توضیحاتی که در همین یادداشت‌های اخیر در این زمینه دادم، به حد کافی روشن کننده این موضوع است که نه تنها این کار ممکن است، بلکه ضرورت دارد و جزو امهات مأموریت نظام تعلیم و تربیت است.

  • بافت مدرسه شخصیت
  •  مأموریت: مدرسه شخصیت
  • مدارس متفاوت برای طیف‌های شخصیتی متفاوت
  • شخصیت بیش از فرهنگ و فرهنگ بیش از مهارت و مهارت بیش از دانش
  • از دانش آموز تا شاگرد
  • تربیتی برای آینده

بافت مدرسه شخصیت

بافت مدارس، برای تحقق تربیت مطلوب ابعاد شخصیت فرزندان ما، باید چگونه باشد؟ در یادداشت‌های قبلی در مورد مدرسه شخصیت، تلویحاً ضمن نقد بافت نظام آموزشی موجود، به ابعاد مطلوب نیز اشاره شد. دو ویژگی مهم در مدرسه می‌تواند به شکل‌گیری شخصیت به صورت موثر و مطلوب کمک کند.

 اولا محیط باز، اکتشافی، پرتلاش و درگیر در کارهای متنوع، دیسیپلین جدی در واگذاری کارهای درسی به شاگردان و بازخواست جدی از آنها، در عین تنوع و تناسب با شرایط شاگرد، و درگیر شدن شاگردان مختلف در کارهای مختلف، به صورتی لذت بخش و جذاب، و نیز در فعالیت‌های هنری مختلف، ترسیم کننده بخشی از ابعاد یک مدرسه شخصیت است.

همچنین واگذاری کارهای مدرسه به شاگردان به صورت جدی، و برعهده گرفتن مسؤولیت‌های مختلف امور مدرسه توسط شاگردان به صورت مطالبه شده، به صورت مستمر و خودانگیخته، و درگیر شدن آنها در کسب و کار واقعی، ابعاد دیگری از یک مدرسه فعال و مناسب برای شکل‌گیری شخصیت شاگردان است. مدرسه زندگی و مدرسه عمل، جنبه دیگری از مدرسه شخصیت را شکل می‌دهند. با توجه به اینکه در یادداشت هفتم، این ترسیم از بافت یک مدرسه مطلوب انجام شد، در اینجا بیش از این به جزئیات وارد نمی‌شویم.

ثانیا رویکرد استاد و شاگردی، بهترین بستر برای شکل گرفتن شخصیت شاگردان است. مربی در یک فرایند زندگی با شاگردان در محیط مدرسه، بصورت تدریجی و ملایم، شاگردان را در شکل گرفتن مولفه‌های مختلف شخصیتی آنها، رهبری کرده و سوق می‌دهد. شاگرد پیش استاد خود شاگردی می‌کند، و در این شاگردی کردن، شخصیت او شکل می‌گیرد. در بخشی از یادداشت هشتم، به ابعاد رویکرد استاد و شاگردی پرداخته بودیم، لذا در اینجا به همین اشاره اکتفا کرده، و جزئیات بیشتر را به مطالعه همان یادداشت رجوع می‌دهیم.

#اهداف_آموزشی حبس شده در پیش فرض آموزش علوم پایه

#جامعه_پذیری_شاگردان

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  سلامت و آینده نگاهی به ابعاد

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *