معماری نظام مطلوب تعلیم و تربیت در یک نگاه

معماری تعلیم و تربیت- نظام کنونی- آرمان گرایی

بخش بیست و هفتم از یادداشت‌های #ریشه‌یابی_مشکلات #تحول_تعلیم_و_تربیت، خبرگزاری فارس، 1399/7/16

نقدهای من در این یادداشت‌ها ازنظام کنونی، و ترسیم آرمان‌ها و مشخصه‌های نظام مطلوب، تنها حرف‌های کلی نیست، بلکه مبتنی بر معماری منسجم و یکپارچه ای از نظام مطلوب، بیان شده است. بر اساس تبیین این معماری است که آسیب شناسی و نقد و نیز ترسیم آرمان‌های مطلوب و تحلیل امکان پذیری آن انجام می شود.

برای اینکه تجسمی از معماری نظام آموزشی پیدا کنیم، در این یادداشت و دو یادداشت بعدی، به اجمال به ابعاد این معماری خواهیم پرداخت. داشتن یک مدل که مباحث مطرح شده در یادداشتهای قبلی و بعدی را جانمایی کرده، و ارتباط منطقی آنها را در یک ترکیب یکپارچه مشخص کند، به مطالعه و استنباط کلان موضوع کمک می‌کند.

با توجه به اینکه در این یادداشتها بنا بر آن است که تبیینی از نظام آموزشی کنونی، گذار و مطلوب، به صورت اجمالی و چکیده مطرح شود، و هر یک از یادداشتها، به صورت مختصر به تبیین برخی از ابعاد مهم ابعاد نظام تعلیم و تربیت می‌پردازد، داشتن یک تصویر کلی از معماری مطلوب، مجسم کننده ابعاد و جایگاه مباحث مطرح شده خواهد بود.

  •  آرمانگرایی یا ترسیم یک معماری عملیاتی؟
  •  سه معماری؛ سه چهره متفاوت از نظام تعلیم و تربیت!
  •  تبیینی از مدل عمومی معماری مطلوب نظام تربیت
  •  مدل عمومی معماری نظام تربیت مطلوب

 

آرمانگرایی یا ترسیم یک معماری عملیاتی؟

آیا حرف‌هایی که در نقد از نظام تعلیم و تربیت صنعتی موجود، و ترسیم آرمانی تعلیم و تربیت مطلوب می زنیم، فقط آرمانها و تخیلات و حرفهای غیر قابل تحقق است؟ و آیا فقط با ترسیم مشخصه های آرمانی می توانیم نظام مطلوب را محقق کنیم؟

 

سه دسته از افراد در این میدان حضور دارند. در دسته اول، بسیاری از متولیان نظام کنونی، و سایر بدبینان و محافظه کاران، با آرمانی خواندن این ترسیمها، آن را غیر قابل دستیابی می دانند. آنها با پذیرفتن چارچوب پارادایم کنونی تعلیم و تربیت در نظام صنعتی، و قطعی دانستن پیش فرضهای آن، تغییر آن را غیر ممکن می دانند.

 دسته دوم و سوم:

دسته دوم، افرادی هستند که فقط به تبیین کلیات و فهرست کردن مشخصه های آرمانی نظام مطلوب پرداخته، و در جلسات و سخنرانی و اسناد راهبردی و نظایر آن، این فهرست را ذکر کرده و در مورد آن سخن می گویند. اما مسئله این است که با فهرست کردن آرمانها، و حرف زدن، در عین عمل کردن در فضای پارادایم نظام صنعتی گذشته، نظام مطلوب آینده محقق نمی شود. این افراد پس از مدتی از حرفها و اقدامات بی‌اثر خود خسته شده، و به جمع دسته اول ملحق می شوند.

اما دسته سوم، کسانی هستند که نه تنها تبیینی از آرمانها و مشخصه های  تحول را انجام می دهند، بلکه با ترسیم یک معماری منسجم، چگونگی محقق شدن آن را نیز مشخص می کنند. در این یادداشتها، نقدهای من ازنظام کنونی، و ترسیم آرمانها و مشخصه های مطلوب، تنها حرفهای کلی نیست، بلکه مبتنی بر معماری منسجم و یکپارچه ای از نظام مطلوب بیان شده است. اگر به نقد نظام کنونی می پردازیم، بر اساس تبیین این معماری است که آسیب شناسی و نقد انجام می شود. و اگر ترسیم آرمانهای مطلوب انجام می شود، آرمانها در چارچوب امکان پذیری معماری است که تبیین و ترسیم می شود.

برای اینکه تجسمی از معماری نظام آموزشی پیدا کنیم، در این یادداشت و دو یادداشت بعدی، به اجمال به ابعاد این معماری خواهیم پرداخت. داشتن یک مدل که مباحث مطرح شده در یادداشتهای قبلی و بعدی را جانمایی کرده، و ارتباط منطقی آنها را در یک ترکیب یکپارچه مشخص کند، به مطالعه و استنباط کلان موضوع کمک می‌کند. با توجه به اینکه در این یادداشتها بنا بر آن است که تبیینی از نظام آموزشی کنونی، گذار و مطلوب، به صورت اجمالی و چکیده مطرح شود، و هر یک از یادداشتها، به صورت مختصر به تبیین برخی از ابعاد مهم ابعاد نظام تعلیم و تربیت می‌پردازد، داشتن یک تصویر کلی از معماری مطلوب، مجسم کننده ابعاد و جایگاه مباحث مطرح شده خواهد بود.

#پارادایم_جدید_تعلیم_و_تربیت

#یادگیری_سایبری

#معماری_نظام_تعلیم_و_تربیت

#گذار_در_بحران

#نظام_برتر

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  مدرسه تعالی محور

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *