میدانی برای یادگیری باز

کلاس چند سطحی - انجام تکالیف - یادگیری باز

بخش بیست و دوم از یادداشت‌های #ریشه‌یابی_مشکلات #تحول_تعلیم_و_تربیت، خبرگزاری فارس، 1399/6/11

شاگردی ممکن است با مطالب یک بسته، یک مجموعه اطلاعات کسب کند، و شاگرد دیگر، اطلاعات دیگری را از همان بسته کسب کند. ما با این کار تفکر شاگردان را سلب نمی‌کنیم و به آنها اجازه می‌دهیم خودشان فکر کنند و خودشان به نتیجه برسند.

 اصولا حجم مطالب بسته‌ها معمولا آنقدر هست که شاگردان نمی‌رسند که همه مطالب آن را مطالعه کنند. مثل این می‌ماند که شاگردی را به کتابخانه بفرستیم و انتظار داشته باشیم تمام کتاب‌های کتابخانه را بخوانند. بسته یک کتابخانه است در یک موضوع مشخص. به شاگرد اطلاعاتی در زمینه مختلف در آن موضوع می‌دهد. شاگرد یاد می‌گیرد با شنا کردن در مطالب بسته، موضوعات مناسب و مرتبط با موضوع و مورد علاقه و نیاز خود را شناسایی و مطالعه کرده و بتدریج دیدگاه خود را در مورد آن موضوع شکل دهد.

به آنها اجازه می‌دهیم خودشان فکر کنند، خودشان کشف کنند و خودشان به نتیجه برسند. به جای مجبور کردن شاگرد در یک گردونه همگرای فکری، سعی می‌کنیم شاگردان را در میدان واگرای تفکر درگیر کنیم، که ذهن او را خلاق، کاوشگر و مکتشف تربیت کند. چیزی که متاسفانه تفکر کتاب درسی و دروس رسمی آموزش و پرورش بر خلاف آن عمل می‌کند و بلای جان تفکر و خلاقیت کودکان ما شده است.

  •  کلاس معکوس
  •  بسته‌های آموزشی
  • بسته‌ها در یادگیری بسته یا باز

 

کلاس معکوس

در یادداشت‌های قبلی از خودفراگیری صحبت کردیم. همچنین از استاد و شاگردی و نقش باغبانانه مربی صحبت کردیم. یکی از روش‌هایی که مربی شاگردان را درگیر خودفراگیری می‌کند، کلاس معکوس است. کلاس معکوس را می‌شود در دو جمله معرفی کرد: در روال معمول، معلم در کلاس عمومی تدریس می‌کند و شاگردان به صورت انفرادی تمرین انجام می‌دهند. در کلاس معکوس، ماجرا برعکس می‌شود: شاگردان به صورت انفرادی یا گروهی یاد می‌گیرند (از طریق محتوی یا بسته‌های آموزشی خود‌آموز یا مراجعه به منابع در دسترس) و بعد به صورت گروهی و با نظارت، حضور و درگیر شدن مربی، تمرین حل می‌کنند.

کلاس معکوس در مدارس معمولا اینگونه اجرا می‌شود که شاگردان درس را در منزل می‌خوانند و تمرین‌ها را در مدرسه انجام می‌دهند (بر خلاف رویه معمول مدارس که درس را در مدرسه می‌دهند و تمرین را در منزل انجام می‌دهند). اما در رویکرد حکمت و نیز رویکرد کیف در مدرسه، تلاش بر آن است که هم درس گرفتن و هم تمرین کردن در مدرسه انجام شود، و بچه‌ها بجز تمریناتی که ماهیت آنها به منزل ربط پیدا می‌کند (مثلا نوشتن خاطرات پدر و مادر یا تهیه گزارش از مسجد محله یا نوشتن دو خبر از اخبار امشب)، کارهایشان را در مدرسه انجام داده و وقتی به منزل می‌روند، فعالیت زمان گیر رسمی نداشته باشند.

در رویکرد کیف در مدرسه و رویکرد حکمت، کلاس معکوس در هر دو بخش درس گرفتن (خواندن یا مشاهده) و انجام کار در مدرسه انجام می‌شود. یعنی به بچه‌ها وقتی داده می‌شود که خودشان درس را مطالعه یا مشاهده و فهم کنند (به صورت فردی یا گروهی) و بعد با درگیر شدن با مربی مباحثه کرده و تمرین‌هایشان را انجام دهند. البته این مستلزم آن است که شاگردان فضایی مثل فضای میز کار شخصی در مدرسه داشته باشند، و بتوانند با تمرکز در محل خود بنشینند و کارشان را انجام دهند.

 

یادگیری باز- کلاس معکوس-یادگیری چندسطحی

 

مسأله این است که شاگردان باید خودشان موضوعی را که به عنوان موضوع مد نظر کلاس و معلم برای یادگیری تعیین شده است، یاد بگیرند (در مورد این مد نظر بودن موضوع توسط کلاس و معلم برای یادگیری جلوتر مجددا صحبت می‌کنیم). یعنی معلم موضوعی را به بچه‌ها اعلام کرده، و بچه‌ها باید از طریق محتوای در دسترسشان، که ممکن است توسط خود معلم در اختیار آنها قرار گرفته باشد، موضوع را فراگیرند

#پارادایم_جدید_تعلیم_و_تربیت

#کلاس_معکوس

#بسته_های_آموزشی

#یادگیری_باز

#خودفراگیری

#شاگرد_فعال

#تعلیم_و_تربیت_ویژه_گرا

#گذار_در_بحران

#نظام_برتر

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  مدرسه در فراق مهارت فراموش شده

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *