نظر خانم دکتر مریم برادران در مورد کتاب گذار در بحران


خانم مریم برادران، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی و علوم تربیتی دانشگاه امام صادق (ع):

سال من با خواندن کتاب گذار از بحران آغاز شد و خرسندم. کتابی روان، عمیق و خوش‌خوان؛ همین نشان می‌دهد نویسنده چه استخوانی خرد کرده و آنچه در وجودش هضم شده را در طبق اخلاص با دیگران به اشتراک گذاشته است، چیزی حاصل دانش و تجربه ناب بومی، در صحنه عمل.

کتاب پر از ایده است. من تعداد زیادی سؤال و ایده نوشتم که به آنها فکر و درباره‌شان تحقیق کنم و چندتایی نیز برای دانشجویانم فرستادم. هر صفحه، هر فصل، هر پاورقی، هر مصداق و مثال مرا با خودش می‌برد که فضای خودم را بسازم و به چشم یک فرد درگیر، هرچند از حیث نظری، وارد میدان شوم. یعنی مرا برانگیخته می‌کرد و ذهنم جولان می‌گرفت. در همین مرحله اندیشیدن هم لذتبخش است، چه رسد به اجرا.

می‌فهمم که نقطه شروع باور و عزم است در همه سطوح، و در این میان ظرفیت رسانه مغفول مانده… گویا تعلیم و تربیت فقط در مرز کنکور است که مورد سؤال قرار می‌گیرد و سوژه صدا و سیما و مطبوعات می‌شود یا هنگام حقوق معلمان و چیزهایی از این جنس. والا یادگیری موضوعیت ندارد و کسی نمی‌پرسد: چه خبر از دانش کاربردی، چه خبر از نقادی سازنده، از زندگی عالمانه، از فرهیختگی….

خوشحالم که جبر شرایط ما را انداخت به ورطه‌ای که شرایط به قول شما گذار را تسهیل می‌کند اما نگرانم این فرصت بگذرد و باز بمانیم میان گسست‌ها و دوگانگی‌ها و تعارض‌های لاینحل. امیدوارم قدر بدانیم. اگر مرا عضوی از جامعه تعلیم و تربیت بدانید، همانطور که از شروع قصه کرونا حداقل در کلاسهای درسم و سعی کرده‌ام خوش بینانه نگاهش کنم با شما همراهم و همفکر. اما چند نکته مایلم بگویم:

۱- به این فکر کنیم: چه باید کرد تا جامعه عمومی، تربیت و یادگیری را به مطالبه تبدیل کنند و این تقاضا را از حاکمیت داشته باشند؟ می‌دانم پاسخ خیلی‌ها حذف کنکور است. اما شاید با من هم عقیده باشید که با حذف کنکور هم لزوماً این اتفاق نمی‌افتد… کار از جای دیگر می‌لنگد.

۲- کاش گفت‌وگوها آنقدری در این موارد زیاد شود که جریانی شکل بگیرد تا حاکمیت کمی تکان بخورد و احساس کند حاشیه امن به پایان رسیده و باور کند حرکتهای خزنده برای مرگ مدرسه فعلی جدی است. همین جریان قطعاً جامعه عمومی را هم تکان خواهد داد که به جای یافتن راه چاره به صورت انفرادی یا گروهی، با فشار به سیستم، جریان را تغییر دهند.

۳- لازم است آمارها و پایش‌های ملی را جدی بگیریم. عینیت‌بخشی مهم است. شهود داریم اما وقتی آمار و ارقام جلوی چشممان می‌آید اتفاق دیگری رقم می‌خورد. باید به بررسی پیامدهای آموزش مدارس متنوع از جمله حکمت و مدارس دولتی همت گماشت.

۴-نقاط شکست شروع حرکت‌اند. اما این چیزها را معمولاً بر زبان نمی‌آوریم. دوست داشتم نقاط شکست درس‌آموز یا نقاط قابل بهبود تجربه فاخر مدرسه حکمت را بیشتر بدانم. چرا؟ برایم واقعی‌تر می‌شد و خودم را به آن نزدیک‌تر می‌دیدم. گاهی تبدیل شده به مدینة فاضله و من از آرمان‌شهرها می‌ترسم.

۵- یک سؤال وجود دارد: در این متن خوش‌بینانه به دانش‌آموزان نگاه نشده؟ من هم در کل خوش‌بین هستم (حتی تجربه دارم که در کلاسی نمره ندادم و همه مشتاق بودند و بعد از فراغت از تحصیل بارها ذکر خیر این کلاس را شنیدم). اما هستند مواردی که به انواع لطایف‌الحیل انگیزه خفته‌شان بیدار نمی‌شود. این حاشیه‌ها را نباید به دقت بیشتری تحلیل کرد؟ در کل ما حاشیه‌ها را در این متن نمی‌بینیم. حق دارید. مجالش شاید نیست. شاید تجربه‌تان می‌گوید انگشت شمارند. چرا اصلا این را نوشتم؟ خواستم بگویم نقاط خاص بحرانی یا تکینه را کم دیده‌ایم. شاید باید جایی به اینها هم پرداخت تا دغدغه‌ها کمتر شود و گوش شنوا برای همین‌ها بیشتر… تا کسی نگوید: «خوش خیال نیستید؟» و شاید همینجاهاست که آمارها هم می‌توانند کمک کنند (تفاوت شهر و روستا در ص ۴۴۸ یکی از اینهاست. نسبت چقدر است؟ شرایط چیست؟ و …).

دست مریزاد و خدا قوت آقای مهندس مجیدی عزیز

فصل 7 و 8 و 9 را حظ بیشتری بردم. خیلی این نگاه سیاستگذارانه را دوست داشتم. برای دانشجویی نوشتم: قصه نقش والدین در این کتاب آنقدر جالب است… حتما بخوان و برای کارت (تز دکتری‌اش) ایده بگیر…

من هم از مدت‌ها قبل (به خصوص بعد از مطالعه کتاب نظارت و راهنمایی تحولی و مطالعه زندگی شهید صدر و طرح پژوهشی اساتید اثربخش) به این مربی‌گری توزیع شده زیاد فکر کرده بودم. رهبری تربیتی که در سند تحول در حد چند کلمه آمده، از نگاه من همین نقش توزیع شدگی را باید داشته باشد. و اینکه تفویض در تعلیم و تربیت نداریم و نظارت باید سازوکاری داشته باشد فارغ از کنترل، اما در حیات و حیاطی مشاع… این چیزها در این متن خیلی پخته و جامع بود.

 

در کل لذت خواندن کتاب گذار از بحران در وجودم نشست.

الحمدلله. خوشحالم که قلم توانا در کنار ذهنی خلاق و وجودی کنشگر در یک نفر جمع شده است.

با احترام و آرزوی بهترین‌ها- برادران

نظر شما
[تعداد:    میانگین: /5]
این مطلب را نیز مطالعه کنید :
نظر آقای محمد رضا حشمتی در مورد کتاب گذار در بحران

یادداشت های همکاران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *