آیا برای شکوفایی همه گونه استعدادی که ممکن است در شاگرد وجود داشته باشد (ورزشی، علمی تخصصی، علوم دینی و …) و برای پرورش افراد متخصص و کارامد در زمینه های خاص، فکر و کار شده است؟

مدرسه ابتدایی و متوسطه اول، قطعا جایگاه تربیت افراد متخصص نیست. هدف ما پرورش زمینه ها و استعدادهای عمومی بچه ها است. و اصلا با بچه ها تخصصی کار نمی کنیم. حتی غرفه هایی نظیر خوشنویسی و نقاشی و سفالگری و … و انجام پروژه ها، به صورت کار تخصصی نیست؛ بلکه با این رویکرد است که بچه ها بیایند و دستی به این کار بزنند و تجربه ای از آن داشته باشند و حسی نسبت به آن پیدا کنند. البته مربیان غرفه ها اگر شاگردی بسیار مستعد را پیدا کنند که در یک زمینه انگیزه و استعداد ویژه دارد، با او به صورت تخصصی تر کار می کنند؛ و گاه یک شاگرد، توانمندی بسیار فراتر از سن خود در یک زمینه تخصصی پیدا می کند و نمونه هایی از این دست، داشتیم و داریم. از استعداد کارهای رایانه ای و الکترونیک گرفته، استعداد نقاشی دیواری، استعداد  فهم و ترجمه قرآن، …. تا استعداد بازاریابی و کارآفرینی و راه اندازی یک کسب و کار، بچه هایی را داشته ایم که بسیار فراتر از سن خود حتی در حد یک متخصص حرفه ای رشد کرده اند و همین الان هم فعالند. اما همه بچه ها برای اینکه به یک متخصص تبدیل شوند، یا فلان استعداد در آنها رشد کند، تحت فشار قرار نمی گیرند.

در مورد اینکه برای همه ابعاد استعدادها فکری شده باشد، خب واقعا استطاعت ما آنقدر نیست و زمینه ها متعدد هستند. ما بسترهای اصلی را فراهم می کنیم و زمینه درگیر شدن در حوزه های مختلف را تا حد ممکن ایجاد می کنیم. ضمن آنکه بچه ها در گردشهای علمی متعددی که در مدرسه دارند، با محیط واقعی بیرون و زمینه های مختلف آن مواجه می شوند و حداقل در حد مشاهده و در صورت امکان درگیر شدن، در آن وارد می شوند.