آیا مدرسه شما تنها کودکانی را که دارای ایدئولوژی خاصی هستند می پذیرد؟ مثلا اگر یک کودک کرد سنی یا چند کودک زرتشتی یا بودایی وارد مدرسه شما شوند، تکلیفشان در مدرسه شما چه خواهد شد؟

جذب ما بر اساس ایدئولوژی نیست. تنها مانع جذب ما مشکلات اخلاقی غیر قابل هضم است. البته ممکن است یک خانواده یا شاگرد، محیط و رویکرد ما و ایدئولوژی میدان دار مدرسه را نپسندد و به مدرسه ما نیاید. اما ما ایدئولوژی خودمان را در مدرسه به او تحمیل نمی کنیم.

هیچ اجباری در کار نیست. حتی به بچه های شیعه برای نماز خواندن! مثلا همین الان هم خیلی از بچه ها در نماز جماعت شرکت نمی کنند. البته تمام تلاش خودمان را می کنیم که بچه ها به نماز جذب شوند. اما اگر کسی نیامد مجبورش نمی کنیم. بر خلاف مدارسی که بچه ها مجبورند در برنامه ها و فعالیتهای مذهبی شرکت کنند!

منظور از  ایدئولوژی و چند فرهنگی در مدرسه قبلا گفته شد. اگر منظور از ایدئولوژی یک نظام فکری فریز شده است، خودمان هم با مدرسه ایدئولوژیک مخالفیم.

اما اگر منظور کمک کردن بچه ها به یافتن یک انسجام فکری و شکل گرفتن یک نظام فکری است، این اصلا کار اصلی مدرسه است. مدرسه باید به بچه ها کمک کند یک نظام فکری داشته باشند. خودشان این نظام را باید کشف کنند. تاکید می شود. اصول دین فهمیدنی است. تقلید کردنی نیست. خودشان باید برداشت کنند و بفهمند. این به معنای آن نیست که حقیقت متعدد است. حقیقت یکی است. اما هر شخص باید تلاش خود را برای برداشت از حقیقت بکند. نبی اکرم صلی الله و علیه و آله وقتی مبعوث شدند و رسالت خود را به حضرت علی علیه السلام عرضه کردند، حضرت گفتند اجازه دهید فکر کنم. شبی فکر کردند و بعد پذیرفتند. ما دین را عرضه می کنیم. اما بچه ها خودشان باید فکر کنند و برداشت کنند. حالا می خواهند شیعه باشند یا اهل سنت، یا مسیحی، یا بودائی. ولی این که این بچه ها در مدرسه ما تحصیل کنند به معنای آن نیست که ما بی جهت باشیم. خیر ما مسلمان و شیعه هستیم و قطعا برنامه آموزشی مان را بر اساس مبانی معرفتی که از اسلام و معارف تشیع گرفته ایم تدوین می کنیم. اگر کسی بگوید من کاملا بی طرف هستم دروغ می گوید. اصولا امکان ندارد مدرسه بزنید و ایدئولوژی خود را به بچه ها عرضه نکنید. حتی آنکه شعار می دهد که بدون ایدئولوژی باشید، خودش مروج یک ایدئولوژی است و اتفاقا خیلی سفت و سخت تر از آنها که ایدئولوژی خود را ارائه می کنند، از ایدئولوژی بدون ایدئولوژی بودن خود دفاع می کند و همه را مجبور می کند که از ایدئولوژی او تبعیت کنند. همین الان مشاهده بفرمائید. ما که مدعی ایدئولوژی شیعی هستیم قصد داریم همه را مجبور کنیم که این ایدئولوژی را باید در مدرسه خود بکار ببندند؟ و اگر نبندند به آنها تهمت دوری از ایدئولوژی شیعی بودن بزنیم و آنها را تهدید کنیم؟، یا دوستانی که اهل ایدئولوژی بدون ایدئولوژی بودن هستند قصد دارند همه را به تبعیت از ایدئولوژی خود مجبور کرده؟ و اگر نکنند، آنها را به ایدئولوژی گرائی و بلا آوردن بر سر بچه های مظلوم و چه و چه متهم می کنند؟ کمی به این موضوع که گفته شد فکر کنید.

و البته وقتی ما مدرسه مان را بر اساس ایدئولوژی شیعی تاسیس می کنیم، ممکن است کس دیگری هم مدرسه ای با ایدئولوژی اهل سنت یا مسیحی تاسیس کند و دیدگاهی غیر دیدگاه شیعی ما داشته باشد.