با توجه به اینکه بومی سازی مدارس، مخالف با نظام هماهنگ سیستمی است، پس نوعی تناقض بوجود می آید و غیرمتمرکز بودن را بوجود می آورد که جایگاهی در کشور ما ندارد؛ شما در مورد فاصله بین این مدرسه با مدارس دیگر چه راهکاری را به کار برده اید و با ورود دانش آموز به مدارس عادی، خلاء چگونه پر می شود؟

بچه هایی که از مدرسه حکمت می روند معمولا از نظر محیطی بهشان سخت می گذرد. گهگاه که به ما سری می زنند، مهمترین ناراحتی خود را در مورد احترام می دانند. می گویند: “در مدرسه حکمت به ما احترام می گذاشتند و با احترام با ما برخورد می شد، اما در مدرسه دیگر ما را آدم حساب نمی کنند (این اصطلاحی است که بچه ها بکار می برند – متاسفانه)، و به ما بی احترامی می کنند و شخصیت ما را خرد می کنند”.

از نظر درسی تعدادی از بچه ها در سطح بالا قرار دارند. نمونه هایی از بچه ها هستند که در سالهای دبیرستان بدون آنکه وقت زیادی روی درس خواندن صرف کنند، نمرات بالا می گیرند. این بچه ها حتی در سال چهارم هم مشغول کارهای دیگر و دلخواه زندگی خود هستند، در عین اینکه درس هم می خوانند. البته این بچه ها معدودند.

تعدادی از بچه ها هم بوده اند که با مواجه شدن با سئوالات کلیشه ای و کنکوری و حفظی متداول در مدارس، سطحی پائین تر از بقیه بچه ها را از خود نشان دادند. البته با یک تلاش، معمولا بلافاصله یاد می گیرند که چطور مثل آنها کنکوری درس بخوانند (نفهم و حل کن! ( به اعتقاد بنده این منطق کنکوری درس خواندن است. چون در کنکور اگر قرار باشد بفهمی و حل کنی، از زمان عقب می افتی). این بچه ها هر چند در ابتدا با آزمونها مشکل داشتند، اما پس از مدت کوتاهی خود را وفق می دهند و نسبت به افراد هم شرایط و هم توان خودشان راحت تر با مسائل کنار می آیند و جلو می روند.

اینکه گفتم افراد هم شرایط و هم توان خودشان، برای این است که ما در مدرسه حکمت بچه ها را از نظر توانمندی برای جذب سرند نمی کنیم. در هر کلاس بچه هایی با توانمندیهای مختلف و حتی خانواده های با فرهنگهای مختلف حضور دارند. از شاگردان در یک زمینه بسیار کم توان تا شاگردان در آن زمینه بسیار پر توان. خروجی ها را باید با وضعیت و شرایط آنها سنجید. ببینید این بچه در ابتدای ورود به مدرسه حکمت چه شرایطی داشت و در انتها چه شرایطی دارد. ما ادعا نمی کنیم که معجزه می کنیم و …. ولی ادعا می کنیم که بچه ها در حد توانشان زمینه حرکت پیدا می کنند. حرکت بچه ها کند ولی نسبتا عمیق است. در کارمان قطعا ضعف هایی هم داشته ایم، ولی در تلاش برای رفع آن نواقص بوده و هستیم و خواهیم بود.

اما آنچه که در خروجی های مدرسه ما کاملا بارز است و تقریبا تمام خانواده ها به آن اذغان دارند، توانمند شدن بچه ها برای حاضر شدن در جامعه و ایفای نقشهای اجتماعی و توانمندشدن در ابعاد مختلف زندگی است. به قول یکی از اولیاء، مدرسه حکمت مدیر تربیت می کند و به بچه ها رویکرد مدیریت زندگی و کار خود را تعلیم می کند.