به نظر شما نظام آموزشی مطلوب در ایران چگونه باید باشد؟

در کتاب گذار در بحران و سایر مستنداتی که در وبگاههایمان منتشر کرده ایم، این معماری و ابعاد آن را ترسیم کرده ام. به عنوان تبیین یک نقشه کلی و اجمالی از معماری نظام مطلوب آموزشی، می توانید نگاهی به شکل پیوست بیاندازید. اما در یک نگاه کلی: شاگرد و رشد او، موضوع اصلی نظام تربیت است. مسئله اصلی نظام تربیت این است که بستر رشد شاگرد را برای تحقق حیات طیبه (در ابعاد فردی و اجتماعی) او فراهم کند. رشد شخصیت، فرهنگ، مهارتها و ارتقاء دانش او، اهداف اصلی را در تحقق حیات طیبه تشکیل می‌دهند. این رشد در این ابعاد چهارگانه، باید ابتدا سبک زندگی شاگرد و جامعه را به سمت سبک زندگی سالم، مبتنی بر تبیینی که مبانی معرفتی اسلامی از این سلامت در ابعاد مختلف حیات فیزیولوژیکی و معنوی بشر می‌کند، سوق دهد. این سبک زندگی، در پهنه شکل گیری تمدن نوینی به کمال می‌رسد که این تمدن نیز مبتنی بر تبیین مبانی معرفتی اسلامی محقق شده است و پیشرفت جامعه نیز به سوی این سبک زندگی و این تمدن، در همین رشد تربیت یافتگان نظام تربیت محقق می‌شود. در سوی دیگر تربیت شاگرد، خانواده، جامعه و محیط کار قرار دارد، که شاگرد در حال و آینده در آن زندگی می‌کند و ضمن تعامل فعال با آن، رشد کرده و برای ایفای نقش موثر در آن آماده می‌شود و رویداد تربیت و فرایندهای تحقق آن، در این بین در بستر نظام تربیت رخ می‌دهد. در پهنه حاکمیت و نظام رسمی تربیت، لازم است تا مجموعه متنوعی از مدارس برای پاسخگویی به طیف وسیع نیازها و خصوصیات متفاوت شاگردان مختلف در پهنه جامعه وجود داشته باشند. قطعا پاسخگویی به ویژگیها و شرایط محیطی، نیازها و علائق مختلف در جامعه آینده، نیازمند رویکردهای مختلف مدرسه‌ای خواهد بود و یک رویکرد مدرسه‌ای واحد و دیکته شده (نظیر آنچه اکنون وجود دارد)، پاسخگویی نیاز جامعه نخواهد بود. رویکردهای مدرسه‌ای که به صورت خلاقانه توسط مدارس و متولیان آنها، متناسب با نیازهای در حال تحول جامعه، به سرعت در چرخه نوآوری باز، ارتقاء و تکامل یافته و یک رشد خودجوش همه جانبه را در تمام بافت نظام تعلیم و تربیت رقم بزند. مدارسی که در بافتهای مختلف و جنسهای مختلف، از مدارس رسمی تا مدارس وابسته به محیطهای کار، مراکز وابسته به مراکز مذهبی و مساجد، مراکز پژوهش و تولید و حتی محیطهای آموزشی نزدیک به شرایط محیط زندگی خانگی، طیف وسیعی از الگوهای مدرسه‌ای را رقم بزنند.

در مدرسه نقش محوری بر عهده مربی است. مربی معلمی است که علاوه بر نقش معلمی، مدیریت آموزشی شاگردان را بر عهده دارد، و شاگرد را در مسیر رشد رهبری می‌کند. مربی مراحل رشد شاگرد را همراه او طی چند سال دنبال می‌کند و پله پله او را در این مسیر ارتقاء می‌دهد. بدین ترتیب، محور فرایند تربیتی بر رویکرد استاد و شاگردی استوار می‌شود. رویکردی که در آن مربی در نقش استاد و مرشد، رشد همه جانبه شاگرد را تمهید کرده و با ایجاد انگیزه و ترغیب شاگرد و هدایت او در این مسیر، ساخته شدن او و رشد را توسط خود شاگرد و تلاشهایش رقم می‌زند و این رشد در پهنه قوت یافتن شاگرد در تقوای الهی و تعالی همه جانبه او دنبال و محقق می‌شود.

برای تحقق این واقعه، از یک سو شاگرد در مدرسه، معرفت الهی را بخصوص با تعامل تنگاتنگ با قرآن و سنت اهل بیت علیهم السلام کسب می‌کند؛ در مدرسه با درگیر شدن در مسائل واقعی زندگی در کنار مربی، ابعاد و شئوناتی از سبک زندگی سالم را تجربه می‌کند؛ در محیط تجربه مسائل واقعی و کاربردی، یک یادگیری ترکیبی و چند زمینه‌ای را متناسب با سطح توانمندیها و ویژگیها و علائق خود، در خلال یک فرایند یادگیری فعال اکتشافی رقم می‌زند؛ یادگیری را در یک محیط اجتماعی و یادگیری جمعی، در تعامل فراگیر با افرادی با توانمندیهای جسمی و یادگیری مختلف تجربه می‌کند؛ و در عمل در فعالیتهای مختلف فنی، خدماتی، تولیدی، کارآفرینی، اجرایی و کسب و کار و جهاد شوق انگیز در عرصه‌های اجتماعی و عملیاتی، استعدادهای خود را کشف و شکوفا می‌کند. شاگرد و مربی از پهنه منابع وسیع آموزشی با رویکردی واگرا، که ذهن شاگرد را خلاقانه به سوی طیفهای مختلف در حل مسئله و تفکر سوق می‌دهد، بهره می‌برند. ارزشیابی شاگرد در این میدان با رویکردی تعالی مدار صورت گرفته و ارزشیابی به عنوان ابزاری برای رشد دادن شاگرد و حمایت از طی طریق او محسوب می‌شود؛ و نه سنجش و برچسب زدن به او، یا انداختن در گردونه‌های رقابت واهی! در این میان رسانه‌ها و پهنه فضای اجتماعی سایبری، برای حمایت از یادگیری و پشتیبانی از رخدادهای تعلیم و تربیت به کمک می‌آیند و در پهنه چنین معماری‌ای، انتظار تحقق رشد شاگردان به سوی حیات طیبه الهی، از سوی جامعه، مربیان، خانواده، خود شاگرد و حاکمیت، انتظاری معقول و محقق شدنی است. این چکیده‌ای اجمالی از معماری مطلوب نظام تربیت بود.

اما آنچه که به صورت ویژه، نظام‌های جدید در بستر جامعه سایبری را از نظام‌های گذشته تربیت متفاوت می‌کند، ایجاد بسترهای فناورانه آموزشی و تربیتی است، که به صورت سکوها فضایی را فراهم می‌آورند که ارائه کنندگان آموزش، آموزش و محتوا و خدمات آموزشی خود را به آموزش گیرندگان ارائه کنند. اما مسئله مهم در معماری مطلوب و آینده آموزش آن است که رویکردهای کلان مختلف تعلیم و تربیت، با محوریت رویکرد یا دیدگاه سازنده‌گرا، ضمن پوشش و استفاده از دیدگاههای شناختی و رفتارگرا در جایگاه مناسب آنها، در پهنه تعلیم و تربیت رقم می‌خورد؛ و بر خلاف رویکرد موجود در رویکرد رفتارگرا منحصر و محدود نمی‌شود.