شاگردان چگونه خودشان را در مدرسه خود ارزیابی می کنند؟ آیا این خود ارزیابی قابل اعتماد هست؟

در مدرسه‌ی حکمت اوّلین کسی که باید ارزیابی بکند، خود فرد است. چه در مورد ارزیابی شاگردان، چه در مورد ارزیابی مربّیان، چه در ارزیابی مدیریّت مدرسه و چه در ارزیابی خود مدرسه. یعنی حتّی خود مدرسه هم اوّل باید خود را ارزیابی بکند، قبل از این‌که دیگران او را ارزیابی بکنند. باید حدیث «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا»  ملاک ما در این ارزیابی باشد و ما دائماً خود را بسنجیم.

اگر بخواهیم خود شاگرد، خود را مورد سنجش قرار بدهد، نوع تعامل و نوع برخورد و نوع بازخوردهایی را که در ارزیابی کردن می‌دهیم، این کاملاً باید متفاوت باشد از آن چیزی که در مدارس متداول است. یعنی اگر که شاگرد به دلیل این‌که یک چیزی را بلد نیست، تهدید می‌شود و با او بد برخورد می‌شود، قاعدتاً هیچ وقت نمی‌خواهد خود را ارزیابی بکند. بلکه اگر ما ارزیابی را به این سمت ببریم که وقتی شاگردی یک چیزی را بلد نیست، بگوییم حالا برای این‌که این مشکل حل بشود، باید چه کار بکنیم و برای آن راه پیدا بکنیم، متوجّه بشود که ما ارزیابی می‌کنیم برای این‌که مشکلات آنها را پیدا کرده و حل بکنیم.

مسئله‌ برای حل کردن مشکلات بچّه‌ها است نه مچ‌گیری و نه پیدا کردن مقصّر. اگر شاگرد این را باور بکند، آن موقع خود ارزیابی جواب می‌دهد و می‌تواند اتّفاق بیفتد والّا خود ارزیابی کاری صوری خواهد بود و شاگرد هم سعی می‌کند همیشه کار خود را پنهان می‌کند.

ما باید ببینیم باید چه کار بکنیم که خود شاگرد به ارزیابی کردن خود علاقه و دغدغه پیدا بکند، برای این‌که مشکلات خود را رفع بکند و این موضوع تا زمانی که آن احساس امنیت در شاگرد نسبت به یادگیری و نسبت به ارزیابی که در مورد او اتّفاق می‌افتد و عواقب آن ارزیابی ایجاد نشود، امکان پذیر نیست.

پس اصل ارزیابی کردن خود، ایجاد کردن روحیه‌ی خودارزیابی است. این هم به شدّت از طریق بازخوردهایی که به بچّه‌ها داده می‌شود، تحقّق پیدا می‌کند و از طریق این بازخوردها است که ما این موضوع را مدیریّت می‌کنیم، نه این‌که مثلاً فرض بکنید اصلاً بازخورد منفی به شاگرد ندهیم. نه شاگرد که یک مشکلی دارد، باید به او گفت که: این مشکل است. منتها مسئله برای رفع مشکل باید تعریف بشود یا بحث بشود.

وقتی که طبق این روال این فرهنگ ایجاد شد، ما حالا می‌توانیم به بچّه‌ها فرم بدهیم که خود را ارزیابی بکنید یا به آنها آزمون بدهیم، بچّه‌ها خود را بیازمایند و نمره‌های خود را در آن آزمون ثبت بکنند و ببینند کجا اشکال داشتند.

یکی از چیزهای مهم، بحث الکترونیکی بودن و کامپیوتری بودن ارزیابی‌ها است که وقتی ارزیابی به شکل کامپیوتری اتّفاق می‌افتد، کسی که دارد به شاگرد بازخورد می‌دهد، یک انسان نیست و سیستم دارد به او اعلام می‌کند که تو این را خوب انجام ندادی یا این را خوب انجام دادی. این احساسی که نسبت به این‌که یک نفری بیاید مثلاً یقه‌ی او را بگیرد یا نمره‌ی او را اعلام بکند یا ایرادات او را بگیرد، بچّه‌ها آن احساس را نسبت به کامپیوتر ندارند. به خاطر همین می‌تواند یک بخشی از خود ارزیابی توسّط این سیستم کامپیوتری اتّفاق بیفتد و بچّه‌ها خود را با عرضه کردن بر سیستم و تست زدن و انجام دادن آزمون‌هایی که در کامپیوتر وجود دارد و براساس آن خود را بسنجند و ببینند که وضعیت آن‌ها چطور است.