چه شاگردانی تحت پوشش خیریه مدرسه قرار می گیرند و چگونه از امکانات خیریه استفاده می کنند؟

براي حفظ كرامت افراد تحت پوشش خیریه، تعامل كارگروه خيريه با اشخاص مورد حمايت، مستقل از مدرسه انجام شده به نحوي كه شخص مورد حمايت، پس از بررسي و تصميم گيري كارگروه براي حمايت، توجيه شده و حتي الامكان نظير دانش آموزان عادي ديگر، به مدرسه براي ثبت نام مراجعه مي كند و پس از دريافت برگه واريز شهريه، آنها را به كارگروه براي پرداخت ارائه مي كند. بدين ترتيب، در پرونده مدرسه دانش آموز، هيچ اطلاعاتي در مورد حمايت خيريه وي ثبت نشده و حتي الامكان تنها مدير مدرسه و مربي مستقيم دانش آموز، از مورد حمايت بودن وي مطلع خواهند بود.

با توجه به اينكه طيف زيادي از دانش آموزان مورد نياز به حمايت، داراي مشكلات خاص يادگيري و رفتاري هستند، وجود تعداد زياد دانش آموزان با اينگونه از مشكلات در يك كلاس، منجر به نامتعادل شدن كلاس شده، كه اين موضوع مي تواند به يادگيري كل دانش آموزان كلاس، از جمله همين دانش آموزان نيز لطمه وارد كند. به همين دليل معيار اساسي براي تعداد جذب دانش آموزان مورد حمايت، تعداد دانش آموزان داراي مشكلات خاص در هر كلاس و نسبت آن به جمعيت كل كلاس بوده است. بدين ترتيب، فقط وجود دانش آموزان مستحق دريافت حمايت، براي جذب آنان كفايت نمي كند. اگر دانش آموز داراي مشكلات رفتاري و يادگيري و نظاير آن نباشد، جذب مي تواند بلافاصله انجام شود. اما در صورت دارا بودن اينگونه از مشكلات، بسته به تعداد افراد كلاس مورد نظر و تعداد افراد داراي اين طيف از مشكلات و نيز تعداد افراد داراي ساير طيفهاي مشكلات (كه با توجه به نوع چند تواني دانش آموزان مدرسه حكمت، اين موضوع نيز معمولا زياد است)، در صورتي كه گنجايش حجم اين مشكلات اجازه دهد، دانش آموز جذب مي شود. بدين ترتيب ممكن است در يك كلاس يا يك پايه، هنوز ظرفيت جذب وجود داشته باشد، اما در پايه ديگر اينگونه نباشد. با يك نگاه كلي و ميانگين به نظر مي رسد كه بر اين اساس، مدرسه حكمت بتواند حداكثر بين 30% تا 50% از ظرفيت خود را به پوشش دانش آموزان نيازمند و ايتام اختصاص دهد.

از طرفی به نظر مي رسد دانش آموزان مستحق تنها دانش آموزان بي بضاعت و كم بضاعت نباشند. طيف زيادي از خانواده ها با سطح درآمدي متوسط روبه پائين، توان تامين هزينه هاي تحصيل فرزند خود در چنين مدرسه اي را ندارند. بخصوص اينكه مناعت طبع و سطح اجتماعي آنها، اجازه دست دراز كردن به سمت خيريه ها و حتي قبول كمك پيشنهاد شده از طرف اينگونه موسسات را نمي دهد. آنها عمدتا تلاش مي كنند با سيلي صورت خود را سرخ نگاه دارند. اما در صورتي كه آنها با حفظ كرامت خود بتوانند حمايت را به صورت وام يا تخفيف در شهريه دريافت كنند، مسئله متفاوت خواهد بود. به همين دليل دانش آموزان تحت پوشش به دو دسته “الف” و “ب” تقسيم شدند.

دانش آموزان دسته “الف”، دانش آموزان نيازمندي هستند كه كل شهريه آنها توسط خيريه تامين و مورد حمايت قرار مي گيرند و حتي احيانا نيازمند كمكهاي معيشتي ديگر نيز هستند. اما دانش آموزان دسته “ب”، دانش آموزاني هستند كه حمايت از آنها تنها به تامين بخشي از هزينه هاي تحصيل به صورت وام، يا تخفيف اختصاص مي يابد.

علاوه بر دو دسته “الف” و “ب”، دسته ديگري از افراد هستند كه شايد حتي در دسته “ب” نيز قابل گنجانده شدن نباشند؛ اما اولا در حال حاضر موقتا براي تامين هزينه هاي مدرسه دچار مشكل هستند و ثانيا با توجه به موارد نكته فوق الذكر (نسبت دانش آموزان داراي مشكل به دانش آموزان كلاس)،‌ حضور اين دانش آموز بتواند ظرفيت افزايش دانش آموزان داراي مشكل و مورد نياز به حمايت دسته “الف” و “ب” را در يك كلاس افزايش دهد. در اينگونه از موارد، در صورتي كه خانواده مربوطه، كه در حال حاضر به دليل مشكلات مالي از ثبت نام دانش آموزان صرفنظر مي كند، با دريافت تخفيف يا وام، ترغيب به ثبت نام شود و دانش آموز مربوطه نيز داراي مطلوبيتها و برجستگيهاي خاصي نظير ادب، اخلاق، حفظ قرآن، توان علمي و نظاير آن باشد و ثبت نام او در كلاس، امكان ثبت نام چند دانش آموز داراي مشكل ديگر را فراهم آورد، اين حمايت از او انجام خواهد شد. اين دسته از دانش آموزان، در دسته “ج” قرار مي گيرند.

خصوصيات دانش آموز و خانواده او بايد به گونه ای باشد كه قرار گرفتن او در كنار ساير دانش آموزان مدرسه و تعامل با آنان، منجر به از هم پاشيده شدن قناعت و وضع موجود زندگي آنان نشود. گاه برخي از دانش آموزان قشر كم درآمد جامعه، با تعامل با دانش آموزان مرفه، دچار اختلال هويت شده و تحمل وضعيت موجود زندگي خود براي آنان غير ممكن شده و اين فشار آنها را به بروز رفتارهاي ناهنجار و خطا به اشكال مختلف ترغيب مي كند. در انتخاب دانش آموزان مورد حمايت، تلاش بر آن بوده كه اين مشكل مورد توجه قرار گرفته و دانش آموزاني براي حمايت انتخاب شوند كه خود و خانواده آنها، تحمل اين تعامل را داشته باشند.

در صورتي كه امكان جذب دانش آموز در حال حاضر به دليل وجود مشكلات (اخلاقي، خانوادگي، يادگيري و …)، در كلاس وجود نداشته باشد، اما امكان پشتيباني و حمايت از او در بيرون مدرسه وجود داشته باشد، به نحوي كه در صورت دريافت اين پشتيباني، پس از مدتي مشكلات او كاهش پيدا كرده و بتواند در مدرسه ثبت نام نمايد؛ اين حمايت از او در بيرون مدرسه انجام مي شود. مثلا دانش آموزي كه به دليل سوء مديريت و فرهنگ خانواده، وضعيت نابسامان اخلاقي يا رفتاري دارد، اما امكان اصلاح او با ارائه مشاوره به خانواده و خود او وجود داشته باشد. يا دانش آموزي كه به دليل ابتلا به بيماري واگير پوستي، امكان حضور در مدرسه را ندارد، اما در صورت حمايت و درمان مناسب، اين امكان را مي يابد. يا دانش آموزي كه به دليل رها كردن تحصيل يا سوء آموزش مدارس قبلي، سطح اوليه شركت در كلاس درس در يك پايه را نداشته باشد. اينگونه از دانش آموزان در دسته “د” قرار مي گيرند. دانش آموزان دسته “د” در مدرسه ثبت نام نمي شوند، اما حمايت از آنان در منزل به اشكال مختلف تا مدتي انجام مي شود (ارائه مشاوره به خانواده در زمينه هاي لازم روانشناسي، اخلاقي، تربيتي و حتي اقتصادي و تدبير منزل، آموزش خصوصي در منزل، درمان، تامين هزينه معيشتي براي اينكه دانش آموز مجبور به كار كردن نباشد)، به صورتي كه پس از اين مدت، دانش آموز شرايط لازم براي ثبت نام و تحصيل در مدرسه را پيدا كند. (تمام موارد نمونه هاي فوق الذكر و چند مورد ديگر نيز، تاكنون در افراد مورد حمايت كارگروه خيريه، واقعا وجود داشته اند و نمونه ها واقعي است).

براي هم طراز شدن و حضور مناسب دانش آموز مورد حمايت در مدرسه، لازم است تا علاوه بر حمايت از تامين شهريه مدرسه، هزينه هاي جنبي نظير پوشاك (در سطح ساير دانش آموزان مدرسه) و گاه هزينه هاي معيشتي آنان (بخصوص در تامين غذاي هم رديف ساير دانش آموزان براي آنها)، تامين شود.