🔸زمانی می توانیم به تحول فکر کنیم که باور کنیم کتاب درسی یکی از تنگناها و عوامل مشکل زای بنیادی در شکل کنونی معیوب نظام تعلیم و تربیت است.
🔹در مدارس قدیم حوزه، یک کتاب درسی از بین صدها کتاب موجود، به عنوان زمینه کلاس درس یک استاد، انتخاب می شد، و استاد در کلاس با خواندن آن کتاب، بر زوایای مختلف آن گفتار بحث کرده و آن را نقد و بررسی می کرد، و احیانا حاشیه هائی نیز بر آن وارد می کرد.
🔹حاشیه نویسی بر کتابهای درسی، یک روال رایج در گذشته بود، و گاه حاشیه ها، تحلیلی متفاوت از متن را ارائه کرده، و آن را نقض می نمودند.
🔹 کتاب درسی مذکور به عنوان فصل الخطاب تلقی نشده، و شاگردان چالش و کنکاش و کاوشگری را در تعامل با آن فرا می گرفتند.
🔹ضمنا شاگردان برای طی مدارج تحصیلی خود، نمی توانستند فقط به خواندن کتابهای درسی مذکور بسنده کرده، و از سایر کتابها مستغنی باشند.
🔹خواندن یک کتاب درسی در آن مسیر، فقط یک مثال راهنما برای کاوشگری در مسیر یادگیری بود، نه به عنوان تمام کننده یادگیری!
#تفکر_واگرا، #کتاب_برای_کاوشگری
⚫️ یادداشتها و گزیده هائی از نوشته های اردوان مجیدی

