آیا نظام تربیت اثربخش می شود؟ قسمت هفتم و پایانی!


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 20 مرداد 1404

سالها است که اثربخشی نظام تربیت ما، در معرض چند پرسش بنیادین اثربخشی، از طرف جامعه و حاکمیت قرار دارد، و از پاسخ دادن به آنها ناتوان بوده است. آیا سند ترمیم یافته تحول، می‌تواند به نظام تربیت کمک کند که به این سوالات پاسخ مثبت و موثر بدهد؟

سوالاتی برای تحلیل موفقیت سند تحول سند ترمیم یافته

در شش قسمت قبلی،‌ از سوالاتی صحبت کردیم که در نقاط گلوگاهی راهبردی و مهم،‌ پیش روی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قرار دارد.
توجه به این سوالات، در ارزیابی و احیانا اصلاح نهائی، می تواند به بهبود و ارتقاء و رفع این نواقص، کمک کند، و نافی زحمات و مزیتهای حاصله، نیست.
این سوالات در محورهای زیر مطرح می شود:
1. ایفای ماموریت نظام تربیت در پاسخگوئی به نیازهای کنونی جامعه، (قسمت اول)
2. ایفای ماموریت نظام تربیت در توانمندکردن جامعه برای ساختن جامعه پیشرفته آینده، (قسمت دوم)
3. فهم تحول ابرانگاره نظام تربیت و تغییر معادلات حاکم بر آن، (قسمت سوم)
4. فهم تحول قواعد حکمرانی در فضای تمدنی جدید، (قسمت چهارم)
5. دنبال کردن یک تحول نهادی و همراه ساختن جامعه با این تحول، (قسمت پنجم)
6. انسجام سازوکارها و تدابیر تحولی در تاروپود یک معماری منسجم، (قسمت ششم)
7. اثر بخشی نهائی تحول یافته در برابر مطالبات جامعه و حاکمیت.
در این قسمت پایانی، به محور هفتم می پردازیم.

به دنبال اثربخشی نظام تربیت

سوال هفتم – آیا سند، نظام تربیت را، برای پاسخ به پرسشهای بنیادین اثربخشی، توانمند می‌کند؟
سالها است که اثربخشی نظام تربیت ما، در معرض چند پرسش بنیادین اثربخشی، از طرف جامعه و حاکمیت قرار دارد، و از پاسخ دادن به آنها ناتوان بوده است. آیا این سند می‌تواند به نظام تربیت کمک کند که به این سوالات پاسخ مثبت و موثر بدهد؟
1- چرا پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از انقلاب اسلامي، هنوز فارغ التحصيلان با علاقه به دين، و آنچه كه دين ترسيم كرده (انسان متعالي) فاصله زيادي دارند؟ چرا فارغ التحصيلان ما آنقدر كه مورد انتظار است با دين و قرآن مانوس نيستند، و مدارس نتوانسته نقش خود را در اين زمينه به خوبی ايفا كند؟
2- چرا فارغ التحصيلان ما در بكارگيری عملی دانسته های خود ناتوانند، نيازهای مراكز كار در تعليم و تربيت رسمی برآورده نمی شود، و محفوظات آنها كاربردی نيست؟
3- چرا فارغ التحصيلان ما در تلاش جمعي ناموفقند، و مدرسه كمك زيادي به آنها براي حضور و ايفاي نقشهای موثر در جامعه نمي كند؟ چقدر از توانمندیهای واقعی مورد نیاز برای حضور در جامعه، در برنامه درسی رسمی پوشش داده می‌شود؟
4- بر خلاف آنچه كه در سنين پيش از دبستان در علاقه كودكان به يادگيري چيزهاي جديد مشاهده مي‌شود، چرا شاگردان پس از ورود به مدرسه، با علاقه و انگيزه درس نمی خوانند، بلكه نمره و ترس و فشار، و پاداشهای کاذب، تنها عوامل حركت و تلاش آنها در مسير يادگيری است؟
5- چرا پرورش استعدادها، خلاقيت، شخصيت و كمال كودكان در نظام تربیت مغفول است، و نظام تربیت، عملا تنها به تعلیم دانش و برخی مهارتهای محدود منحصر شده است؟

آیا پاسخگو شدن سند به این سوالات عملا امکان پذیر است؟

سوالی که قطعا در ذهن بسیاری از خوانندگان محترم شکل گرفته است، آن است که آیا عملا می‌توان سند را به گونه ای ترمیم کرد که بتواند به این سوالات پاسخ دهد؟
پاسخ قطعا مثبت است! وگرنه نوشتن این سوالات و این متن بیهوده خواهد بود.

نیاز به استفاده از توان جامعه، با ساختار حکمرانی مناسب و معماری منسجم

به نظر می‌رسد که محورهای این توانمندسازی برای پاسخ، شامل استفاده از توان بالقوه خلاقیت و تلاش جامعه برای تحول، عاملیت مدرسه و مربی، سوق به سمت رویکرد استاد و شاگردی، در کنار ساختار مناسب برای حکمرانی نظام تربیت و برای حفظ ارزشها و هویت ملی، در چارچوب حاکمیت، و طراحی یک معماری منسجم برای تحول است.

معماری ای که بتواند تعلیم و تربیتی شایسته فرزندان ایران را ایجاد کند. به جای کتابهای درسی کلیشه شده، با تجربه زندگی واقعی در مدرسه، با استفاده از منابع یادگیری متنوع، فرایند کشف را تجربه کنند، ابعاد مختلف شخصیت و فرهنگ بچه‌ها به صورت مطلوب شکل بگیرد، متناسب با نیازهای واقعی، هر شاگرد مسیر متفاوتی را طی کند، تا استعدادهایش با توجه به توانمندیها، خصوصیات شخصی و شرایط جامعه، شکوفا شود، و بستر رشدشان در ابعاد مختلف عاطفی، معنوی، نظری، اخلاقی، ادبی، هنری، جسمی، تعامل اجتماعی، اقتصادی و مهارتی فراهم شده باشد.

چشم بر راه حل ها می بندند، و سوالها را هم پاک می کنند!

ضمن آنکه سازوکار تکمیلی و ترمیمی شفاف برای سند تحول بنیادین، در قالب دو سند راهبردی ”راهبرد ملی و تمدنی تحول تربیت عمومی و رسمی“ و ”سیاستهای هم افزائی اجتماعی در تحول راهبردی نظام تربیت“، توسط نگارنده و جمعی از فعالان و اندیشمندان نظام تربیت، در سالهای گذشته ارائه شده، که امکان ارائه پاسخ قابل تحقق و روشن به این سوالها را در قالب عبور از ابرنگاره صنعتی، طراحی نهادی-اجتماعی، و حکمرانی مشارکتی بومی، عملا نشان می‌دهد؛ و قابلیت پیوستن و تکمیل و ترمیم سند تحول را دارد.
بخصوص، ابعاد هفتگانه تبیین شده در بندهای هفتگانه سیاستهای هم افزائی اجتماعی، نقاط گلوگاهی تحول را، نظیر استفاده از توان بالقوه و ظرفیتهای فراوان خلاقیت و تلاش مردمی، و اتخاذ ساختار حکمرانی مناسب آن را در سازوکارهای ساده و نسبتا سهل الوصول، تبیین می‌کنند، که الحاق آن با سند تحول، چندان پیچیده نیست، ولی همین بندهای محدود، می تواند موتور جریان اصلی تحول را روشن کند، و کلید ارتقاء و بهبود سند ترمیم یافته است.

سوالاتی برای تامل!

من فقط سوالاتی را برای تامل و ارزشیابی سند تحول ترمیم یافته مطرح کردم. اگر این سوالات هفتگانه، منطقی نیست، که همان مصداق فاضربوا علی الجدار در مورد آن مصداق دارد. اما اگر سوالات منطقی و راهبردی است، باید برای پاسخ به آنها تامل شود.
اگر سند ترمیم یافته به این سوالات در طیف پاسخهای مورد انتظار، پاسخ منطقی و در خور می‌دهد، بسیار عالی. پس سند توانسته جهش مفیدی را نسبت به سند قبلی انجام داده، و ان شاء الله خواهد توانست که جهش موثری را در نظام تربیت ایجاد کند.
اما اگر سند به این سوالات کماکان پاسخ نمی‌دهد، باید در مورد فلسفه وجود آن، و موقوف کردن نظام تربیت به آن، تاملی کرد، و تدبیر مناسب برای رفع نقایص انجام شود.
الحمد لله رب العالمین.

و غزه را تماشا می کنند!

قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ، النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ، إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ،‌ وَهُمْ عَلَى مَا یفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ.
مرگ بر اصحاب گودال، که آتشی در آن افروخته اند، هنگامی که بر فراز آن ایستاده اند، و آنچه که بر سر مومنان می آورند را تماشا می کنند.
این مطلب را نیز مطالعه کنید :  شوق‌ متوقف شده در تنگنای نظام آموزشی وارونه

آثارپروژه تحول معماری نظام آموزشی (مبنا)پروژه‌های پژوهشیپروژه‌های معماری نظام تعلیم و تربیت و برنامه درسییادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *