اردوان مجیدی، بخش اول از یادداشتهای ریشهیابی مشکلات #تحول_تعلیم_و_تربیت، خبرگزاری فارس، 1403/3/21
همه تصور میکنند مسأله را میتوان یکبُعدی نگریست و با راهحل سادهای از همان بُعد، حل کرد و اینگونه میشود که یک طرف میز با نگاهی حق به جانب با چماق کلیدواژه «عدالت آموزشی» بر سر آن طرف میز میکوبد و طرف دیگر با کلیدواژه «کیفیت نامطلوب آموزش و عوارض آن» طرف دیگر میز را متهم میکند. هر کس می خواهد با کشیدن بیشتر طناب از طرف خود، مشکل را حل کند، یا طنابهای دیگر را قیچی کند.
بازنشری از سلسله بحثهای تحول نظام تربیت؛ اشاره!
1- سلسله بحثهای تحول نظام تربیت،
2- سلسله بحثهای تحول تمدنی،
3- سلسله بحثهائی در تحول فارس و معماری فارس جدید،
4- و اخیرا نیز برخی از اشعار (عمدتا بحر طویل) در مدح و تبیین معرفتی مقام اهل بیت علیهم السلام.
چندی است که در سلسله بحثهای تحول نظام تربیت، وقفه افتاد. خواستم بحثها را با مباحثی مرتبط با مسائل روز ادامه دهم، دیدم همین مباحث، قبلا هم مطرح شده بود. مباحث بحثهای قبلی، امروز نیز مصداق دارد. ضمن آنکه این بحثها، در محیط فارس قدیم منتشر شده بود، و بعضا به صورت کامل با تصاویر در دسترس نیست. بدین لحاظ از امروز، بخشهائی از آن سلسله بحثها، به تدریج بازنشر شده، و در بخشهای جدید نیز ان شاءالله ادامه پیدا خواهد کرد.
ضمن آنکه به عنایت الهی، ان شاءالله انتشار سه سلسله بحث دیگر هم، طبق روال گذشته، به مرور انجام می شود. برای تفکیک سلسله بحثها از هم، در ابتدای هر یادداشت، تعلق یادداشت به سلسله بحث مربوطه و شماره آن یادآوری می شود.
از اینکه این یادداشتها را دنبال می کنید، تشکر، و از نظرات و نقدهای خوب شما، استفاده کرده و سپاسگزارم.
یادداشت حاضر، در تاریخ ۱۲ – ۸ – ۱۳۹۸ در فارس منتشر شده بود.
باز هم سادهانگاری در مشکلات نظام تعلیم و تربیت
اجازه دهید کمی ابعاد مسئله را مرحله به مرحله باز کنیم.
نظام آموزش و پرورش رسمی، چند سازوکار معیوب را به عنوان پیش فرض لایتغییر در نظر گرفته و سالها است که بر اساس آن جلو می رود. راه انداختن یک آموزش ماشینی که در آن کتابهای درسی یکسان با طراحی و تدوین یکسان بدون توجه به خصوصیات و تفاوتهای فردی و استعدادهای شاگردان و شرایط محیطی در همه جا اعمال می شود، الگوی ارزیابی کورکورانه و محدودشدن در اهداف آموزشی قابل سنجش در این الگوی ارزیابی، موفق و ناموفق خواندن و کم استعداد و پر استعداد شمردن شاگردان مختلف بر اساس این الگوی ارزیابی کورکورانه، و انگ زدن به آنها بر این اساس، آزمونهای با جوابهای از پیش تعیین شده همگرا و درمانده شدن سازوکارهای آموزشی در مقابل تفکر واگرا، و حاکم شدن روش سخنرانی معلم، کتاب درسی، مشق و آزمون، یک گردونه حفظ محور کور را در نظام آموزشی ایجاد کرده است. گردونه ای که همه در آن چشم و گوش بسته و بی اختیار حرکت می کنند.
بروز عوارض این گردونه معیوب، باعث می شود که همه ما (از شاگردان گرفته تا والدین، معلمان و متولیان) احساس ناخوش آیندی نسبت به این فرایند پیدا کنیم. برای حل این مشکل به مرور زمان دست به دامان سازوکارهائی نظیر سرند کردن شاگردان، و تعریف مدارس خاص از نمونه مردمی گرفته تا تیزهوشان، هیئت امنائی، غیر انتفاعی و امثال آن می شویم. ایجاد این مدارس هم نه تنها مشکلات اصلی را حل نمی کند، بلکه عوارض و مشکلات خاص خود را هم ایجاد می کند.
آنوقت عده ای حل مشکل را در برچیدن این تنوع مدارس می دانند، و تصور می کنند که اگر همه مدارس یک جور باشد، مشکل حل می شود. عده ای هم می گویند که حالا که مدارس دولتی دچار مشکل است، مدارس غیر دولتی برای حل مشکل ضروری است. عده ای تصور می کنند که جدا سازی کودکان با طبقات و خصوصیات مختلف منجر به عدم عدالت می شود؛ و عده دیگری می گویند که جدا سازی برای اینکه نیازهای متفاوت این خانواده ها و شاگردان و تفاوتهای استعدادها و فرهنگ آنها را پاسخ دهیم، ضروری و اجتناب ناپذیر است.
مسئله در اینجا است که در این بحث بی سرانجام، همه تصور می کنند مسئله را می توان یک بعدی نگریست و با راه حل ساده ای از همان بعد، آن را حل کرد. و اینگونه می شود که یک طرف میز با نگاهی حق به جانب با چماق کلیدواژه “عدالت آموزشی” بر سر آن طرف میز می کوبد، و طرف دیگر با کلید واژه “کیفیت نامطلوب آموزش و عوارض آن” طرف دیگر میز را متهم می کند، طرف دیگر میز هم از “مشکلات جدا سازی” سخن گفته و ضرورت بر چیدن آن را علم می کند. هر کس می خواهد با کشیدن بیشتر طناب از طرف خود، مشکل را حل کند، یا طنابهای دیگر را قیچی کند. اما مسئله آن است که فاجعه پیچیده تر از قابلیت فهم در یک نگاه یک بعدی است.
فرض کنید که هر یک از طرفین این مباحثات بی حاصل، با جلب احساسات عامه و خواص، بتواند بر طرفهای دیگر غالب شده، و دیدگاه خود را به صورت قانون درآورده و اجرا کند. آیا فکر می کنید مشکلاتی که امروز داریم حل می شود؟ فرض کنید که مدارس همه یک جور بشوند و اصلا مدارس غیر انتفاعی یا غیر دولتی را هم حذف کنیم. آیا اتفاق جدی را در مدارس شاهد خواهیم بود و تعلیم و تربیت انسانی را در مدارس شاهد خواهیم بود؟ یا اینکه اگر مدارس غیر انتفاعی خوبی اینطرف و آنطرف ایجاد کنیم که بعضا محیط نسبتا سالمی داشته باشند، آیا تغییری در رویکرد تعلیم و تربیت و گردونه ناسالم آن ایجاد می شود؟
آیا اقدامات پیشنهادی شما، مانند همان اقدامات سطحی و ظاهری نظیر 6-3-3، تعریف پیش دانشگاهی و بعد برچیدن آن، تاسیس دانشگاه فرهنگیان، و امثال آنها نیست، که قبل و بعد از آن فقط ظواهری تغییر کرد، ولی مشکلات و معضلات اساسی نظام آموزشی کماکان به قوت خود باقی بود و حتی شدیدتر نیز شد؟ آیا اینگونه بحثها و اقدامات، تنها وقت و انرژی همه را به خود اختصاص نمی دهد، و جامعه و حاکمیت را نسبت به اقدامات واقعی و اصلاحات مفید واکسینه نمی کند، تا دیگر فرصت، رمق و حوصله ای برای پرداختن به مسائل اصلی و تحول ریشه ای باقی نماند؟
دوستی می گفت برای حل یک مسئله پیچیده، تعدادی راه حل پیچیده وجود دارد، و البته تعدادی هم راه حل ساده ولی غلط! خبرگان به سراغ تحلیل و یافتن راه حلهای پیچیده می روند، و ساده اندیشان، به سرعت راه حلی ساده ولی غلطی را که از منظر نگاه تک بعدی خودشان جور در می آید، برمی گزینند، و با تعصب بر صحت و اجرای آن هم اصرار می کنند. و این حکایت همچنان باقی است…
اگر خداوند متعال توفیق دهد، در روزهای آینده بتدریج به تبیین زوایای مختلفی از این بحث در چند یادداشت، خواهیم پرداخت. الحمد لله رب العالمین.
#ساده_انگاری_تحول_تعلیم_و_تربیت
1- یادداشت فارس – 11-8-98- بازهم ساده انگاری در مشکلات نظام تعلیم و تربیت!





