اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 7 مرداد 1404
تحول نظام تربیت، بجز به شکل نهادی، و نهادینه شده در بطن جامعه، و با بکارگرفتن خلاقیت و تلاش اجتماعی، و مشارکت وسیع جامعه در کنار حاکمیت، محقق نمیشود. این تحول نهادی، در عین قرار داشتن در بافت حاکمیت، با حفظ پیوستگی و انسجام در ساختار حکمرانی ملی، باید در بطن جامعه، و در بستر گفتمان اجتماعی و کنشگری جمعی جامعه فعالان تعلیم و تربیت شکل گیرد. آیا سند ترمیم یافته، تحولی سازمانی و دستوری را ترسیم می کند؟ یا تحولی نهادی و اجتماعی؟
سوالاتی برای تحلیل موفقیت سند تحول سند ترمیم یافته
سوالاتی برای تحلیل موفقیت سند تحول سند ترمیم یافته
در سه قسمت قبلی، از سوالاتی صحبت کردیم که در نقاط گلوگاهی راهبردی و مهم، پیش روی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قرار دارد.
توجه به این سوالات، در ارزیابی و احیانا اصلاح نهائی، می تواند به بهبود و ارتقاء و رفع این نواقص، کمک کند، و نافی زحمات و مزیتهای حاصله، نیست.
این سوالات در محورهای زیر مطرح می شود:
1. ایفای ماموریت نظام تربیت در پاسخگوئی به نیازهای کنونی جامعه، (قسمت اول)
2. ایفای ماموریت نظام تربیت در توانمندکردن جامعه برای ساختن جامعه پیشرفته آینده، (قسمت دوم)
3. فهم تحول ابرانگاره نظام تربیت و تغییر معادلات حاکم بر آن، (قسمت سوم)
4. فهم تحول قواعد حکمرانی در فضای تمدنی جدید (قسمت چهارم)،
5. دنبال کردن یک تحول نهادی و همراه ساختن جامعه با این تحول،
6. انسجام سازوکارها و تدابیر تحولی در تاروپود یک معماری منسجم،
7. اثر بخشی نهائی تحول یافته در برابر مطالبات جامعه و حاکمیت.
در این قسمت به محور پنجم می پردازیم.
یک تحول سازمانی یا تحولی نهادی و اجتماعی؟
سوال پنجم – آیا سند ترمیم یافته، یک تحول نهادی و هم افزائی اجتماعی را دنبال میکند، یا فقط اقدامی سازمانی؟
پاسخ به پیچیدگیها و نیازهای متنوع و دائما در حال تغییر جامعه امروز، بخصوص در موضوع پیچیدهتری چون تربیت، باید با یک قوه عاقله فعال، پویا، و کارآمد انجام شود. نظام تربیت، با چالشی مهم در این پاسخگوئی مواجه است.
هیچ سازمان متعارف و رسمی در چارچوبهای موجود نظامهای رسمی، توان چنین کاری را ندارد، مگر آنکه از عقل و تلاش جمعی و جهادی در این کار استفاده شود. آنهم نه با دادن شعار برای استفاده از عقول و تلاش جمعی و مشارکت صوری، و نه با تشکیل دادن شوراها و ساختارهای مشورتی ناکارآمد. بلکه با ایجاد ساختاری انعطاف پذیر که بتواند انسجام و هم افزائیای را در بکارگیری و بکارگماری این عقل و تلاش جمعی و جهادی، محقق کند.
جامعه است که میتواند تحول نظام تربیت را رقم بزند. مشکل اغلب اسناد راهبردی و تحول آن است که تحول را به صورت سازمانی و با دستورات و انتظار اجرای سازمانی، تصویر و دنبال میکند. اما در میدان پیچیده و متنوع پیش رو، بدون استفاده از خلاقیت و تلاش جمعی، نمیتوان نظامی را که بتواند به نیازهای تربیت در این میدان پاسخ دهد، پیریزی کرد.
تحول نظام تربیت، بجز به شکل نهادی، و نهادینه شده در بطن جامعه، و با بکارگرفتن خلاقیت و تلاش اجتماعی، و مشارکت وسیع جامعه در کنار حاکمیت، محقق نمیشود. این تحول نهادی، در عین قرار داشتن در بافت حاکمیت، با حفظ پیوستگی و انسجام در ساختار حکمرانی ملی، باید در بطن جامعه، و در بستر گفتمان اجتماعی و کنشگری جمعی جامعه فعالان تعلیم و تربیت شکل گیرد. بدین لحاظ تعریف و تصویب قوانین موید این تحول، میتواند تحقق آن را در مسیر صحیح قرار داده، حمایت حاکمیت را از این حرکت نهادی تحول، ایجاد، و حرکت آن را مدیریت، تمهید و تسهیل کند.
یک معماری نهادی، تحولی نهادی را پیریزی میکند. در این تحول نهادی، تغییر نظام از طریق دستورالعمل و بخشنامه و ابلاغ صورت نمیگیرد، بلکه در بافت جامعه و هنجارهای آن، با شکل گیری تدبیر، مطالبه و تلاش توام اجتماعی برای تحقق آن، حرکت نهادینه شدهای در درون جامعه برای تحول صورت میگیرد.
یک معماری نهادی از جنس مشابه معماری زیارت اربعین است. مجوزهای حاکمیتی در آن نقش دارد (نظیر مجوز حاکمیت عراق برای ویزای زوار، هماهنگی خدمات فرودگاهی، صدور مجوز کاروانها)، اما بافت اصلی شکل گیری زیارت اربعین، و برنامه ریزی و اجرای آن، توسط خود جامعه، و به صورت خودجوش، درونزا و نهادینه شده در باورها، هنجارها، هضم و عزم جامعه اتفاق میافتد. به همین صورت معماری نهادی نظام تربیت تبیین شده در این سند نیز، نیاز به اقدامات حاکمیتی دارد، اما اصل ماجرا توسط خود جامعه تربیت اتفاق میافتد.
اتفاق اصلی آن است که حاکمیت، خودش را از بسیاری از مداخلات غیر ضروری که امروز در آن در نظام تربیت غرق شده است، و بخش مهم انرژی خود را صرف دست و پازدن در آن میکند، خارج کرده، و هوشمندانه، در نقاط گلوگاهی، با کمترین تلاش، نبض جریان تحول تربیت را در دست بگیرد. بدین ترتیب حاکمیت اجازه میدهد که پتانسیل خلاقیت و توانمندیهای جامعه تربیت، خود به بهترین وجه، تحول نظام را رقم بزند.
در یک تحول نهادی، فهم و اقناع آحاد جامعه درگیر در تحول، از ماهیت تحول و پدیدههای آن، باید محقق شود. تحول نهادی را خود جامعه اجرا میکند، نه دستور و ابلاغ و حکم حکومتی! بنابر این باید فهم آن، و سازوکارهای آن، اتفاق افتاده و محقق شود.
به همین دلیل معماری و بافت سند، یک ابلاغ و دستور توسط حاکمیت یا تصمیم جمعی از نخبگان برای کل جامعه نیست، بلکه یک اجازه برای شکل دادن و به جریان انداختن تحول توسط همه آحاد جامعه تربیت، با تمام خلاقیتهایشان است، و سازماندهی و آرایش برای انسجام این حرکت یکپارچه و نهادی است.
به عبارت دیگر، زنجیره ارزش نظام تربیت، از یک زنجیره ارزش خطی در نظام صنعتی، به یک زنجیره ارزش چند لایه در نظام نوین تبدیل شده، که مشارکت جامعه در این زنجیره ارزش، در عین حفظ حاکمیت، به خوبی قابل مدیریت شدن و تحقق است.
بسیاری از تلاشها برای تحول، به دلیل مبتنی بودن بر زنجیره ارزش صنعتی و خطی نظام تربیت، امکان هر گونه مشارکت را از جامعه گرفته، و با توجه به شرایط جدید تمدنی، قابلیت تحقق نیز پیدا نمیکند. اما در صورتی که الزامات تمدنی جدید درست فهم شود، و سازوکار زنجیره ارزش مناسب در معماری اتخاذ شود، معلوم خواهد شد که اقدامات حاکمیت باید در کدام لایه انجام شود، و انتظار از مشارکت مردم در کدام لایه وجود دارد. (نمودارهای 1 و 2 ).
در یک سند تحول نهادی، بافت تحول و اقدامات، که باید توسط آحاد جامعه در حوزههای مختلف و با تنوع دیدگاهها و رویکردها اجرا شود، باید قابلیت انعطاف پذیری لازم را داشته باشد؛ به گونهای که در عین اینکه یک تحول یکپارچه و واحد در کل جامعه محقق میشود، این تحول توسط آحاد جامعه و با گونههای مختلف، و با رویکردهای نسبتا متفاوت، در حوزههای مختلف جامعه ایجاد و دنبال شود.
به نظر میرسد که سند تحول بنیادی آموزش و پرورش، در تجربه 13 ساله اجرای آن، نتوانسته یک تحول نهادی را رقم بزند. این سند سازمان وزارت آموزش و پرورش را مجری سند میشناسد، و تلاش میکند که به صورت سازمانی آن را اجرا کند. و البته به نظر میرسد که در اجرای سازمانی آن نیز موفقیت چندانی را، برای رسیدن به آرمانهائی که در سند ترسیم کرده بود، کسب نکرده باشد.
حال سوال این است که آیا سند ترمیم یافته، این رویکرد سازمانی بودن سند را تغییر داده، و به یک سند نهادی، که جامعه را درگیر تحقق آن کند، تبدیل شده است؟
******
در قسمتهای بعدی این یادداشت، به سوالات دیگر می پردازیم.
ادامه دارد…
الحمد لله رب العالمین.










