تو چه زیبائی رضا جان، نام زیبایت نشانه است؛ کودکانه


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 27 تیر 1404

اشاره

امروز خودم خیلی هوای زیارت امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام را کرده بودم. یاد قطعه شعری کودکانه را که زمانی در مورد زیارت ایشان گفته بودم، افتادم. به نظرم رسید این قطعه را برای دوستان هم به اشتراک بگذارم. بخصوص در این ایام پر تنش،‌ گاهی اوقات بزرگترها هم نیاز به آرامشی کودکانه،‌ آن هم نزد امام رئوفشان دارند.
*****
در ایام کودکی فرزندانم، و نیز در ایامی که در مدرسه حکمت با بچه ها زندگی می کردیم، گهگاه شعرهائی کودکانه برایشان می سرودم و می خواندیم؛ که بعضی از آنها به صورت مجموعه شعرهایی گردآوری شد (و البته هنوز منتشر نشده).
عنوان یکی از این مجموعه شعرها، “الفبای مدرسه ما” است، که اغلب شعرهای آن، مناسب مجموعه سنی نیمه اول دبستان است. برای هر حرف الفبا، قطعه شعری است.
حرف “ز” با قطعه “ز در هوای زیارت”،‌ ما را به حرم امام رضا علیه السلام می برد.

“ز” در هوای زیارت

کرده ام باز هوایت که بیایم به کنارت
  درس “ز” باز شد و باز شده درس زیارت
در کتابم باز دیدم عکسی از صحن قشنگت
  یاد تابستان امسال خوش و دل شده تنگت
چونکه بابا گفت مشهد همگی بالا پریدیم
  با چنان شوقی که انگار سوی صحنت دویدیم
چون به صحن تو رسیدیم، سلامی به تو کردیم
  از همانجا سوی گنبد ایستاده رویمان را به تو کردیم
آفتاب گرم کم کم سمت مغرب چون روانه
  باز شد صد فرش زیبا در حیاطت دانه دانه
چه نمازی بود آن شب، زیر سقف آسمانت
   گاه می کردم نگاهی، سوی تو در آستانت
در کلاسم ولی انگار که در فکر تو هستم
  آمد از آنجا نسیمی و من از بوی تو مستم
در خیال امروز غرقم، رفته ام تا کهکشانها
  دور صحن تو رسیدم، پر زدم در آسمانها
پر پرواز گرفتم، مثل یک باز گرفتم
  بر فراز آسمانت، رمز یک راز گرفتم
یا نه امروز میان حرمت آمده ام مثل کبوتر
  موقع بازی و پرواز در آن حوض شدم تر

محو زیبائی شدم در خانه سلطان زیبا
  نام زیبا، صحن زیبا، مهربانی های زیبا
تو چه زیبائی رضا جان، نام زیبایت نشانه است
  جلوه نوری که هر دم، سوی مهمانت روانه است
مثل گلها هم لطیفی، هم عزیز و مهربانی
  هم به مهمانان به لطفت، خوب کردی میزبانی
جانشینی از خدائی چونکه دانا و حکیمی
  راستگو و با وفائی، با صفا بخشنده، نیکو و کریمی
پاک پاکی، دوست داری هر چه پاکی و تمیزی
  کامل و بی نقص و عیبی، پیش ما خیلی عزیزی
می دهد سویت سلامی چونکه می گیرد دلش گهگاه مامان
  دست بر سینه به سمتت ایستاده سوی تو شاه خراسان
شعر بر لب می زند بر موی من گهگاه شانه
  گاه می گردد ز چشمش، قطره اشکی روانه
زائر کوچکم و امروز مهمانت رضا جان
  با سلام و با دعاهائی ز لطفت، دارم امید فراوان
قِسمَت ما کن کُنم در کربلا عرض ارادت
   قَسَمَت می دهم امروز رضا جان به جوادت.
الحمد لله رب العالمین.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى
الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏
وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ
وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى
الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ
صَلاَهً کَثِیرَهً تَامَّهً زَاکِیَهً مُتَوَاصِلَهً مُتَوَاتِرَهً مُتَرَادِفَهً
کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ‏.
این مطلب را نیز مطالعه کنید :  دوران سوم آموزش

آثاربرخی اشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *