سلسله نشستهای مهندسی نظام های کلان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، سالهای 85 و 86
وقتي يك رياضی دان و دانشمند علم نجوم بررسی میكند كه وضع كره زمين در 10 سال آينده چگونه خواهد بود، و مثلا آيا شهاب سنگ بزرگی در سر راه آن قرار دارد يا خير، و آيا با توده غبارهای موجود در فضا برخورد میكند، و آيا فلان ستاره دنباله دار از كنار آن رد میشود يا نه، ابتدا مدلی از حركت زمين را به صورت رياضی يا رايانهای ايجاد كرده و سپس در اين مدل حركت شهاب سنگها، تودههای غبار و ستارههای دنبالدار كشف شده را دخالت میدهد و برخورد احتمالی آنها را مورد بررسی قرار میدهد. يعنی تا مدل خاصی وجود نداشته باشد كه رفتارها و حركتهای اجزاء يك سيستم را در اين مدت در ارتباط با هم نشان دهد، امكان چنين بررسی وجود ندارد.
اين موضوع سادهای است و فكر میكنم هر دانش آموز دبيرستانی بتواند لزوم وجود چنين مدلی را در چنين بررسی احساس كند. تا جایی كه به سيستمهای فيزيكی و مكانيكی مربوط میشود اين موضوع جا افتاده و بديهی است. اما نمیدانم چرا وقتی صحبت از سيستمهای اجتماعی، انسانی، اقتصادی و نظاير آن به ميان میآيد، همه اين اصل بديهی را فراموش میكنند.
در چنين سيستمهایی معمولا اغلب پيشگويان و حتی برنامهريزان، به زدن حدسها و تخمينهای گسسته اكتفا میكنند. معدود مدلهای مورد استفاده هم كاملا مدلهای گسستهای هستند. عناصربه شكل مستقل مورد بررسی قرار میگيرد و ارتباط آنها با يكديگر از چشم بررسی كنندگان دور میماند. كسی به اين كاری ندارد كه اين عناصر چه اثری بر يكديگر دارند. هر كس به گوشهای میپردازد و سعی میكند كه رفتار همان گوشه را در آينده ترسيم كند. بدون اينكه از يك مدل نسبتا كامل و پيوسته و با ساختار مشخص استفاده شود.
شايد دليل اين كار مشكل در ايجاد و يافتن چنين مدلی باشد. البته طراحی چنين مدلی براي سيستمهایی كه فاكتورهای محيطی و انسانی بسياری در آن دخيل هستند كار دشواری است، اما با در نظر گرفتن مسئله عدم قطعيت میتوان مدلي را كه تا اندازه قابل قبول با واقعيت نزديك باشد، ايجاد نمود و چنين بررسي را بر آن انجام داد. بخصوص اگر اين مدل سازی بر مبنای منطق فازی صورت گيرد.
متن نشست کارگروه مهندسی نظامهای كلان -1
متن نشست کارگروه مهندسی نظامهای كلان-2
متن نشست کارگروه مهندسی نظامهای كلان-3
متن نشست کارگروه مهندسی نظامهای كلان-4
متن نشست کارگروه مهندسی نظامهای كلان-5
