گفتگو با حجتالاسلام حامد تقدیری (رئیس سازمان مدارس علوم و معارف اسلامی صدرای ولایت) – خبرگزاری فارس – 1398/6/11
ما نمیخواهیم اختیار را از انسان بگیریم بلکه باید این استعدادهایی که دارد را رشد دهیم و رجوع میکنیم به منابع و میبینیم که شخصیتهای انسانها را که ناظر به بحثهای هویتی، حرّیت، آزادمنشی و قدرت تفکرش را تقویت کردیم بعد باید به آن داده (اطلاعات) بدهیم تا او خوب انتخاب کند در غیر این صورت اگر ما دستور محور کار کنیم و به طور مثال به فرزند خود بگوییم این کار را بکن، آن کار را نکن، فلان مراسم ببریمش، فلان اوقات فراغت را برایش پُر کنیم و خودمان برای او انجام دهیم، روش تربیتی آموزش محور میشود که در حال حاضر آموزش و پرورش این کار را انجام میدهد و هنوز آن نظام تفکری شکل نگرفته است؛ هنوز قدرت تعلیمی وجود ندارد و یک انباشتی از دادهها را به فرزند میدهیم.
وقتی که یک نظام تفکری نباشد، انباشت دادهها بحرانساز است چرا که فرزند در محیط متضاد زندگی میکند و محیطی که دو جریان مختلف و متضاد با مبانی مختلف با هم درگیر هستند و خیلی راحت آن بچه به همگی آنها شک میکند و چون میخواهد همه آنها را دور بریزد به همین دلیل هرچه شما بیشتر به او اطلاعات داده باشید، فرزند آن اطلاعات را بیشتر به بیرون میریزد چون از هر چیزی یک تکه برداشته است و به همین دلیل به هیچ چیزی اعتماد نمیکند.
در بحث تعلیم و تربیت، باید حساب و کتابمان را با خودمان روشن کنیم
اگر تحولِ تعلیم و تربیت را بخواهید تعریف کنید باید تحول را در مبانی تعلیم و تربیت ببرید. یک بخشی از آن هم ناظر به حاکمیت و دستگاهی که مجری جریان تحولساز است، میباشد؛ شما نمیتوانید حرف از تحول در نظام تعلیم و تربیت انقلاب اسلامی بزنید و درباره آموزش و پرورش صحبت نکنید. شاید ما درباره نظام تعلیم و تربیت و تحول آن خیلی حرفهای خوبی بزنیم اما اگر هیچکدام از آنها اجرا نشود مثل اینکه ما مجموعههای مختلف هستیم و هرکدام در حال زدن یک ساز هستیم.
اگر بخواهم در بحث تعلیم و تربیت ورود کنم اول باید حساب و کتابمان را با خودمان روشن کنیم که بالاخره به انقلاب، ولایت و رهبر معظم انقلاب از باب ولایتپذیری پایبند هستیم یا خیر؛ اگر به این مسائل پایبند بودیم تربیت یک انسان از شریعت هم بیشتر است چرا که مسیر انسانی است.
مجتهد تربیتی باید ناظر به عملیاتها و اتفاقات باشد. به عبارت دیگر در حوزه ساختارها چه طرح و حرفی دارید؟ یقیناً حرف وجود دارد. مثال خیلی نزدیک بزنم حکمت بابلسر در حوزه ساختار حرف داشت پس بنشینیم این موضوع را مرور کنیم یا مدارس مادر و کودک یا مسجد محور.


