دل آشوب یاوری؛ بند 4 از فصل 5، شب پرتلاطم – منظومه بحر طویل حضرت علی اکبر ع


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 11 تیر 1404

اشاره

منظومه بحر طویل حماسه حضرت علی اکبر علیه السلام،‌ به عنایت و لطف الهی و اهل بیت علیهم السلام،‌ بتدریج در حال سرایش است.
در این منظومه،‌ تلاش شده تا زاویه ای دیگر از ابعاد حماسه عاشورا، به تصویر کلام کشیده شود. بخصوص رویکرد این منظومه بر آن است که به تجلی اسماء‌ الهی در این واقعه پرداخته شود، و ابعاد حماسی واقعه عاشورا مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
قبلا، مطلع (فصل اول)، عرشیه (فصل دوم)، حبیبیه (فصل سوم)‌، و حلقه یاران غیور (فصل چهارم) از این منظومه به حمد الهی در همینجا منتشر شده بود. از فصل پنجم (شب پر تلاطم) نیز بند اول (غروب دلگیر) و بند دوم (دو دلدار، دو یاور)، و بند سوم (نگران وفا) به تصویر کلام در آمد و منتشر شده بود.
در بندهای قبل، گفتگوی حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت امام حسین علیه السلام، در شب عاشورا، به اینجا رسید که حضرت زینب سلام الله علیها،‌ نگرانی خود را در مورد اینکه اصحاب،‌ در عرصه میدان، پشت آن حضرت را خالی نکنند،‌ ابراز کردند.
امید است مورد رضایت و عنایت آن حضرت قرار گیرد.
*******
پس از پاسخ حضرت اباعبدالله علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها، و اظهار اطمینان از اصحاب، اصحاب از این نگرانی با خبر شدند. در این بند به شرح گفتگوی اصحاب پرداخته می شود.

بند چهارم: دل آشوب یاوری

جمله دلشوره زینب چو بدینجا رسید
     جمله او را اَحَد از جمله یاران شنید
نافع دین در دل شب بین خیام حرم
     پاس به دلدادگی سرور خود داده قدم بر قدم
در دل آن فتنه که دل لغزد از آن تا عدم
     پاسده دل شد و بر دادگی دل شده ثابت قدم
نیک نگهبان خیام و حرم شاه بود
     یار فدائی ره و سالک بر شعشعه ماه بود
ذکر خدا بر لب و هم دست به شمشیر داشت
     صاحب اندیشه بر عقل و بصیرت و دل شیر داشت
چون نگرانی و شک از گفتگوی دختر مولا شنید
     گشت به غیرت و تغیُّر سوی سردار و به نزدش رسید
با دل بشکسته و چشمان بسی اشکبار
     کرد تکاپو! که تواند بتکاند غبار؟
دید نشسته به زمین پیر حبیب و دو جوان روبرو
     تیغه شمشیر کند تیز و تلاوت کند او سارعو[1]
این غم نافع به تکاپو و تحیر چو دید
     دست ز پرداخت و برسودن تیغش کشید
گفت حبیب: یار وفادار حسین از چه پریشان شدی؟
     از چه چنین درهم و آشفته و گریان شدی؟
یار به او آنچه شنیده است گفت
     چاره کن امشب دل بی چاره، نشاید بخفت
چونکه حبیب این سخن و زاری او را شنید
     آه غمی سرد ز غمخانه دل سوی ثریا کشید
خاطر نامردی و نافهمی یاران علی در دل او زنده شد
     جور و جفاکاری یاران حسن بر دل او تیز و بُرَّنده شد
سبقه بی معرفتی در دل ایام که زینب(س) شمرد
     آه بباید که صحابی به وفا از غم این درد مُرد
در دل شب رو سوی اصحاب کرد
     تشنه خدمت به ولایت طلب آب کرد
گفت حبیب ابن مظاهر چو به اصحاب یار
     جمع شوید امشب و با هم بکنیم اختیار
جمله یاران به ندایش همه جمع آمدند
     جمله چو پروانه به مهمانی شمع آمدند
چونکه به این حلقه بنی هاشم و اهل حرم
     آمده بر جمع دلیران به صفا و کرم
گفت حبیب ای همه ارحام شه مصطفی
     گفتگوئی بین صحابی است به رسم صفا
قصه یاران و کمر بندی بر خدمت است
     شرم و خجالت ز رخ پاک ولی نعمت است
گفتگوی خدمت یاران به ولی نعمت و ارباب نِی
     اهل سرای نبی و خلوت بر خدمت اصحاب کِی
جمله بزرگان و بنی هاشم و اهل نبی(ص)!
     باز به تشریف بگردید به آن خلوت خود نزد خیام ولی
چون همه اصحاب در این معرکه تنها شدند
     بر سخن زینب (س) و تردید وفا چون خَم خُم تا شدند
گفت چو آن یار وفادار همه ماجرا
     حمد قضایش به صد اخلاص علی ما جری[2]
بند دل جمله اصحاب ز غم پاره شد
     از همه دلبستگی غیر رها گشته و آواره شد
راهنمای سرکویش همه آوارگی است
     چاره رهیابی بر راه هدایت همه بیچارگی است
از غم دلشوره بانو همه دلها شکست
     خیز بر این آتش جانسوز نباید نشست
جمله یاران به چنین دلهره گریان شدند
     بر سر اثبات وفادری خود مانده و حیران شدند
آه! حبیب! از ره حق فکر یکی چاره کن
     فکر به یاران فرومانده و بیچاره کن
گفت به یاران وفادار چو فردا شود
     گوهر جانبازی اصحاب به این معرکه پیدا شود
تا یکی از جمله ما یار صحابی نفسی می‌کشد
     شرم به ما گر به قریبان نبی(ص) تیغ کَسی می‌کشد
پیش ز راهی شدن یک ز بنی هاشمین
     جمله اصحاب فتاده ز وفا بر زمین
پیش از آن اهل نبی (ص) راهی میدان شوند
     جمله یاران فداکار در این معرکه قربان شوند
چون که تعهد بسپردیم به عهد الست[3]
     در کف اخلاص نهادیم زجان هر چه هست
در کف میدان وفا بر سر این عهد چو فردا شود
     عُقده دل بر سر آن عقد پسندیده ز غم وا شود
عقد ولایت چو بخواندیم که گوید درود
     موقع جانبازی فرداست که اوفو عقود[4]
محو ولایت چو نبودیم همه منتظر امر جهاد امام(ع)
     باد کنون در دل شب بر دل دشمن زده با یک قیام
جمله اصحاب از این عهد به شوق آمدند
     در شب جانبازی خود بر سر ذوق آمدند
گفت ز اصحاب یکی شیر دل قهرمان
     باد حبیبا که بگردیم به پابوسی آن آستان
حال بیائید که نزد حرم و خیمه زینب(س) رویم
     عرضه این حال نمائیم و به سر بر سر خدمت رویم
*****
در بند بعد،‌ اصحاب به خدمت حضرت زینب سلام الله علیها می رسند و مطالبی را خدمت آن حضرت به ارادت،‌ عرض می کنند. [5]
الحمد لله رب العالمین.

پی نوشت.

[1]- وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ.
[2] – اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ.
[3] – وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّک مِن بَنی آدَم مِن ظُهورِهِم ذُرّیتَهُم وَ اَشْهَدَهُم عَلی اَنْفُسِهِم اَلَسْت بِرَبَّکم قالُوا بَلی – ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لّاتعبدوا الشّيطن إنّه لكم عدوٌّ مّبين.
[4] – يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ.
[5]- روایتی که در این چند بند به صورت منظوم در آمده، مستند و مبتنی بر روایت مقتل الحسین مقرم ص 262 – 263 تنظیم شده است.

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  مثال‌هایی از «تحلیل سیستمی، تربیتی و فرهنگی و مغالطات» در پدیده اغتشاشات اخیر

آثاربرخی اشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *