اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 28 تیر 1404
سند ترمیم یافته تحول بنیادین آموزش و پرورش، توسط شورای عالی آموزش و پرورش تدوین و در حال بررسی در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. سوالاتی پیش روی سند ترمیم یافته قرار دارد. آیا سند ترمیم یافته، شواهد مشخصی مبنی بر تغییر رویکرد برای تغییر الگوهای حکمرانی نظام آموزشی و نیز حکمرانی برنامه درسی، متناسب با ویژگیها و نیازهای جامعه تمدنی جدید و آینده را در بر دارد؟ آیا سند، تنها سازمان رسمی را مجری سند می داند؟ یا به عنوان یک سند نهادی، جامعه را درگیر تحقق آن میکند؟ آیا سند، تنها به دنبال برخی اصلاحات محدود در ساختارهای رسمی کنونی بوده است؟ و آیا توانایی تبدیلشدن به نقشهراه و قطبنمای یک تحول تمدنی را دارد؟ اینها برخی از سوالاتی است که در ارزشیابی سند، باید به آنها پاسخ داده شود، و در صورت لزوم سند برای توان پاسخگوئی به آنها ارتقاء یابد.
از تلاش سازمانی تا تلاش مردمی برای تحول
پس از تلاش و زحمات عزیزان شورای عالی آموزش و پرورش، و همکاری صاحبنظران ارجمند در بازنگری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، از سال 1398 تا کنون، سند ترمیم یافته، پس از تصویب در شورای عالی آموزش و پرورش و وزارت آموزش و پرورش، در حال بررسی در کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
در کنار تلاش سازمانی در تحول نظام تربیت و تدوین سند تحول بنیادین، تلاش فعالان مردمی نظام تربیت برای تحول این نظام نیز در خور تامل است. شاید برای هیچیک از اسناد راهبردی کشور، به اندازه سند تحول بنیادین، چه در درون ساختار سازمانی، و چه در پهنه تلاشهای مردمی، تلاش و توجه صرف نشده باشد. این موضوع، اهمیت نظام تربیت را برای دولت، و نیز مردم، نشان میدهد.
تحول نظام تربیت، بجز به شکل نهادی، و نهادینه شده در بطن جامعه، و با بکارگرفتن خلاقیت و تلاش اجتماعی، و مشارکت وسیع جامعه در کنار حاکمیت، محقق نمیشود. این تحول نهادی، در عین قرار داشتن در بافت حاکمیت، با حفظ پیوستگی و انسجام در ساختار حکمرانی ملی، باید در بطن جامعه، و در بستر گفتمان اجتماعی و کنشگری جمعی جامعه فعالان تعلیم و تربیت شکل گیرد. بدین لحاظ همراهی و هم افزائی اجتماعی برای بهبود سند، هم یک نقطه قوت است و باید مورد توجه و استقبال قرار بگیرد؛ و هم یک نشانه خوب برای همراهی جامعه و حاکمیت است.
به همین لحاظ از زبان فردی که از منظر یک فعال مردمی، سالها در این زمینه در حد بضاعت تلاش کرده است، نکاتی برای بهبود و ارتقای سند و ارتقای نظام تربیت، به اختصار اشاره میشود. و احتمالا این نکات، زبان حال فعالان بسیار دیگر نیز هست.
سوالاتی برای ارزشیابی و بهبود
اولا، از زحمات همه عزیزان، تشکر و قدردانی میکنم.
ثانیا، ارزیابی سند تحول، میتواند در حوزه سازوکارها، کارائی و نیز در حوزه رویکرد و اثربخشی، انجام شود. در این یادداشت محدود، قصد ورود به تحلیل موردی بندها و مواد، و ارزشیابی کارائی و سازوکارها را ندارم، بلکه تمرکزم در مسئله رویکرد و اثربخشی کلان سند است.
ثالثا، مزیتهای فراوانی در سند وجود دارد، که قابل شمارش، و لازم به تقدیر و تشکر است؛ و قاعدتا عزیزان تدوین کننده، و نیز صاحبنظران بزرگوار دیگر، قطعا به آنها اشاره کرده اند و میکنند. به همین جهت و برای پرهیز از اطاله کلام، از شمردن همه مزایا خودداری و تنها به نقاطی که لازم به بهبود است، اشاره میکنم.
رابعا، هدف من از این متن، نشان دادن سوالات پیش روی نقاط گلوگاهی راهبردی و مهم سند است، که باید در ارزیابی و احیانا اصلاح نهائی، مورد توجه قرار گیرد، و توجه دادن به این نقاط، نه برای تخریب سند و نادیده انگاشتن زحمات و مزیتهای حاصله، بلکه برای کمک به بهبود و ارتقاء و رفع این نواقص است.
خامسا، بهبود واژگانی و رفع بسیاری از نواقص موردی، قطعا در سند اتفاق افتاده است، اما سوالات مطرح شده بعدی برای کمک به روشن شدن آن است که آیا هسته معماری آن نیز تغییری کرده است یا خیر؟ و آیا معماری نظام کنونی نیز میتواند به واسطه این سند تغییر کند؟
سادسا، پاسخ اغلب سوالاتی که مطرح می شود، بله یا خیر، و صفر و یکی نیست، و پاسخ در محدوده یک طیف و به صورت فازی (یا مشکک؛ Fuzzy) است. به این ترتیب، به صورت قاطع نمیتوان اظهار کرد که سند مثلا به فلان سوال کاملا پاسخ نداده است. و بهبود نیز در کرانههای یک طیف و مراتب آن به صورت تدریجی مورد انتظار است.
چرا امروز؟
و البته عزیزان ممکن است این نقد را به بنده وارد کنند که پس از 6 سال از شروع بازنگری، چرا این سوالات را در مرحله آخر بررسی مطرح میکنم؟ پاسخ این است که این سوالات و نقدهای بند، نه تنها طی مدت این 6 سال، بارها به طرق مختلف به تیم بازنگری کننده منتقل شد، بلکه همین سوالات، در فرایند تقریبا 10 ساله بررسی سند تحول، از سال 1382 تا سال 1391 نیز، به انحاء و اشکال مختلف و در مراحل گوناگون، به تیم تدوین کننده سند منتقل شده بود. و تکرار این مرحله نیز برای یادآوری و ارائه یک معیار پیشنهادی برای کمک به ارزیابی نهائی، تبیین گفتمانی، رجوع آیندگان، و نیز تمدید اعتذار ربوبی است.
نقاط قوت سند ترمیم یافته
شمردن نقاط قوت سند تحول ترمیم یافته، نیاز به متنهای مفصل جداگانه ای دارد، و قطعا توسط همکاران گرامی تدوین کننده سند، انجام میشود. لذا در این یادداشت مختصر، تنها به برخی از نقاط مهم سند ترمیم یافته، فهرستوار، اشاره میکنم:
• توجه به ابعاد ماموریت نظام تربیت در بیانیه ماموریت، و اشاره مستقیم به کارکردها و برخی از پیامدهای مورد انتظار از عملکرد ماموریت نظام تربیت،
• توجه به عدالت آموزشی به عنوان یک اصل بنیادین،
• جامعیت و پرداختن به ابعاد مختلف،
• توجه به ترکیب دین، ملیت، و جامعه،
• توجه به مدرسه در تراز سند تحول و تاکید بر نقش عاملیت مدرسه،
• توجه به یادگیری با رویکرد تعاملی،
• توجه به کیفیت و تنوع روشهای تربیتی و فرصتهاي تربیتي متناسب با استعداد، علایق و نیازهاي دانشآموزان و مصالح جامعه،
• توجه به زیست بوم فضای مجازی،
• توجه به سکوهای آموزش،
• توجه به فناوريهاي تحولآفرین،
• توجه به اعتلاي لایههاي مختلف هویت دانشآموزان و لزوم پرداختن با سازوکارهای مناسب به هر لایه،
• اشاره به مهارت و کارآفرینی،
• اشاره به نارضایتی از وضعیت فعلی آزمونمحور،
• طرح کلی ارزشیابی مستمر،
• اشاره به خانواده بهعنوان عامل تربیت،
• ارج نهادن به جایگاه معلم،
• توجه به برنامهدرسي پيامدمحور و تحقق شايستگيها در خلال فرایند تربیت،
• توجه به برنامهمحوري به جاي کتاب محوري.
حال باید دید که آیا نقاط قوت، به صورتی معماری شده است که بتواند سند را برای پاسخگوئی موثر به سوالاتی که در ادامه مطرح میشود، توانمند کند؟
محورهای تحلیل موفقیت سند تحول سند ترمیم یافته
به عنوان چکیده، سوالاتی که در ادامه مطرح میشود، امکان تحلیلی را بر این محورها روشن میکند:
1. ایفای ماموریت نظام تربیت در پاسخگوئی به نیازهای کنونی جامعه،
2. ایفای ماموریت نظام تربیت در توانمندکردن جامعه برای ساختن جامعه پیشرفته آینده،
3. فهم تحول ابرانگاره نظام تربیت و تغییر معادلات حاکم بر آن،
4. فهم تحول قواعد حکمرانی در فضای تمدنی جدید،
5. دنبال کردن یک تحول نهادی و همراه ساختن جامعه با این تحول،
6. انسجام سازوکارها و تدابیر تحولی در تاروپود یک معماری منسجم،
7. اثر بخشی نهائی تحول یافته در برابر مطالبات جامعه و حاکمیت.
سوالاتی پیش روی سند ترمیم یافته تحول بنیادین آموزش و پرورش
به نظر میرسد که در ارزیابی این سند، چند سوال راهبردی پیش روی سند قرار میگیرد، که پاسخهای سند به این سوالات، بخشی از اثربخشی سند را روشن تر میکند. من در این یادداشت، فقط سوال طرح میکنم، و قصد پاسخ دادن به این سوالات، و اینکه آیا نظام تربیت به این سوالات پاسخ میدهد یا خیر را ندارم. اینها فقط سوالاتی است که ارائه کنندگان و ارزیابی کنندگان سند مذکور، میتوانند از خود و از سند بپرسند. در مستندات متعدد منتشر شده، در این موضوعات به صورت مبسوط اشاره شده است.
نکته مهم در بیان این سوالات مهم، تلاش برای سادهسازی، روانسازی، کاربردیسازی و راهبردیسازی ادبیات سوالات است. یعنی به صورت خلاصه، به جای بیان عبارات مفصل، پیچیده و بعضا تفسیرپذیر که بعضا در سند هم آمده است، تلاش شده که موضوعات مورد سوال، دارای عبارات ساده، روان در فهم و اجرا، قابل کاربرد، و متمرکز بر مسائل راهبردی باشد. همچنین خوانندگان سوالهای مذکور، تا حد زیادی به سرعت بتوانند لب کلام و اتفاق نهائی را که مد نظر سوال است، تشخیص دهند.
سوال اول – آیا سند به ماموریت اول نظام تربیت پاسخ میدهد؟
ماموریت اول نظام تربیت، آن است که فرزندان ما را باید برای کسب شایستگیهای فردی و اجتماعی، ایفای نقش موثر در جامعه آماده کنند! در متن سند نیز در بیانیه ماموریت، به این ماموریت مهم اشاره شده است.
به نظر میرسد در حال حاضر نظام تربیت، عملا این ماموریت را تا حد زیادی فراموش کرده است. فراموش کرده که باید فرزندان ما را برای زندگی کردن در جامعه، انسان خوبی بودن، پدر خوبی بودن، مادر خوبی بودن، کارگر و کارمند و مدیر و رهبر خوبی بودن، شهروند خوبی بودن، بر عهده گرفتن مسئولیتهای اجتماعی، پیدا کردن مسیر زندگی در کاربردهای روزمره، تشخیص شرایط پیچیده محیطی که در آن زندگی میکنیم، استفاده از بسترها و فناوریهای تمدنی کنونی، مواجهه با جنگ شناختیای که جامعه ما را تهدید میکند، برقرار کردن ارتباط عقلانی و عاطفی با جامعه و کشور و هویت ملی، مدیریت هیجانی خود و رفتارهای خود، و نظایر آن آماده کند.
ساختار سنتی نظام تربیت، به جای تمهید عمل کردن به این ماموریت اساسی، بر آموزش دانشهای پایه به شاگردان، به صورتی قالب بندی و کلیشه بندی شده تاکید داشته و دارد، و این ساختار نیز از ایفای ماموریت مذکور ناتوان است. این چیزی است که به وضوح در خروجیهای نظام تربیت کنونی مشاهده، و همگی آن را کاملا احساس میکنیم.
همچنین به نظر میرسد که سند تحول بنیادین، طی سیزده سال اجرای آن نیز، عملا نتوانسته باشد که به این ماموریت عمل کند. چرا که در این سیزده سال، تغییر محسوسی در این مشکل عدم ایفای ماموریت مذکور حاصل نشده، بلکه برعکس در سالهای اخیر، تاکید بر آموزشهای کلیشه ای، و کشانده شدن رویکرد کنکوری به سالهای دبیرستان و پائین تر از آن، و عوارضی نظیر پدیده تقلبجوئی در امتحانهای رسمی، افزایش شدیدی یافته است. طی سیزده سال گذشته، نشانههائی مبتنی بر بهبود این مشکل، مشاهده نشده است.
حال آیا سند تحول ترمیم یافته، از ویژگیهای موثری برای عمل به این ماموریت برخوردار است؟ آیا تغییرات واضحی که عدم توان اجرای ماموریت توسط سند تحول را، به توانمندی متفاوتی تبدیل کند، در سند تحول پیش بینی شده است؟
در قسمتهای بعدی این یادداشت، به سوالات دیگر می پردازیم.
ادامه دارد…
الحمد لله رب العالمین.







