خبرگزاری فارس، 13 آبان 1403
چطور میتوان در انبوه افرادی که با فارس من در تعامل هستند، فضائی را فراهم کرد که افراد به حد کافی دیده شوند و بازخورد بگیرند؟ چرا گمان میکنیم که نمیتوانیم در تعامل به انبوه افراد، خبرهای همه را به اطلاع همه برسانیم؟ گمان میکنم راز مشکل در فرضکردن یک پنجره واحد برای فارس من نهفته است.
ما تصور میکنیم نظیر صفحه اصلی فارس، یک صفحه و پنجره واحد برای فارس من داریم که همه مخاطبان فارس من باید آن را مشاهده کنند. معلوم است که تعداد خبرها و مطالبی که در این صفحه نمایش پیدا میکند، محدود خواهد بود، و با توجه به انبوه خبرها و مطالب تولیدی توسط همه مخاطبان، نمیتوان همه آنها را در این صفحه نمایش داد.
در فرازهای فارس جدید
در سلسله یادداشتهائی در فرازهای تحول فارس، در بافت تمدنی جدید صحبت می کردیم. در چند یادداشت، در مورد فارس من، فلسفه آن، معماری آن، و برخی از ابعاد تحقق سازوکارهای آن صحبت می کنیم.
در این یادداشتها، بعضا از ویژگیهائی صحبت می کنیم، که در بستر کنونی فارس محقق شده، و بعضا نیز ضمن نقد برخی مشکلات بسترهای قبلی و کنونی، از ویژگیهائی سخن می گوئیم، که هنوز محقق نشده، و در دستورکار مراحل بعدی تحول فارس قرار دارد.
اشاره
در دو یادداشت گذشته، در این مورد صحبت کردیم که در تغییر نقش رسانهها در میدان تمدنی جدید، نقش خبرنگاران و مخاطبان، نیز در این میان تغییر کرده، و خودشان در میدان تولید، اشتراکگذاری و تعامل رسانهای خبر، درگیر می شوند. ”فارس من“یکی از بسترهائی است که در میدان خبرگزاری فارس، زمینه این ایفای نقش فعال مخاطبان را فراهم می کند. جوهره فارس من، بر درگیرکردن و مشارکت فعال مخاطبان در تولید خبر و نیز درگیرکردن سایر مخاطبان، همافزائی، و همآفرینی ارزش قرار دارد.
اما مهمترین چیزی که در یک فرد برای مشارکت در شبکه اجتماعی نظیر فارس من، انگیزه ایجاد میکند، بازخورد است. اگر فردی به یک میدان اجتماعی وارد شود، و بازخوردی دریافت نکند، انگیزه او برای ادامه حضور در آن میدان بهسرعت فروکش میکند.
در یادداشت قبل از این صحبت کردیم که بستر فارس من باید بتواند زمینه رساندن خبرهای تولیدی مخاطبان را به مخاطبان دیگر، و بازخوردهای آنها را فراهم کند. از سه دسته از تولیدکنندگان محتوی در فارس من صحبت کردیم، و نشان دادیم که دسته اصلی و مورد توجه، هنوز در دیده شدن و دریافت بازخورد، مهجورند. مشکل از کجاست؟ در این یادداشت، به گلوگاه راه حل اشاره می کنیم.
از فارس من تا فارس من بهعنوان صفحه اختصاصی ”فارس (من)“
وقتی مخاطب فارس من در جایگاه یک مراجعهکننده و مشاهدهکننده به فارس من مراجعه میکند، اولاً در سادهترین حالت میتواند از طریق درگاه و صفحات عمومی فارس من، به صفحات اصلی و فرعی فارس من و نیز صفحات اختصاصی آزاد خبرنگاران افتخاری (از جمله خودش) دسترسی پیدا کرده و مطالب را مشاهده، یا در آن در حد اعلام نظر، نظر و یادداشتگذاری، و نیز حمایت، مشارکت نماید.
اما بیش از آن در شکل دوم، میتواند درگاه فارس من یا فارس تعاملی خود را برای مشاهده کل اخبار و محتوای منتشر شده در تمام صفحات فارس، تنظیم کرده، و صفحه اختصاصی خود را ایجاد کند. اینجا فارس من، به معنای فارس ویژهگرائی شده برای من، یا فارس (من) خواهد بود. هر کاربر صفحه متناسب خودش را میسازد، و مطالب موردنظر خود را در فارس از طریق صفحه خود مشاهده میکند. در مورد ویژهگرائی، در سه یادداشت اول ، دوم و سوم از این سلسله یادداشتها صحبت کردیم.
حبسشدن در یک پنجره همسان واحد
اما چطور میتوان در انبوه افرادی که با فارس من در تعامل هستند، فضائی را فراهم کرد که افراد دیده شوند و بازخورد بگیرند، و چرا گمان میکنیم که نمیتوانیم در تعامل به انبوه افراد، خبرهای همه را به اطلاع همه برسانیم.
گمان میکنم راز مشکل در فرضکردن یک پنجره واحد برای فارس من نهفته است. ما تصور میکنیم نظیر صفحه اصلی فارس، یک صفحه و پنجره واحد برای فارس من داریم که همه مخاطبان فارس من باید آن را مشاهده کنند. معلوم است که تعداد خبرها و مطالبی که در این صفحه نمایش پیدا میکند، محدود خواهد بود، و با توجه به انبوه خبرها و مطالب تولیدی توسط همه مخاطبان، نمیتوان همه آنها را در این صفحه نمایش داد. (نمودار 1)
و تعداد زیادی از خبرنگاران افتخاری شما، هر چه دستوپا بزنند و تلاش کنند، موفق به دیدهشدن در صفحه اصلی فارس من نخواهند بود.
اینستاگرام را تصور کنید. آقای الف، اینستاگرام را باز میکند، و در صفحه عمومی و اصلی آن، تصاویر پستهای جدید ارسال شده توسط افراد مختلف را میبیند. ولی آقای ب، در همان زمان، تصاویر متفاوتی را در صفحه عمومی خود مشاهده میکند. اینستاگرام، بر اساس بازدیدهای قبلی شخص، و تشخیص خصوصیات و علائق او، و نیز تعقیبهای (Follow) انجام شده شخص، موضوعاتی را که سنخیت بیشتری با علایق و دیدگاههای او دارند، در اولویت بالاتری قرار میدهد.
همین موضوع است که باعث میشود، افرادی که پستهای متناسب با آقای الف و ب را تولید کرده بودند، در فضای در معرض دید آقای الف و ب، فرصت بیشتری برای دیدهشدن را پیدا کند. (نمودار 2)
به عبارت دیگر، یک وجه مسئله ویژهگرائی، که در یادداشتهای قبلی به آن اشاره کردیم، این بود که آقای الف و ب، مطالب متناسب با خودشان را پیدا میکنند. اما وجه دیگر همان مسئله این خواهد بود که عرضهکنندگان پستها، میدان دیدهشدن وسیعتری را متناسب با خصوصیات پست خود پیدا میکنند.
به جای اینکه پستهای عمومی که در بین جمعیت انبوه، با سازوکاری اولویت بیشتری یافتهاند، به همه نشان داده شود، و همه مجبور به دیدن آن شوند، پستهایی که متناسب با خصوصیات آنها است دیده میشود، و به دلیل تنوع خصوصیات افراد مختلف، میدان عرضه وسیعتری برای ارائه پستها و بازخورد گرفتن از آن ایجاد میشود.
همه هنر بسترسازی فیسبوک، اینستاگرام، توئیتر، لینکدین، یوتیوب و امثال آن، همین ویژهگرائی است، و اینکه حتی با فضای انبوه مخاطبان، تولیدکنندگان محتوی، فرصت دیدهشدن در این میدان را پیدا میکنند. تصور کنید که یکی از این میدانهای اجتماعی سایبری، پستهای ارسالی را بهصورت یکسان به همه نشان میداد، آنوقت چه اتفاقی برای آن میافتاد؟ و متأسفانه این اتفاقی است که برای فارس من، و البته خود فارس (بجز فارس تعاملی) نیز دارد میافتد.
اینگونه است که ویژهگرائی، بهجای یک ویژگی فانتزی، در جایگاه یک ویژگی راهبردی محسوب میشود.
و البته پیش از تحقق این ویژهگرائی و ایجاد بسترهای آن، سازوکارهای دستهبندی معنائی شناور و متنوع که ان شاء الله به آن در فرصت مناسب دیگری اشاره می شود، میتواند در تحقق این هدف مؤثر و مفید باشد.
*****
ان شاء الله در یادداشت بعدی، در بُعد دیگری از معماری فارس من صحبت می کنیم. الحمد لله رب العالمین.







