میدان اغتشاش؛ شاید فرصتی برای تربیت!


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 22 دی 1404

وجه تربیتی، شاید مهمترین وجه در برخوردهای با طیف نوجوان و جوانی که به صورت هیجانی و بر اساس جو زده شدن در فضای مجازی، در این میدان اغتشاشات وارد شده اند، محسوب شود. جدا سازی بلافاصله آنها از سایر اغتشاشگران، استفاده از مربیان تربیتی، تبیین قصه و نشان دادن ابعاد پشت پرده این اغتشاشات به آنها، تلاش برای ریشه یابی مشکلات آنها، و درگیر کردن آنها در کارهای عملی بازسازی، برخی از نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. هر چند آنها در کاری آسیب زا وارد شده اند، اما خودشان آسیب دیده محسوب می شوند. برای جذب این نوجوانان و جوانان آسیب دیده، به جای سخنرانی، آنها نیاز به همدلی دارند.

اشاره

تلاش قوای انتظامی در مدیریت اغتشاشات، همیشه بر آن بوده و هست که با طیف نوجوان و جوانی که فقط از روی هیجان زدگی، با اغتشاشگران همراه شده اند، مدارا کرده و ابتدا با برخورد جذب کننده و مناسب، و سپس با تذکر شفاهی و هشدار، آنها را متفرق، و از همراهی با اغتشاشگران منع کند، و به خانه هایشان برگرداند.
اما گاهی اوقات پافشاری این طیف در همراهی با اغتشاشگران، در اقدامات تخریبگرانه، خطرناک و آسیب رساندن به جان و مال مردم، و نیز احتمال آسیب رسیدن به خودشان (بخصوص در فرایند کشته سازی که روند معمولی برای اغتشاشگران شده است، و نوجوانان نیز طعمه های خوبی برای آن جنایتکاران محسوب می شوند)، به جائی می رسد که برخورد نیروهای انتظامی و بعضا بازداشت آنها، اجتناب ناپذیر است.

توجه تربیتی به اغتشاشگران نوجوان و جوان

اولین نکته که قاعدتا به آن توجه می شود، جدا کردن سریع سه دسته اغتشاشگران حرفه ای و تروریست، افراد غافل و ناگاه که بر اساس تبلیغات رسانه ای با اغتشاشگران همراه شده اند، و نیز نوجوانان و جوانانی است که به صورت هیجانی و جو زده، با این جماعت همراه شده اند. قاعدتا تدابیر، برخوردها و مجازاتهای درنظر گرفته شده برای هر یک از این سه دسته، متفاوت خواهد بود.
سخن من در این یادداشت، در مورد برخوردهای با طیف نوجوان و جوانی است که به صورت هیجانی و بر اساس جو زده شدن در فضای مجازی، در این میدان وارد شده اند. روشن است که مهمترین وجه برخورد با این طیف، وجه تربیتی است، که در آن، نکات زیر قابل توجه است:
1. جدا سازی بلافاصله این طیف، از سایر اغتشاشگران دو دسته دیگر.
2. شناسائی سریع و تفکیک بین خود افراد این طیف و جدا سازی آنها. اولا بر اساس گروههای سنی نوجوانان و جوانان، و ثانیا بر اساس حد رفتارها و منش اخلاقی آنها؛ به گونه ای که افرادی که رفتارهای متعادل تری دارند، با افراد ناباب، بد رفتار و بی حیا، در یک جمع قرار نگرفته و از هم جدا شوند.
3. استفاده از مربیان تربیتی ای که با زبان نوجوانان و جوانان، با آنان ارتباط برقرار کرده و با رفاقت با آنها، با آنها صمیمی می شوند.
5. بسیاری از این نوجوانان و جوانان، درگیر مشکلات دیگری نظیر خانواده طلاق، رها شدگی تربیت در خانواده، بد سرپرستی و نظایر آن هستند. تلاش برای ریشه یابی و پرداختن حتی الامکان به مشکلات آنها، یک امر ضروری محسوب می شود.
6. نشان دادن ابعاد خطاها و جنایاتی که در این اغتشاشات، توسط اغتشاشگران اتفاق افتاده، و متوجه کردن آنها به اینکه آنها با چه کسانی و در چه رفتاری مشارکت کرده اند. (اعم نشان دادن فیلمها، حضور میدانی و بازدید از تخریبها، دلجوئی از خانواده شهدا، عیادت از مجروحان و نظایر آن).
7. تبیین ماجرا و بیان قصه و نشان دادن ابعاد پشت پرده این اغتشاشات، و متوجه ساختن آنها در این مورد که بازیگر چه بازیگردانانی، در چه بازی ای، برای تخریب و متزلزل کردن کشور خود، و تهاجم دشمنان به این کشور شده اند.
8. موظف کردن حتی الامکان به پرداخت سهمی از خسارتهائی که به اموال مردم وارد کرده اند، در حد بضاعتهای خانواده‌شان، برای اینکه خود و خانواده آنها نیز از نظر مادی نیز متنبه، و متوجه لزوم پاسخگوئی خود در این زمینه شوند.
9. درگیر کردن آنها در کارهای عملی بازسازی محیط شهری از تخریبهای ایجاد شده، و سایر امور عام المنفعه جامعه، به صورتی که احساس خوبی نسبت به خدمت رسانی و خدمت رسانان به مردم پیدا کرده، و نسبت به اموال و امنیت جامعه احساس مسئولیت پیدا کنند.
10. دعوت از آنها برای شرکت در اردوهای آشنائی با پیشرفتهای کشور، اردوهای جهادی و اردوهای راهیان نور.
11. آموزش دادن خانواده های آنان، و آگاه کردن از مسائلی که این نوجوانان با آن، بخصوص در فضای مجازی دست به گیریبان هستند، برای حمایت و مدیریت کردن آنها در فضای زندگی روزمره.
12. رها نکردن این نوجوانان و جوانان به حال خودشان بعد از این دوران، و تداوم ارتباط با آنها، و برنامه ریزی برای رشد و تربیت آنها، توسط نهادهای مرتبط نظیر آموزش و پرورش و مساجد.
و در آخر، و شاید مهمتر: فراموش نکنیم که این نوجوانان و جوانان، خروجی خطای نظام تربیتی رسمی ما محسوب می شوند، و آینه بازنمای نظام تربیتی هستند.
آینه چون نقش تو بنمود راست،
      خود شکن آینه شکستن خطا است.
والسلام.
الحمد لله رب العالمین.
این مطلب را نیز مطالعه کنید :  ارتقاء يا تخريب هويت در مدرسه؟ از مطلوبيت تا واقعيت!

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *