ارزشها، میتوانند منجر به شكل گيری پديدههایی مانند هنجارها شوند. مثلا، در اثر استفاده از لباس با سبك و مد خاصي در يك جامعه، به تدريج ارزشي براي افراد در آن جامعه در لباس پوشيدن بوجود میآيد و اين ارزش تبديل به يك هنجار میشود و اين هنجار منجر به يك خواست در شخص يا اشخاص ديگري مي شود. در اينصورت، اگر فردي به اين هنجار توجهي نكند و به طريقه متفاوتي لباس بپوشد، ديگران به او ميخندند.
اين فرد ناچارا و بدليل اينكه از خنده ديگران در امان باشد، نيازي در او بوجود مي آيد تا مانع از خنديدن ديگران شود، و اين نياز تبديل به ارزش ميشود. ارزش ايجادشده در اين فرد، تلفيقي از اين ارزش، و ارزش موجود نزد ديگران است. به اين موضوع فرارفتار گوئيم. بنابراين، نياز، منجر به فرارفتار مي شود و يا حتي يك ارزش هم ميتواند منجر به فرارفتار ميشود و حتي گاهي اوقات ادراك آنقدر قدرت دارد كه مي تواند منجر به شكلگيري فرارفتار شود.
بنابراين، فرارفتار يك الگوي رفتاری است كه مشخص میكند رفتار انسان در يك شرايط زماني و محيطی خاص، مبتني بر يك آگاهي خاصي، و براساس قدرت يك خاص، چگونه باشد و عملي را به چه صورت انجام دهد. هر فرارفتاري، از اهميت خاصي برخوردار است، بعضي از فرارفتارها اهميت بالايي دارند و بعضي ديگر اهميت كمي دارند.
فرارفتار عاملی است كه سبب ميشود تا رفتار مشخصي در مقابل يك طيف يا سطح خاصي از پديدهها شكل گيرد. فرارفتار، مشخص ميكند كه چه رفتاري، در چه شرايط و در چه خصوصياتي، بايد بروز كند، و هنگامي كه خصوصيات و شرايط طيفي از پديده تحقق پيدا كرد، انسان را بطور خودآگاه يا ناخودآگاه، به رفتار بامعنائي در مقابل آن پديده هدايت ميكند.
فرارفتار، مهمترين عاملي است كه به شكل عمدتا ناخودآگاه، قدرتي را در شخص ايجاد ميكند كه رفتار با معنائي را در مقابل پديدههاي مختلف از خود نشان دهد.

