اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 10 تیر 1404
اشاره
شب پر تلاطم، فصل پنجم از منظومه بحر طویل حماسه حضرت علی اکبر علیه السلام است، که به عنایت و لطف الهی و اهل بیت علیهم السلام، بتدریج در حال سرایش است.
از امروز، ان شاء الله بندهای بعدی فصل پنجم، به تدریج منتشر می شود. بند سوم، به ادامه گفتگوی حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت امام حسین علیه السلام می پردازد.
در این منظومه، تلاش شده تا زاویه ای دیگر از ابعاد حماسه عاشورا، به تصویر کلام کشیده شود. بخصوص رویکرد این منظومه بر آن است که به تجلی اسماء الهی در این واقعه پرداخته شود، و ابعاد حماسی واقعه عاشورا مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
امید است مورد رضایت و عنایت آن حضرت قرار گیرد.
*******
یادآوری
بند قبل: حضرت زینب سلام الله علیها به خیمه برادر وارد شد و به گفتگو با امام حسین علیه السلام پرداخت. در ادامه این گفتگو، در این بند، حضرت زینب سلام الله علیها، یک نگرانی خود را با حضرت امام حسین علیه السلام مطرح می کند.
فصل پنجم – بند سوم: نگران وفا
میر من،
سرور و مولای من
ای ماه من و
جمله همه مومن دلداده
میان شب تاریک،
مطیعم به فرامین تو
از شوق،
ولی دل نگرانم،
نی ز سختی و مشقات و مصیبات،
که تقدیر خداوند حکیم است و
مُیَسَّر،
و مکتوب شده پیش ز خلقت،
که تاسف نخورد بنده مسکین و
نگردد به نِعَم نیز مفرح
و تخیل زده و
فخرفروشی نکند جاهل نادان [1]،
و اما نگرانم
ز خَم فتنه و
پامردی یاران،
گرچه آگاه ز تقوی و
بسی زهد و ورع
نیز شجاعت
و شهامت
و فداکاری یاران و
وفاداری آنانم و
از حسن بصیرت،
ولی آشفتگی از مکر چنین دشمن بی ریشه،
یکی لشگر انبوه،
و انبوهتَرَش فتنه و
صد مکر و فریب است،
نکند در دل این فتنه و آشوب،
فریبند و بلرزند
دمی پاره یاران و
چونانی که نمودند به میدان،
به پدر
هم به حسن
در خَم آن فتنه ایام.
*****
گشتهای آسوده ز اصحاب و عزیزان خود؟
مطمئن از حُسن وفاداری یاران و امیران خود؟
محو تو گشتند به ایام و در این سالها؟
محو خدا گشته و روشن دل و آگاه ز هشدارها؟
یار وفادار مطیعند در این فتنه به بالا و پست؟
امر تو را فصل شمارند بر آن هر چه هست؟
بر سر لغزنده این فتنه نلغزند و به حق پای فشارند چنان استوار؟
بر خلل وسوسه شبهه و شک سست نگردند در این کارزار؟
*****
کرد تبسم ولی حق به سوی زینب و آرام کرد
خاطر رنجیده و آشفته او را به طمانینه خود رام کرد
گفت که واَلَلَّه ز وفاداری اصحاب خود آسودهام
بر سر صد بوته سرافراز به هر سنگ محک بودهام
در دل هر معرکه با تجربه چون تور محک بافتم
جمله یاران دلاور همه غرنده و هم سینه سپر یافتم
در صف میدان چو به خشمی کند از گوشه چشمان نگاه
روز به فرمانده دشمن شود از ترس چونان شب سیاه
جمله یاران همه حق در دل و هو بر لب و جان برکفند
بر سر جانبازی و خون دادن در معرکه کرب و بلا در صفند
یاور و مشتاق به صد کشته شدن در کف میدان وفا پیش من
بیش تقلای رضیعی که کُند سینه مادر به عطش در دهن
بر سر حکمت و عنایت سخنش بیش ز گفتار شد
تا برساند به یقین خواهر خود، مجری کردار شد
داد نشان بارقه معرکه عشق و فداکاری یاران خود
تا شود او مطمئن از شوق و وفاداری و ایمان دلیران خود
تا که ببیند به عیان عمه سادات چنین پاسخ نغز حسین(ع)
در عمل جمله اصحاب وفادار چو یاران نبی(ص) در صف بدر و حنین
*****
در بند بعد، اصحاب به اذن حضرت سید الشهداء علیهم السلام، از این گفتگو با خبر می شوند و …
ادامه دارد….
الحمد لله رب العالمین.
پی نوشت
[1] – مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یسِیرٌ لِکَیلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ.