به نصرت الهی اطمینان داشته باش!


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 25 دی 1404

اشاره ای به دعای شریف جوشن صغیر! قسمت دوم.
خداوند متعال، با ما است، و دشمنان را خوار و ذلیل و سرنگون می کند.
خواندن با آرامش و توجه کامل به معنای این دعای شریفه، که بخصوص متناسب با شرایط این روزهای کشور ما، که تمام دشمنان و کشورهای غربی دنیا، تمام توان خود را بسیج کرده، و شمشیرشان را برای ملت ایران کشیده اند، بسیار مناسب به نظر می رسد.

اشاره

در یادداشت قبلی، به قسمت اول این دعای شریف، اشاره شد. امروز به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام، که این دعا هم از ایشان روایت شده است، قسمت دیگری از آن ذکر می شود.
در این دعای شریف با تبیین زوایا و ابعاد دشمنی دشمنان، ابعاد و چگونگی نصرت الهی مورد تاکید قرار می گیرد. همچنین با شمردن نعمتهای متعدد خداوند متعال، و اشاره به یاری حتمی و قریب الوقوع الهی، در مقام شکرگذاری، طمانینه، آرامش، پایداری، و اعتماد به نفس مومنان را افزایش داده، و بر عزت الهی در نابود کردن مکر دشمنان، و عبور از فتنه‌ها تاکید می کند.
این دعا، علاوه بر وجه دعا و طلب از خداوند متعال، مانند یک مقاله تحلیلی، تبیین کننده است. از همین منظر در این نوشتار، برای سهولت به یادآوردن نمونه هائی از الطاف الهی در سرنگونی دشمنان، به برخی از مصادیق از بین صدها نمونه دیگری که ملت شریف ایران در این دوران با آن مواجه بوده اند، در تصاویر اشاره می کنیم.
تذکر: استفاده از تصاویر برخی از مصادیق، فقط در یک متن رسانه ای و به عنوان یک مقاله، و متناسب با شرایط روز انجام شده، و به عنوان یک قاعده عمومی در تدوین و مکتوب کردن ادعیه (بخصوص به دلیل محدود کردن دامنه وسیع ادعیه شریفه)، توصیه نمی شود.
متن کامل دعا را می توانید در مفاتیح الجنان، مطالعه بفرمائید.

ادامه متن دعا

اِلهی‏ وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانی‏ بِمَكایدِهِ،
معبودا و چه بسیار ستم‏ پیشه ‏ای كه با نقشه شومش به من ستم كرد،
وَ نَصَبَ لی‏ اَشْراكَ مَصایدِهِ،
و برای شكار كردنم دامها نهاد،
وَ وَكَّلَ بی‏ تَفَقُّدَ رِعایتِهِ،
و مرا دقیقاً زیر نظر گرفت‏،
و اَضبَأَ اِلَی اِضْبآءَ السَّبُعِ لِطَریدَتِهِ،
و مانند درنده‏ای كه برای شكار گریخته خود كمین می‏كند به كمین من نشست،
انْتِظاراً لاِنْتِهازِ فُرْصَتِهِ،
تا فرصتی بدست آرد،
وَ هُوَ یظْهِرُ بَشاشَةَ الْمَلَقِ،
با اینكه ‏در صورت ظاهر خود را از روی تملق بشّاش نشان می‏داد،
وَ یبْسُطُ لی‏ وَجْهاً غَیرَ طَلِقٍ،
و روی گشاده بی‏ حقیقتی به من می‏نمود،
فَلَمَّا رَاَیتَ دَغَلَ سَریرَتِهِ،
و هنگامی‏كه تو ای خدا، نادرستی‏ باطن او را دیدی،
وَ قُبْحَ مَا انْطَوی‏ عَلَیهِ لِشَریكِهِ فی‏ مِلَّتِهِ،
و زشتی نیتش را برای هم‏ كیشش مشاهده فرمودی،
و اَصْبَحَ مُجْلِباً لی‏ فی‏ بَغْیهِ،
و دیدی كه چگونه مرا بسوی ستم خود می‏كشد،
اَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَاْسِهِ،
اورا به مغز به زمین زدی،
و اَتَیتَ بُنْیانَهُ مِنْ اَساسِهِ،
و ریشه‏اش را از بیخ و بن بركندی،
فَصَرَعْتَهُ فی‏ زُبْیتِهِ،
و او را در همان چاهی كه برای من كنده بود درافكندی،
وَ رَدَّیتَهُ فی‏ مَهْوی‏ حُفْرَتِهِ،
و در گودالی كه به دست خود حفر كرده بود سرنگونش كردی،
وَ جَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ،
و گونه‏ اش را مطابق خاك پایش كردی،
وَ شَغَلْتَهُ فی‏ بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ،
و او را سرگرم تن و روزی خودش كردی،
وَ رَمَیتَهُ بِحَجَرِهِ،
و به سنگ خودش او را زدی،
وَ خَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ،
و بازه كمان خودش جانش بگرفتی،
وَ ذَكَّیتَهُ‏ بِمَشاقِصِهِ،
و بوسیله سرنیزه ‏های خودش او را هلاك ساختی،
وَ كَبَبْتَهُ لِمَنْخَرِهِ،
و برو در افكندی،
وَ رَدَدْتَ كَیدَهُ فی‏ نَحْرِهِ،
و مكر وحیله‏ اش را به خودش برگرداندی،
وَ رَبَقْتَهُ بِنَدامَتِهِ،
و در بند پشیمانی گرفتارش كردی،
وَ فَسَاْتَهُ بِحَسْرَتِهِ،
و پشتش را در زیر بار حسرت خم كردی،
فَاسْتَخْذَأَ وَتَضآئَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ،
تا آنكه پس از همه نخوت و تكبر خوار گشته به زانو درآمد،
و انْقَمَعَ بَعْدَ اْستِطالَتِهِ ذَلیلاً،
و پس از گردنكشی با خواری مخصوصی ریشه‏ كن شد،
مَاْسُوراً فی‏ رِبْقِ حِبالَتِهِ،
و در بند دام خود گرفتار شد،
الَّتی‏ كانَ یؤَمِّلُ اَنْ یرانی‏ فیها یوْمَ سَطْوَتِهِ،
كه در روز تسلطش آرزو داشت مرا در آن بیند،
وَ قَدْ كِدْتُ یا رَبِّ لَوْ لا رَحْمَتُكَ،
و ای پروردگار من اگر رحمت تو نبود،
اَنْ یحُلَّ بی‏ ما حَلَّ بِساحَتِهِ،
چیزی نمانده بود كه به همان بلایی كه او دچار شده‏ من دچار گردم،
فَلَكَ الْحَمْدُ یا رَبِّ
پس ستایش خاص تو است ای پروردگار من،
مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ،
كه نیرومندی هستی شكست‏ ناپذیر،
وَ ذی‏ اَناةٍ لایعْجَلُ،
و بردباری هستی كه‏ شتاب نمی‏كنی،
صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
درود فرست بر محمد و آل محمد،
وَ اجْعَلنی‏ لِنَعْمآئِكَ مِنَ‏ الشَّاكِرینَ،
و مرا از سپاسگزاران نعمتهایت قرار ده،
و لِالائِكَ مِنَ الذَّاكِرینَ،
و از یادكنندگان عطاهایت بدار.
*****
اِلهی‏ وَكَمْ مِنْ حاسِدٍ شَرِقَ‏ بِحَسْرَتِهِ،
خدایا چه بسیار حسودی كه‏ حسرت در گلویش گیر كرده،
وَ عَدُوٍّ شَجِی بِغَیظِهِ،
و دشمنی كه خشم او در گلویش شكسته،
وَ سَلَقَنی‏ بِحَدِّ لِسانِهِ،
و با زبان تیزش مرا آزرده،
وَ وَخَزَنی‏ بِمُوقِ‏ عَینِهِ،
و نگاه خشمگین خود را از گوشه چشم همچون تیری بر بدنم فرو كرده،
وَ جَعَلَنی‏ غَرَضاً لِمرامیهِ،
و مرا هدف تیرهای خود قرار داده،
وَ قَلَّدَنی‏ خِلالاً لَمْ تَزَلْ فِیهِ،
و كارهایی را به گردنم‏ انداخت،
نادَیتُكَ یا رَبِّ مُسْتَجیراً بِكَ،
كه ‏من ای‏ پروردگارم پیوسته در این باره از روی پناه‏خواهی تو را خواندم،
واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِكَ،
به خاطر اطمینانی كه بسرعت اجابت ‏توداشتم،
مُتَوَكِّلاً عَلی‏ ما لَمْ اَزَلْ اَتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِكَ،
و بر سابقه خوبی كه همیشه در دفاع كردنت داشتم توكل نمودم،
عالِماً اَنَّهُ لا یضْطَهَدُ،
و می‏دانستم كه مورد ستم و ظلم كسی واقع نگردد،
مَنْ اَوی‏ اِلی‏ ظِلِ‏ كَنَفِكَ،
هركس در سایه حمایت تو مأوی گیرد،
وَ لَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ،
حوادث كوبنده روزگار براو كارگر نشود،
مَنْ لَجَاَ اِلی‏ مَعْقِلِ الْإِنْتِصارِ بِكَ،
آنكس كه به قلعه كمك‏خواهی تو پناه بَرَد،
فَحَصَّنْتَنی‏ مِنْ باْسِهِ بِقُدْرَتِكَ،
پس بوسیله نیرویت مرا از آزار او در پناه گرفتی،
فَلَكَ الْحْمدُ یا رَبِّ،
پس‏از آن تو است ستایش ای پروردگار من،
مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ،
كه نیرومندی‏ هستی شكست‏ ناپذیر،
وَ ذی‏ اَناةٍ لا یعْجَلُ،
و بردباری هستی بدون شتاب،
صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
درود فرست بر محمد و آل محمد،
و اجْعَلْنی‏ لِنَعْمآئِكَ مِنَ الشَّاكِرینَ،
و مرا از سپاسگزاران‏ نعمتهایت،
وَ لِألائِكَ مِنَ الذَّاكِرینَ،
و از یادكنندگان عطاهایت قرار ده.
*****
اِلهی‏، وَكَمْ مِنْ‏ سَحایبِ مَكْرُوهٍ جَلَّیتَها،
خدایا و چه‏ بسا ابرهایی از گرفتاری (كه بسویم در حركت بود) و تو پراكنده ‏شان كردی،
و سَمآءِ نِعْمَةٍ مَطَرْتَها، و چه بسا آسمان نعمتی كه بر من فرو باریدی،
وَ جَداوِلِ كَرامَةٍ اَجْرَیتَها،
و نهرهای بزرگواری كه‏ روان‏ كردی
،و اَعْینِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها،
و چشمه‏ های‏ جوشان حوادثی‏ كه رویش ‏را پوشاندی،
و ناشِیةِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا،
و لكه‏ های كوچكی از ابر رحمتت كه آن‏را پهن كردی،
وَ جُنَّةِ عافِیةٍ اَلْبَسْتَها،
و زره‏ های‏ تندرستی كه بر بدنم پوشاندی،
وَ غَوامِرِ كُرُباتٍ كَشَفْتَها،
و گردابهایی از اندوه كه برطرف كردی،
و اُمُورٍ جارِیةٍ قَدَّرْتَها،
و امور جاریه دیگری كه مقدر كردی،
لَمْ ‏تُعْجِزْكَ اِذْ طَلَبْتَها،
و تو هرگاه‏ خواستی شان ازطلب‏ آنها درنماندی،
وَ لَمْ تَمْتَنِعْ مِنْكَ اِذْ اَرَدْتَهَا،
و هرگاه ‏آنها را اراده‏ فرمودی قدرت بر امتناع نداشتند،
فَلَكَ الْحَمْدُ یا رَبِ،‏
پس‏ تو را است ستایش ای پروردگار من،
مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ،
ای نیرومند شكست‏ ناپذیر،
وَ ذی‏ اَناةٍ لا یعْجَلُ،
و بردبار بی‏ شتاب،
صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
درود فرست بر محمد وآل محمد،
وَ اْجَعْلنی‏ لِنَعْمآئِكَ مِنَ الشَّاكِرینَ،
و قرار ده مرا از سپاسگزاران نعمتهایت،
وَ لِألائِكَ مِنَ الذَّاكِرینَ،
و از یادكنندگان عطاهایت،
*****
اِلهی‏، وكَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ،
خدایا، و چه ‏بسا خوش گمانی مرا كه صورت عمل دادی،
وَ مِنْ كَسْرِ اِمْلاقٍ جَبَرْتَ،
و چه بسیار شكستهای بی‏ چیزی مرا كه جبران كردی،
وَ مِنْ مَسْكَنَةٍ فادِحَةٍ حَوَّلْتَ،
و نداری های‏ سخت و كمرشكن را كه از من گرداندی،
وَ مِنْ صَرْعَةٍ مُهْلِكَةٍ نَعَشْتَ،
و سقوط های نابودكننده ‏ای كه بلندم كردی،
وَ مِنْ مَشَقَّةٍ اَرَحْتَ،
و چه سختی ها كه مبدل به راحتی كردی‏،
لا تُسْئَلُ عَمَّا تَفْعَلُ،
بازخواست‏ نشوی از آنچه می‏كنی،
وَ هُمْ یسْئَلُونَ،
ولی‏ دیگران بازخواست شوند،
وَ لا ینْقُصُكَ ما اَنْفَقْتَ،
و هر چه خرج‏ كنی چیزی از تو كاسته نگردد،
وَ لَقَدْ سُئِلْتَ‏ فَاَعْطَیتَ،
و چون از تو بخواهند می‏دهی،
وَ لَمْ تُسْئَلْ فاَبْتَدَاْتَ،
و اگر هم نخواهند تو بی‏ سابقه خواستن عطا می‏كنی،
وَ اسْتُمیحَ بابُ فَضْلِكَ فَما اَكْدَیتَ،
و از درگاه فضل تو احسان خواستند و تو دریغ نداشتی،
اَبَیتَ اِلاَّ اِنْعاماً وَاْمِتناناً،
ندادی‏ جز از راه نعمت‏ بخشی و امتنانت،
و اِلاَّ تَطَوُّلاً یا رَبِّ وَاِحْساناً،
و جز از راه عطابخشی بی‏ پایان‏ خود ای‏ پروردگار من و احسانت،
و اَبَیتُ‏ اِلاَّ اْنتِهاكاً لِحُرُماتِكَ،
ولی‏ من‏ هم ‏در مقابل‏ نكردم‏، جز پرده‏ دری محرماتت،
وَ اْجْتِرآءً عَلی‏ مَعاصِیكَ،
و دلیری بر ارتكاب معاصی،
وَ تَعَدِّیاً لِحُدُودِكَ،
و نافرمانی هایت و تجاوز از حدود تو،
وَ غَفْلَةً عَنْ وَعیدِكَ،
و بی‏ خبری از تهدید تو،
وَ طاعَةً لِعَدُوّی‏ وَعَدُوِّكَ،
و پیروی از دشمن خود و دشمن تو،
لَمْ یمْنَعْكَ یا اِلهی و ناصِری،
ای معبود و ای یاور بزرگوار من،
اِخْلالی‏ بِالشُّكْرِ،
كوتاهی من در سپاسگزاری تو را،
عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِكَ،
از اتمام احسان و نیكی به‏من باز نداشت،
وَ لاَ حَجَزَنی‏ ذلِكَ‏ عَنْ اِرْتِكابِ مَساخِطِكَ،
واتمام احسان و نیكی‏ تو نیز مانع من از ارتكاب اعمالی كه موجب خشم تو است نشد،
اَللّهُمَّ وَهذا مَقامُ عَبْدٍ ذَلیلٍ،
خدایا اكنون به حال بنده خواری درآمده ‏ام،
اعْتَرَفَ لَكَ‏ بِالتَّوْحیدِ،‏ كه معترف بیگانگی تو است،
وَ اَقَرَّ عَلی‏ نَفْسِهِ بِالتَّقْصیرِ فی‏ اَدآءِ حَقِّكَ،
و به زیان خود اعتراف می‏كند كه در ادای حق تو كوتاهی كرده،
وَ شَهِدَ لَكَ‏ بِسُبُوغِ نِعْمَتِكَ عَلَیهِ،
و گواهی دهد كه تو نعمت خود را بر او فروگذار نكردی،
وَ جَمیلِ عادَتِكَ عِنْدَهُ، واِحْسانِكَ اِلَیهِ،
و از شیوه نیك و احسان خود نسبت به او كوتاهی نكردی،
فَهَبْ لی‏ یا اِلهی‏ وَسَیدِی‏ مِنْ فَضْلِكَ،
پس‏ ای معبود و آقای من از فضل خویش بدان اندازه به من ببخش،
ما اُریدُهُ اِلی‏ رَحْمَتِكَ،
كه بتوانم خود را به رحمتت برسانم،
و اَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ فیهِ اِلی‏ مَرْضاتِكَ،
و آن‏را نردبانی قرارداده‏ و به وسیله آن بسوی خوشنودی تو بالا روم،
وَ امَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِكَ،
و بدان سبب از خشم تو ایمن گردم،
بِعِزَّتِكَ وَطَوْلِكَ،
به حق عزت و كرمت‏،
وَ بِحَقِّ نَبِیكَ مَحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ،
و به حق پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله،
فَلَكَ الْحَمْدُ یا رَبِّ،
پس ستایش خاص تو است ای پروردگار من،
مِنْ‏ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ،
كه‏ نیرومندی هستی شكست ‏ناپذیر،
وَ ذی‏ اَناةٍ لا یعْجَلُ،
و بردباری هستی بی‏ شتاب،
صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ،
درود فرست بر محمد و آل محمد،
وَ اجْعَلْنی‏ لِنَعْمآئِكَ مِنَ الشَّاكِرینَ،
و قرارم ده از شكرگذاران نعمت هایت،
وَ لِألائِكَ مِنَ الذَّاكِرینَ،
و از یادكنندگان عطایا و مراحمت.

*****

ادامه متن دعا را در مفاتیح الجنان ملاحظه فرمائید. الحمد لله رب العالمین.

 

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  مدرسه اجتماعی؛ در مسیر شکل گیری فرهنگ

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *