ارتباط صمیمی شاگرد با استاد، این یک خصوصیت است. یعنی در فضای استاد و شاگردی یک ارتباط صمیمی در حین رعایت ادب (مراعات ادب شاگردی در کنار استاد) وجود دارد.
خصوصیت دیگر این است که استاد، منطق و فهم موضوع را به شاگرد منتقل میکند، نه تعلیم و حفظ کردن را. استاد در مراحل همراهی با شاگردان خود در مدّت تحصیل سعی میکند فهم آنها را باور بکند و شاگردان را به یک فهمی نسبت به آن موضوعات برساند تا اینکه بخواهد یک محفوظاتی را به آنها بدهد.
در استاد و شاگردی “خودفراگیری” اصل است یعنی شاگرد است که باید یاد بگیرد. در استاد و شاگردی اینطور نیست که ما تدریس کنیم. ما کاری میکنیم خود شاگرد یاد بگیرد.
در استاد و شاگردی بچّه ها را در گیر عمل میکنیم. آزمون در خود عمل است. این هم یک نکتهی دیگر در استاد و شاگردی، خود عمل اتّفاق میافتد. یادگیری هم در خود عمل اتّفاق میافتد. توضیح فقط در شرایط ضروری. تا جایی که لازم نیست توضیح ندهیم. بگذاریم خود شاگرد عملاً درگیر شود بعد به توضیح ما برسد.
خصوصیت بعدی همراهی استاد با شاگرد است. یعنی استاد همراه شاگرد است، استاد و شاگرد همراه با هم یک مدّتی دارند زندگی میکنند، در یک فضایی با هم دارند میروند و مشکلی برای او پیش میآید، حتّی ممکن است برای استاد مشکل پیش بیاید، با شاگرد این به نوعی تبادل میشود، این یعنی ارتباط به خصوص ارتباط حلّ مشکلات شاگرد توسّط استاد، یعنی مشکلات زندگی وی را استاد حل میکند.
فقط این نیست که بیاید یک درسی به او دهد و به دنبال کار خود برود. اگر شاگرد مشکل دارد، اوّلین کسی که شاگرد میبیند که میتواند از او کمک بگیرد، استاد خود او است. اگر او حتّی یک مشکلی با دوست خود دارد، یک مشکلی با خانوادهی خود دارد یا یک مشکل در خانوادهی او به وجود آمده است، استاد اوّلین کسی است که اینجا به عنوان مرجع کمک میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.
