اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 21 اردیبهشت 1405
وجود آدمهای با مغزهای منجمد، وقتی بدون روتوش ظاهر می شوند، نعمتی است. نعمت است برای اینکه به افرادی که گرفتار تصویر بزک شده غرب پرستی شدهاند، چهره اصلی و باطنی کریه آن نشان داده شود.
مدافعان منجر به فروپاشی
همانطور که وجود نتانیاهو، برای از هم پاشیده شدن و واضح شدن جانی بودن رژیم صهیونیستی برای همه دنیا، و وجود ترامپ، برای شفاف شدن خبیث بودن، فاسد بودن، فرعونی بودن، و عقب مانده بودن ذهنی آمریکا و فروپاشی هیمنه آن، برای همه مردم دنیا، مفید و نعمت بزرگی است؛ همانطور هم وجود کسانی مثل زیباکلام و عبدی هم که بدون روتوش، زنگ زدگی و انجماد فکری تفکر غرب پرستی را نشان می دهند، نعمتی است.
انجماد فکر در دلداگی عریان به غرب
منجمد بودن مغز کسی که در ادامه دادن موجه شناختن کار غرب، کشتار کودکان میناب و سایر جنایات آمریکا را توجیه کرده، و می گوید ”حتما دلیلی داشته که این جنایت را بکند“، و کسی که حضور انبوه مردم را پای انقلاب در میدان، ”اقلیت رانتی“ میخواند، امروز برای هر کسی که حتی اطلاعات اولیه ای از ماجراهای این روزهای کشورمان داشته باشد، روشن است.
اما اینکه چطور می شود که کسی چنین بدیهی، جنایت دشمن را انکار کند، و چشم خود را بر حضور حماسی مردم ببندد را باید در سبقه فکری خودشان جستجو کرد. کسانی که سالها تلاش کرده اند که تصویر متعالی از غرب، و تصویر سیاه از مردم کشورشان را ترسیم کنند، حالا که جنایتهای دشمن آشکار، و حماسه مردم عینی شده است، وقتی نمی خواهند حرفهای قبلی خود را پس بگیرند، و به اشتباه خود اعتراف کنند، عقل خود را تعطیل کرده، بر آن حرفها پافشاری کرده، و مواضع خود را در عین علنی شدن خطای آن تکرار می کنند.
(فَمَا کَانُواْ لِیؤْمِنُواْ بِمَا کَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ کَذَلِکَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِینَ– نمی خواهند ایمان بیاورند به دلیل اینکه قبلا آن را تکذیب کرده بودند. اینگونه بر دل (و عقل) تعدی کنندگان، مهر می نهیم)، و اینگونه می شود که عقلهایشان (قلبهایشان)، منجمد شده و دیگر نمی فهمد (لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یفْقَهُونَ بِهَا– قلبهائی دارند ولی با آن نمی فهمند).
انجماد فکری این افراد، با انجماد فکری کسانی که پای رسانه های معاند، احساساتشان به هیجان آمده و عقلشان تعطیل می شود، متفاوت است. آنها تابعانی هستند که در دنباله روی از حرفهای دیگران، چشم و گوش بسته حرفهای دروغی که به آنها گفته می شود را باور می کنند، و اینها کسانی هستند که آن دروغها را می سازند و به خورد آن تابعان می دهند. (از جمله نگاه کنید به آیات 31 تا 33 سوره سباء، و 3 تا 13 سوره حج و آیات متعدد دیگر در جدال بین تابعان و متبوعان ضلالت در روز حساب).
مغزهای منجمد بدون روتوش، که به صورت عریان، بی ترس از آشکار شدن حماقتشان، دلبستگی و وابستگی و وادادگی خود را به غرب نشان می دهند، و هر چه قدر غرب به آنها بی محلی کرده، توی سرشان می زند، تحقیرشان می کند، به آنها حمله می کند، حداکثر ناله کوتاهی سرداده و باز هم زبانشان را بیرون می آورند و له له می زنند و برایش دم تکان می دهند، بلکه تکه استخوانی برایشان بیندازد، اما جالب آن است که غرب آن تکه استخوان را هم برایشان نمی اندازد.
(وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیهِ یلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَرُونَ – و اگر می خواستیم، آنها را [با هدایت] بالا می بردیم، ولی آنها به دنبال جاودانه شدن در زمین بودند و از هوای نفس خود تبعیت کردند، پس مثال آنها، مانند سگی است که اگر به او حمله کنی، له له می زند و اگر رهایش کنی هم له له می زند. این مثال قومی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس قصه آنها را برای دیگران بگو، شاید که تفکر کنند).
نعمت آشکار شدن
اما چرا نعمت است؟ برای اینکه به آن کسانی که در فضای بزک شده غرب گرائی و غرب پرستی، گیر کرده، و مبهوت بزک کاری آنها شدهاند، متوجه جوهره کریه آن بشوند.
همینطور وجود این چهره های عریان به آن کسانی که خودشان هم در این فضا جوگیر شده، و تلاش می کنند غرب پرستی را، با بزک و روتوش، به خورد جماعت بدهند، و بعضی هایشان، خودشان هم تصویر بزک شده خودشان را باور می کنند، کمک می کند که متوجه بزک کاری خودشان بشوند، شاید بفهمند مشغول بزک کردن چه چهره کریهی هستند.
یا حداقل اگر خودشان متوجه نمی شوند یا نمی خواهند متوجه بشوند و خودشان را به خواب می زنند، حداقل مخاطبانشان متوجه آن بشوند. این آخر خط، و مغز و جوهر حرفهای آنها است، که عریان بیان می شود.
آشکاری پیشوایان برای اتمام حجت
گمانم این است که روز قیامت، وقتی از هر قومی، شاهدی را می گیرند (وَنَزَعْنَا مِن کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا – و از هم امتی شاهدی را بر می گیریم) و او را مورد بازخواست قرار می دهند، و هر قومی را به دنبال امام خود می خوانند (یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ – هر روز که مردم را به پیشوایانشان می خوانیم)، و به پرسشهای از آن پیشوایانشان اکتفا می کنند که کوری و گمراهیشان تصویر شود (وَمَن کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلاً – و کسی که در اینجا کور است، پس در اخرت هم کور و گمراه تر است)، و بعد همه را گلهوار، به سوی دوزخ می رانند (وَسِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا – به صورت گله وار آنهائی را که کافر شدند به جهنم می رانیم)، هم کسانی که با روتوش و بزک کردن، سعی در نظریهسازی، تئوریزه کرده و جلوه دادن تفکر منجمدی چون غرب پرستی هستند، جزو آن پیشوایان ضلالت خوانده می شوند، و هم آن کسانی که به صورت عریان، اینچنین چهره کریه و زشت آن تفکر منجمد را نشان می دادند؛ تا بر هیچ کس، عذری و توجیهی باقی نماند.
و شاید این بیانات عریان، آخرین فرصت فهمیدن پیش از اتمام حجت الهی، برای دلدادگان به غرب و غربپرستان باشد. یاد این حرف حضرت آیت الله حائری شیرازی افتادم که فرمودند: ”روزی می رسد که ما همه پاکان عالم را از شما خواهیم گرفت، و شما تمام هرزه های ما را از ما خواهید گرفت. پاکان عالم برای ما، هرزه های عالم برای شما“.
الحمد لله رب العالمین.


