وبینار دهم تحول نهادی: مصادیق سازوکارهای حکمرانی تعلیم و تربیت


سلسله وبینارهای “تحلیل معماری تحول نهادی نظام تعلیم و تربیت” و برنامه پیشنهادی دولت سیزدهم – جلسه دهم: مصادیق سازوکارهای حکمرانی تعلیم و تربیت، 1400/7/6

توزیع نقش‌های حکمرانی بین حاکمیت و جامعه چگونه انجام می شود؟

در جلسات گذشته پس از تحلیل عوامل گلوگاهی تحول، به تحلیل اقدامات گلوگاهی پرداختیم که به صورت عملیاتی می تواند حرکت زنجیره ای را در تحول نهادی تعلیم و تربیت در کشور ایجاد کند. در جلسات قبل به مسئله حکمرانی تعلیم و تربیت و لایه های مختلف توزیع آن و چگونگی مشارکت و ایفای نقش در آن توسط حاکمیت و جامعه پرداختیم. این بحث در جلسه آتی نیز، با دنبال کردن سازوکارهای مصادیق در آن ادامه پیدا خواهد کرد.

 

در این جلسه با طرح نمونه‌هایی از مصادیق سازوکارهای حکمرانی و چگونگی توزیع نقش‌ها بین حاکمیت و جامعه، و مشارکت در آن، بر چگونگی محقق شدن عملیاتی معماری مطرح شده، گفتگو شد.


خلاصه مباحث مطرح شده

پیرو جلسات گذشته که بحث تمرکز و عدم تمرکز و مسئله حکمرانی و لایه های آن و نقشها در آن مطرح شد، پس از طرح سوالاتی از مصادیق تفویض اختیار حاکمیت به بدنه جامعه در جلسه گذشته، در این جلسه، پس از توضیحات اولیه موضوع و مرور بحث گذشته توسط مهندس مجیدی، آقای مهندس رستمی به تبیین مصداقهائی از چگونگی تفویض اختیار در برخی از حوزه ها پرداختند.

 

 آقای دکتر حسنی

من یک پرسش بنیادی دارم. چنین ساختاری مثلا در مدیریت راهبردی یا در حوزه های دیگر را که شما توصیه می کنید، و در لایه بسترها، سکوها و تولید محتوی و مدرسه را ارائه می دهید، این تجویزات و این ترکیبات از کجا آمده است؟ شما چه تعریفی از تربیت دارید؟ چه تعریفی از توزیع تربیت دارید (که همان بحث عدالت تعلیم و تربیت است؛ چه عدالت بر تعلیم و تربیت یعنی توزیع عادلانه خیرات در کل جامعه، و چه عدالت در تعلیم و تربیت، یعنی سازوکارهای عادلانه در نظام آموزشی)؟ شما یک آبشخور مشخص باید برای مبانی داشته باشید. مبانی نظری شما چیست؟

در بحثی که با آقای مهندس رستمی در مورد مسئله حکمرانی داشتیم، باید مشخص کنیم که در حکمرانی خوب، خوب بودن بر چه اساسی تعیین می شود؟ وقتی شما می خواهید برای توزیع تعلیم و تربیت رسمی و عمومی مدل بدهید، باید مشخص کنید که میزان توزیع پذیری تربیت مدرسه چقدر است و کیفیت توزیع شدن چگونه است. اینها متاسفانه به هر دلیل در مبانی نظری سند نیامده است، فقط یک مدل ساده که آنهم از یکی از پروژه های بین المللی گرفته شده، که در 5 سطح توزیع تعلیم و تربیت در آنها مدل سازی شده است. اما شما در این سه لایه که مطرح می کنید،  نمی گوئید که این توزیع در این سه لایه، مبتنی بر چه تعریفی از عدالت انجام می شود.

مهندس مجیدی

مبانی معماری مطرح شده، خیلی با مبانی سند متفاوت نیست. مبانی باید از زوایای مختلفی به آن پرداخته شود و فقط مسئله تعلیم و تربیت نیست. بسیاری از زوایای مبانی در حد قابل قبولی در سند روشن شده و قابل اتکا است. منتهی زوایای دیگری نظیر ساختار مدیریت و چگونگی توزیع نقشها وجود دارد که یکی از مهمترین چیزهائی که الان می تواند در اینجا مطرح شود، بحث عدالت است. من این آمادگی را دارم که مدلهای معماری و مبانی آن را لایه به لایه مطرح کنم و بر آن بحث کنیم. یعنی آن چیزهائی که ما در مسیر بحث از روی آن پریدیم و مطرح نکردیم، برای اینکه بحث ساده تر و کاربردی تر اتفاق بیافتد، اگر دوستان توافق بر آن داشته باشند، در جلسات دیگر می توانم به این حوزه وارد شوم و بحث را به صورت مفصل در آن حوزه انجام دهم. اینکه ما چگونه با نگاه نهادی به مسئله نگاه می کنیم؛ و اینکه در این نگاه نهادی، عدالت چگونه محقق می شود؟ و راجع به چه عدالتی داریم صحبت می کنیم؟ از چه زاویه ای به عدالت نگاه می کنیم؟ و لایه به لایه می توانیم این ابعاد را در معماری خودمان و مبانی آن تببین کنیم؛ که عدالت چیست؟ ماهیتش چگونه است؟ چه جنسی دارد؟ چگونه و با چه سازوکارهائی محقق می شود؟ من چند بار این بحث را خواستم در جاهای مختلف مطرح کنم، همه به دنبال آن بودند که فوری به سازوکارهای عملیاتی و مصداقها وارد شویم و حوصله مباحث مبانی را نداشتیم. همین الان هم اگر بخواهم وارد شوم، آمادگی آن را دارم که مطرح کنم، منتهی یک فرصت و حوصله مناسبی می خواهد که دوستان باید آمادگی آن را داشته باشیم. می توانیم اگر دوستان آمادگی بحث را دارند، ما بعد از اینکه به سازوکارها  و مصادیق پرداختیم، به مبانی و علتها بپردازیم.

 

مهندس رستمی

در این حوزه مصادیقی وجود دارد که می توان به آن اشاره کرد.

مثالهائی که می شود پلیس بعلاوه ده و دفاتر پیشخوان دولت و نظایر آن که تفویض خدمات رسانی انجام شده است. و حاکمیت بخشی از نقشهای خود را تفویض می کند.

 

دفاتر ثبت اسناد رسمی که بخش خصوصی است. زیر ساخت سامانه ای که توسط فناوری اطلاعات اجرا می شود، که این مثال یک نقش حاکمیتی است. و دفاتر طبق روالهائی ممیزی می شوند، آموزش می شوند و دائما مورد نظارت و رصد و مانیتور قرار می گیرند. در این بخش کل نقش حاکمیتی به بدنه جامعه واگذار می شود، و آن سامانه مشخص می کند که این دفتر دارد درست عمل می کند یا خیر.

 

در بحث سوم، در بحث نظام قضائی، بحث داوری ها از قبل بوده که همان نقش قوه قضائیه را در  اینجا داریم. کارشناسان بخش خصوصی ممیزی می شوند، آموزش می بینند و مورد نظارت قرار می گیرند.

 

در حوزه سلامت دو نوع تفویض خدمات داریم. ما بیمارستانهای خیریه داریم که به نحوی سازماندهی مردم خیر است، در حوزه خدمات. در همین نظام سلامت هم ما سازمان نظام پزشکی را داریم که تصمیم گیری و قاعده گذاری و تصمیم گیری صنف برای انتخاب نمایندگان و بعد تعامل آن با حوزه حاکمیت وجود دارد.

 

درحوزه مدیریت بحران هم دو بخش مردمی داریم. یک بخش سازماندهی شده است، که سازمان هلال احمر و بخش داوطلبان، در شرایط بحران حضور مردم سازماندهی و انسجام پیدا می کند. و حتی در مواردی نظیر زلزله، طیف وسیعتری است که توانسته حوزه های مردمی را به صورت وسیع بکار بگیرد.

 

در دفاع مقدس و دفاع از حرم هم این اتفاق سازمان بسیج به صورت وسیع و در ابعاد مختلف توانسته نقش و اثر خود را نشان دهد.

 

گروههای جهادی مصداق بعدی هستند. این گروهها از محرومیت زدائی در روستاها و کارهای فرهنگی و نظایر آن توانسته اند. در این حوزه ها حاکمیت توانسته این نقش خود را توانسته واگذار کند

 

در پدیده عظیم اربعین، این سه چهار میلیون نفری که می رفتند به اربعین، در بخش کشور خودمان موکبهای داخلی، سازماندهی مردمی توانسته یک کار سنگین عظیم توسط مردم انجام شده است، که اگر حاکمیت می خواست این کار را انجام دهد، اصلا در توانش نبود. حتی وقتی گیتها را افزایش می دهند، باز هم به حجم جمعیت نمی رسد و خدمات خود حاکمیت به گلوگاه تبدیل می شود. ولی حوزه پشتیبانی مردمی مثل خدمت رسانی به صورت باز به این جمعیت توانسته ….

 

در حوزه تعلیم و تربیت طرحهائی مثل بهنام محمدی که سه ضلع مدرسه، خانواده و مسجد را درگیر می کرده و در تهران اجرا شده است، که اینها توانست یک طیف وسیعی از نوجوانان را درگیر مساجد کرد که حتی مساجد از ظرفیت آن برخوردار نبود که بتواند همه اینها را بپذیرد. در لبنان کشافه ها خدمات حوزه تعلیم و تربیت ارائه می شود زیر نظر آموزش و پرورش کشورهای سوریه و لبنان است، که کارهای مفصل اردوئی و خدمت رسانی آموزشی را انجام می دهند. یعنی نمونه های همکاری موفق مردم را در این حوزه ها داریم. به هر حال در غیر حوزه های تعلیم و تربیت، و

 

در این حوزه ها مردم توانسته اند با حاکمیت تعامل خوب داشته ونقشها را به خوبی بر عهده بگیرند.

 

دکتر حسنی

پرسش اصلی ما این است که توزیع امر حاکمیتی تعلیم و تربیت مدرسه ای آیا امکان پذیر است؟ اگر هست، با چه سازوکارهائی؟ توزیع نهادهائی مثل پلیس بعلاوه ده و دفاع در دفاع مقدس نظیر ستاد جنگهای نامنظم  با توزیع نظام آموزش و پرورش فرق می کند. بعضی حوزه های اجتماعی ما ویژگیهای خاصی دارند که باید در مورد موضوع توزیع پذیری آنها در جلسه آینده بحث کنیم.

 

دستور کار جلسه آینده

در جلسه آینده آقای دکتر حسنی به عنوان مطالبه گر، از این زاویه ورود پیدا کنند که تفاوتهای نظام تعلیم و تربیت را مورد بحث قرار دهند. آقای مهندس رستمی هم در اینکه در این حوزه چگونه می تواند توزیع شود، وارد بحث شوند. ان شاء الله.

 


نظر شما
[تعداد:    میانگین: /5]
این مطلب را نیز مطالعه کنید :
مقایسه پارادایم یادگیری صنعتی در مقابل یادگیری برتر

آثارپروژه‌های معماری نظام تعلیم و تربیت و برنامه درسیچالش ها، ميزگردها و مصاحبه هافعالیت‌ها و پروژه‌هامقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *