وبینار هشتم تحول نهادی: لایه های توزیع حکمرانی تعلیم و تربیت


سلسله وبینارهای “تحلیل معماری تحول نهادی نظام تعلیم و تربیت” و برنامه پیشنهادی دولت سیزدهم – جلسه هشتم: لایه های توزیع حکمرانی تعلیم و تربیت، 1400/6/23

در هشمین وبینار از سلسله نشستهائی که پنجره تربیت فارس، برگزار کرد، در تحلیل چگونگی عملیاتی تمرکز زدائی، به تحلیل لایه های حکمرانی پرداخته، و در این مورد گفتگو شد که در آموزش و پرورش، کدامیک از لایه های حکمرانی باید توسط حاکمیت و کدامیک توسط جامعه انجام شود.

در جلسات گذشته پس از تحلیل عوامل گلوگاهی تحول، به تحلیل اقدامات گلوگاهی پرداختیم که به صورت عملیاتی می تواند حرکت زنجیره ای را در تحول نهادی تعلیم و تربیت در کشور ایجاد کند. در دو جلسه گذشته بحث از چگونگی تمرکز زدائی بود.

 

در جلسه هشتم، به تبیین لایه های توزیع حکمرانی پرداخته شد و مشخص شد که کدامیک از نقشهای حکمرانی باید حتما توسط حاکمیت انجام شده، و کدامیک از نقشها، می تواند به جامعه تفویض شود.

 

خلاصه مباحث مطرح شده:

پیرو جلسه گذشته که بحث تمرکز و عدم تمرکز را داشتیم، در این جلسه به مسئله حکمرانی و لایه های آن و نقشها در آن می پردازیم، که روشن شود، در توزیع حکمرانی، می توان کدام لایه از عناصر را با مشارکت جامعه انجام داد، و کدام لایه باید در انحصار حاکمیت باشد.

 

ادامه بحث توسط صاحبنظران

 

* خانم دکتر برادران

در اینکه چه چیزهائی می شود که مشارکت مردم در توزیع نقشهای حکمرانی قابل مطرح شود:

  • در انتقال دانش می تواند این تفویض انجام شود که موضوعات دانشی با مشارکت مردم انتخاب و آموزش داده شود.
  • یک چیز مهم بحث فناوری است که می تواند تمرکز یا عدم تمرکز در مورد آن مطرح شود.
  • تصمیم گیری یا قدرت یکی از مواردی است که توزیع یا انحصار در مورد آن مطرح می شود.
  • بحث مواد آموزشی و منابع و امکانات، و انتخاب و تهیه مواد آموزشی می تواند توسط حاکمیت (تمرکز) یا توسط جامعه (توزیع) انجام شود.
  • بحث افراد است که منابع انسانی چطور جذب نیروی انسانی و شیوه های آموزش حرفه ای افراد چگونه می تواند انجام شود، و نهادهای مختلف می توانند در تربیت نیروی انسانی و طراحی برنامه آن مشارکت جدی داشته باشند.
  • بحث زمان و تخصیص زمان هم همینگونه است. آیا همه مدارس باید همه در یک زمان آغاز و پایان داشته باشند؟ آیا مدارس می توانند به دلیل شرایط آب و هوائی و خصوصیات محیطی می توانند مدلهای مختلفی داشته باشند؟
  • موضوع مالی هم قابل بحث است. وقتی ما مشارکت والدین را خوب می شناسیم ولی تخصیص اعتبارات به مدارس جور دیگر است.
  • بحث پذیرش یا ثبت نام شاگردان است که شخص بتواند در جاهای مختلف بتواند ثبت نام کند. شرایط خیلی تاثیر گذار است. توجه کنیم که در چگونه شرایطی قرار داریم. توزیع تعداد شاگردان و نسبت آن با توزیع امکانات و مناطق آموزشی چگونه باشد. حتی توزیع متفاوت می تواند به عدالت کمک کند.
  • چاپ و نشر اطلاعات مدارس، به نحوی که مدارس بتوانند اطلاعات خودشان را منتشر کنند.
  • شاید بیشترین کارها که انجام شده، بیشتر در حوزه دانشی اتفاق افتاده است (همان مورد اول). در این حوزه، رابطه خانه و مدرسه می تواند به رشد بچه ها کمک کند. مشارکت در یادگیری این بچه ها توسط والدین و می تواند خیلی جدی باشد. و بلوغ و مشارکت بهتر را فراهم کند. حتی این اتفاق می تواند در دوره های مختلف اتفاق بیافتد.

 

در جمع بندی، بلوغ مشارکت خیلی مهم است. هر چقدر که ما بخواهیم به سمت مشارکت حرکت کنیم، باید مشارکت کنندگان بالغ تر و رشد یافته تری داشته باشیم. و این گام گذاشتن در مشارکت خودش به تدریج به بلوغ یافتن کمک کند.

 

نهادهای مختلفی باید در مشارکت شکل بگیرد. مثلا در ترکیه، تشکلهای مادر و کودک یا نظایر آن شکل گرفته است. اینها فعالیتهائی که است که در توزیع شدگی می تواند کمک کند.

 

 

* آقای مهندس رستمی

ماده 8 قانون خدمات کشوری، این موضوع را توضیح داده است. امور حاکمیتی آن اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است. در  بعضی موارد به نقشهای حاکمیت پرداخته و در بعضی از موارد به موضوعات پرداخته شده است.

  • سیاستگذاری
  • برنامه ریزی
  • نظارت
  • جلوگیری از انحصار
  • برقراری عدالت و بازتوزیع
  • فراهم نمودن زمینه های توسعه کشور
  • قانونگذاری
  • امور ثبتی
  • امور قضائی
  • ترویج فرهنگ
  • اداره امور داخلی
  • حفاظت از محیط زیست
  • کار
  • تحقیقات بنیادی
  • ارتقاء آموزش عمومی

 

به عنوان یک بررسی موردی در موضوع حل اختلاف در کشور به نقشهائی رسیدیم. از جمله:

  • سیاستگذاری (چه به صورت تدوین مقررات یا تعیین خطوط راهنمای عملکردی، حتی برنامه ریزی ها و معماریها و جهت گیریهای راهبردی را شامل می شود). که اینها قابل واگذاری نیست.
  • هماهنگی و مهندسی نقشها است. نظیر همان معماری نظامهای کلان و بازطراحی زنجیره های ارزش، نمونه کاری که توسط مهندس مجیدی سالها در مهندسی نظامهای کلان، در حوزه تعلیم و تربیت و سلامت و یا سایر نظامها پرداخته می شود.
  • مداخلات حاکمیت در حوزه تنظیم گری. مثلا در حوزه فضای سایبر دائما قوانین باید تغییر کند. در اینجا یک مبانی را به صورت قانونگذاری مبانی اصلی صورت می گیرد، و باقی کارها به صورت تنظیم گری برای حفظ حقوق مردم به مرور زمان انجام می شود.
  • تسهیلگری و حمایت.
  • رهبری و جذب حمایت بین بخشی. از جمله در بحث میدان عملیاتی.
  • تخصیص و بسیج منابع. چه منابع انسانی، چه مالی، چه لجستیک، چه حقوقی و بازار. حاکمیت باید بستر را به گونه ای آماده کند که بخش خصوصی بتواند در این میدان وارد شود.
  • استاندارد سازی.
  • راهبرد نگاری، برنامه ریزی و نظارت کلان. تفاوت این با معماری نظامهای کلان، در آن است که راهبردها بر اساس شرایط آنی ایجاد شده و شرایط محیطی و رخدادهای جاری، اقدامات و استفاده از فرصتها را تعیین می کنند.
  • ارزشیابی و اعتبار بخشی.
  • آموزش، فرهنگ سازی و ایجاد گفتمان. متولی شکل گیری گفتمان غالب بر عهده حاکمیت است، ولی می تواند به مشارکت و مردم هم واگذار شود.
  • نهادسازی. بستر نهادها توسط حاکمیت باید ایجاد شود. که توسط گروهی از مردم در این نهادها، نقشهای مربوطه را ایفا کنند.
  • کادر سازی و تربیت نیرو. اینکه می توان این کار را توزیع شود، بحث دیگری است. اما مسئولیت این کار بر عهده حاکمیت است.
  • تمهید مطالبه گری اجتماعی. این مطالبه گری بیش از کار فرهنگ سازی است. مسئله اصلی، ایجاد یک کنشگری اجتماعی است.
  • تامین و توسعه زیرساختها. اعم از زیرساختهای فیزیکی و فناورانه است. این یک کار حاکمیتی است؛ حتی اگر بخش خصوصی می خواهند در توسعه زیرساختها به آن وارد شوند، طراحی، برنامه ریزی، تامین منابع، جهت دهی و حمایت باید توسط حاکمیت صورت گیرد.
  • سازوکارهای تامین مالی کارگزاران.
  • حکمرانی داده و اطلاعات. اتفاقا یکی از سازوکارهائی است که می تواند در شکل غیر متمرکز، امکان نظارت حاکمیت را فراهم کند. بخصوص از منظر تحلیل داده های بزرگ می تواند در این نظارت حاکمیت، در عین شکل غیر متمرکز آن، موثر عمل کند.
  • ارزیابی عملکرد و تشویق و تنبیه. در واقع حاکمیت باید سازوکارهای آن را ایجاد کند که فعالیت فعالان اعتبار سنجی شود، و تشویق و تنبیه برای تصحیح فعالیت آنها صورت بگیرد.
  • حمایت از مردم و ارباب رجوع. حمایت از گیرندگان خدمت بر عهده حاکمیت است.
  • برنامه ریزی و کنترل عملیاتی حاکمیت آن میدان.
  • ارائه خدمت، در حوزه هائی که محور کار خود حاکمیت است. نظیر نیروی انتظامی که نمی تواند نظم بخشی و ضابط قضائی را به کسی واگذار کند. البته برخی از فعالیتها را می تواند به صورت بسته هائی نظیر پلیس + 10 واگذار کند. اما در حوزه تعلیم و تربیت، خود تعلیم و تربیت موضوع و محور حاکمیتی نیست.

 

* خانم دکتر برادران

آیا این نکات مبتنی بر نظام آموزشی استخراج شده است؟

یکی از مهمترین چیزهائی که در اینجا مطرح شد، در بحث حکمرانی داده و اطلاعات است. اینجا خیلی مسئله مهمی است.

مسئله رقابت در اینجا شاید خیلی قابلیت تطابق با حوزه تعلیم و تربیت نداشته باشد.

 

* آقای مهندس رستمی

برخی از حوزه هائی که  در حوزه قضائی مطرح می شود، مثلا بحث رقابت خیلی جا ندارد.

مثلا در نظام سلامت، خود حاکمیت وارد تصدی می شود، که در این ارائه خدمات درگیر رقابت می شود.

در حوزه تعلیم و تربیت، ورود به موضوع رقابت باید به گونه ای باشد که به موضوع اصلی تعلیم و تربیت و ارزشها و اهداف آن ضربه نزند. تنظیم این موضوع بر عهده حاکمیت است.

 

* آقای دکتر حسنی

بحثهای آقای مهندس رستمی، افق جدیدی را برای ما گشود که می تواند خیلی مفید باشد.

اجازه دهید که من زاویه دیگری را به این موضوع باز کنم. این 17-18 مورد، باید کم و بیش در حوزه های مختلف به آن پاسخ دهید. در حوزه تعلیم و تربیت، پاسخ این سوالات متفاوت است. ما در حوزه قضاوت، نظم اجتماعی، تعلیم و تربیت، پاسخهای متفاوتی به این بحث می دهیم. چون موضوع و مسئله متفاوت است. این فهرست صورت قضیه است، که با محتوائی که در آن قرار می گیرد، شکلهای متفاوتی به خودش می گیرد. مثل لیوان چای و چای نیست. با ریختن محتوای مشخصی نظیر تعلیم و تربیت ظرف شکلش عوض می شود و وظایف حاکمیتی در آن عوض می شود.

 

اما عامل دیگری هم هست. و آن نظریه های عدالت است. مثلا جان رولز فیلسوف عدالت، جمله مشهوری دارد”همچنانکه در یک نظام معرفتی، صدق و درستی اصل است، در حکومت هم آنچه که باعث اعتبار حکومت می شود، عدالت است”. آنچه که در این مواردی که مطرح شد، همه اینها به عدالت متصل است. نظریه عدالت می تواند کاملا مشخص کند که نقشهای حاکمیت چگونه است. مثل اینکه نظریه عدالت در جوامع شبه سوسیالیستی اروپائی، با نظریه عدالت آمریکائی متفاوت است. بنا بر این ما اگر می خواهیم شکل حکمرانی تعلیم و تربیت را تعیین کنیم، در میدان آموزش و پرورش باید به نظریه عدالت، درست استناد کنیم.

متاسفانه در این حوزه، حاکمیت ما در پاسخگوئی به این مسائل، به صورت ضمنی از جریانات بین المللی تبعیت و به آنها استناد کرده، بدون اینکه به چارچوب مصوب درستی تکیه کند. مقام رهبری فرمودند که “همه برنامه ها باید پیوست عدالت داشته باشد”. جوهر حکمرانی، عدالت است.

جمهوری اسلامی با اینکه منشاء شکل گیری آن یک عدالت خواهی عمیق بود، اما نتوانستیم عدالت را مبنای ساختاری حکمرانی قرار دهیم؛ چون درست آن را نظریه پردازی نکردیم، و نظریه درستی را برای اتکا استفاده نکردیم.

 

* آقای مهندس رستمی

در بحثهائی که مطرح کردم، من تجویزی برای نظام آموزشی نکرده ام. فقط حوزه های بحث حاکمیتی را مطرح کردم، برای اینکه بتوانیم در بحث تعلیم و تربیت در مورد آنها هم بحث و اظهار نظر کنیم.

 

* آقای حشمتی

اینکه کجا حکمرانی باید مردمی باشد و کجا مشارکت، خیلی مهم است. مثال مسجد که مطرح کردید، خیلی موضوع مهمی است.

این سوالی که مطرح کردم که “ذینفعان کوچکترین واحد آموزش کدام است؟”، اولین ذینفع شاگردان هستند، اما فقط به شکل صوری در شوراهای دانش آموزی درگیر می شوند. دومین ذینفع خانواده است، اما به شکل صوری در انجمن اولیاء و مربیان نقش دارند. سومین ذینفع معلمان است، و آنها هم به شکل صوری در انجمنها و گروههای آموزشی نقش دارند. اما هیچکدام نقش واقعی و جدی به آنها داده نمی شود.

در آموزش و پرورش حتی برای کاری مثل انتخاب مدیر، هیچ حقی برای ذینفعان قائل نمی شویم. حاکمیت خودش مدیر را انتخاب می کند. باید این نقش را به حتی به شاگردان و خانواده ها و معلمان داده شود. مثلا می توان مکانیزمهائی برای انتخاب مدیر با مشارکت ذینفعان (حتی شاگردان) تعریف و اجرا کرد.

حاکمیت نگرانی اش از واگذاری اختیارات و قدرت به بدنه جامعه، در حوزه ایدئولوژیک است، و در آن موفق هم نبوده است. همیشه یک نگاه امری در حاکمیت وجود داشته است. چرا انجمنهای اسلامی معلمان یا گروههای آموزشی به صورت فعال ایفای نقش نمی کند؟

مشارکت باید از پائین قاعده هرم، سطح بیشتری را داشته باشد. مدل این برنامه ها در آموزش و پرروش تمرین می شود، اما توسعه داده نمی شود.

 

* توضیحات تکمیلی و جمع بندی  آقای مهندس مجیدی

و ارائه مدلهائی به صورت اجمالی انجام شد، که قرار شد هفته آینده به صورت مبسوطتری توضیح داده شود. در این مدلها نشان داده شد که ماهیت و مولفه های حکمرانی و زنجیره ارزش تعلیم و تربیت در لایه های مختلفی شکل می گیرد، که اگر درست این لایه بندی انجام شود،تعیین  اینکه کدامیک از نقشها را می توان به جامعه واگذار کرد، در عین اینکه حاکمیت نقشهای کلیدی خود را حفظ کند، چیز پیچیده و دشواری نخواهد بود. در زنجیره ارزش سنتی نظام تعلیم و تربیت، مخاطبان و جامعه در انتهای زنجیره ارزش قرار دارند، اما در صورتی که زنجیره ارزش در سه لایه دیده شود، دو لایه بالا به سادگی قابل تفویض به بدنه جامعه و ذینفعان است.

 

* خانم دکتر برادران

حکمرانی یعنی میدان داری، و در میدان توجه به ذینفعان خیلی اهمیت پیدا می کند.

 

نظر شما
[تعداد:    میانگین: /5]
این مطلب را نیز مطالعه کنید :
طراحی يك سبك ارائه جديد برای ارائه ترجمه قرآن كريم و ادعيه (فرق و مكث)

آثارپروژه‌های پژوهشیپروژه‌های معماری نظام تعلیم و تربیت و برنامه درسیچالش ها، ميزگردها و مصاحبه هافعالیت‌ها و پروژه‌هامقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *