کارگاه دوره الگوی برنامه درسی حکمت، دانشگاه جامعه المصطفی، 1395
احترام و برخورد محترمانه به شاگردان، مقدمه هر رشد و ارتقائي در آنها است. نمي توان فضائي غير محترمانه را تصور نمود، که در آن شاگردان با مولفه هاي شخصيتي مطلوب تربيت شوند؛ مگر در موارد استثناء. احترام هم نه به معناي حلوا حلوا کردن و ميدان دادن به غرورش است. بلکه به معناي اينکه محترمانه با او برخورد کنيم تا بداند ذات نفسش (نفس خودي اش) گرامي است، و بداند که نفس ناخودي هم دارد (نفس اماره به سوء و نفس مالک هوي) که او را ذليل مي کند. احترام گذاشتن به معناي آزاد گذاشتن و توجه دادن به دلبخواهي هاي او نيست.
اتفاقا آزاد گذاشتن و رهاکردن او در دلبخواهیهاي خود ناخودي او عين ذليل کردن و منجر به ريختن آبروي او است. وقتي يک شخص عزيزي به مجلس رسمي مي آيد، اين احترام نيست که شما برايش جلوي جمع لباس راحت بياوريد. اين عين بي احترامي است. حفظ شان او در اين مجلس مهمترين احترام است. بلکه فضائي را فراهم مي کنيد که او بتواند محترمانه رفتار کند. احترام در مدرسه حکمت هم از اين جنس است، نه رها بودن بچه ها.
از سوي ديگر رشد انسان در حالت اختيار ميسر مي شود. اينکه انسان، انسان مي شود، مختار بودن او است. اينکه بتواند از بين خير و شر، خير را انتخاب کند. و تعالي يعني همين که انسان بتواند با غلبه بر هواي نفس خود، مختارانه به سوي خير برود. در فضاي جبر، امکان پرورش قواي دروني و مسلط شدن او بر خودش وجود ندارد.
اين اشتباه فاحشي است که برخي مرتکب مي شوند و فکر مي کنند با تحقير و کوچک کردن بچه، و شکستن او، او را مجبور به پشت کردن به اميالش مي کنيم، و او تکبرش از بين مي رود. کسي جز خدا، و خود فرد اجازه شکستن بچه را ندارد. هر کس چنين کاري کند، خود خودي او را ميشکند. مگر آنکه خود او خودش را بشکند، يا خدا که عالم به احوال او است او را بشکند. آن وقت است که خود ناخودي او شکسته مي شود.
اين احترام منجر به عزت نفس شاگردان مي شود. با احترام گذاشتن محيط به او، او براي خودش ارزش قائل مي شود. عزت نفس يعني اين که انسان بداند موجود گرامي است، و اين موجود گرامي را به هر ذلتي انداختن خطا است، و او را بايد گرامي داشت، حرمت براي او قائل شد، اجازه دريوزگي و دست دراز کردن پيش غير خدا براي بردن لذت را به او نداد، چون اين دريوزگي در شان او نيست، و او را ذليل مي کند.
و البته در احترام گذاشتن، براي رسيدن به عزت نفس، عزت نفس و تکبر مرزهای ظريفی دارند و ما گاهی آنها را با هم اشتباه میگيريم، گاهي فکر ميکنيم داريم عزت نفس را پاس میداريم, اما داريم مراعات تکبرش را میکنيم و تکبر او را تقويت میکنيم. احترامی مد نظر است که او ارزش خود را بداند، و نيز بداند که خواستههای نفس او و در راس آنها تکبر، او را به ذلت میاندازد. او محترمتر از آن است که توسط نفس خود ذليل شود.
یک الگوی برنامه درسی و مدرسه ای مبتنی بر مبانی معرفت دینی – حکمت
یک الگوی برنامه درسی و مدرسه ای مبتنی بر مبانی معرفت دینی – حکمت

