خبرگزاری فارس، 19 آبان 1403
میدانهای سایبری، عرصههایی است که در آن، اعضای جامعه سایبری، درگیر امور زندگی روزمره خود شده، و نیازهای خود را از مجاری آن تأمین میکنند. در این میدانها، بسترسازان و پهنکنندگان میدان، و میدانداران، مولفههای حکمرانی در میدان را، برای درگیر شدن جامعه و ارائه خدمات متقابل و متعامل، ایجاد میکنند. فارس من نیز عناصر یک میدان سایبری را به صورت بالقوه دارا است، و نباید آن را فقط با یک خدمت برای بهاشتراکگذاری نظرات و تعامل مخاطبان، اشتباه گرفت.
در فرازهای فارس جدید
در سلسله یادداشتهائی در فرازهای تحول فارس، در بافت تمدنی جدید صحبت می کردیم. در چند یادداشت، در مورد فارس من، فلسفه آن، معماری آن، و برخی از ابعاد تحقق سازوکارهای آن صحبت می کنیم.
در این یادداشتها، بعضا از ویژگیهائی صحبت می کنیم، که در بستر کنونی فارس محقق شده، و بعضا نیز ضمن نقد برخی مشکلات بسترهای قبلی و کنونی، از ویژگیهائی سخن می گوئیم، که هنوز محقق نشده، و در دستورکار مراحل بعدی تحول فارس قرار دارد.
این بیست و دومین یادداشت از این مجموعه است.
اشاره
در سه یادداشت گذشته (نوزدهم، بیستم، بیست و یکم)، در تبیین ابعاد تغییر نقش رسانهها در میدان تمدنی جدید و نیز نقش خبرنگاران و مخاطبان، در درگیر شدن در میدان تولید، اشتراکگذاری و تعامل رسانهای خبر، به ”فارس من“، به عنوان یکی از بسترهائی که در میدان خبرگزاری فارس، زمینه این ایفای نقش فعال مخاطبان را فراهم می کند، پرداختیم. بستری که زمینه درگیرکردن و مشارکت فعال مخاطبان در تولید خبر و نیز درگیرکردن سایر مخاطبان، همافزائی، و همآفرینی ارزش را تمهید می کند.
در یادداشت قبل از این صحبت کردیم که بستر فارس من، باید سازوکاری موثر را برای دریافت بازخورد توسط مخاطبان، در فضای یک شبکه اجتماعی، فراهم کند. مهمترین چیزی که در یک فرد برای مشارکت در شبکه اجتماعی نظیر فارس من، انگیزه ایجاد میکند، بازخورد است. اگر فردی به یک میدان اجتماعی وارد شود، و بازخوردی دریافت نکند، انگیزه او برای ادامه حضور در آن میدان بهسرعت فروکش میکند.
اما فارس من، فراتر از اینکه بتواند با فراهم کردن بازخورد مناسب، زمینه درگیر شدن مخاطبان را فراهم کند، قابلیت این را دارد که بستری برای پاسخگوئی وسیع تر برای نیازهای روزمره مخاطبان را فراهم کند. و این عرصه یک میدان سایبری است. عرصه ای که از یک سو دامنه کاربری را افزایش می دهد، و از سوی دیگر، انگیزه لازم برای درگیر شدن در این میدان را افزایش می دهد.
میدان سایبری فارس من
علاوه بر اینکه فارس من یک شبکه اجتماعی است، به نظر میرسد که فضائی وسیعتر از یک شبکه اجتماعی پیش روی آن قرار داشته باشد.
ماهیت تمدنی سایبری، تعامل فعال و مؤثر مخاطبان را طلب میکند، و اگر یک رسانه بتواند این تعامل را به نحو مؤثری محقق کرده و انسجام ببخشد، دامنه مخاطبان بیشتر و اثربخشی بیشتری پیدا میکند. مسئله فقط این نیست که تعداد مخاطبان بیشتری جذب فارس میشوند؛ و البته این یکی از پیامدهای آن است. اما مسئله اصلی، میدانداری فارس، و اعتماد مخاطبان به فارس در این میدانداری است. در فضای حاکمیت و حکمرانی سایبری، مولفههای مهم حاکمیت و برگهای برنده در دست میدانداران است.
میدانهای سایبری، عرصههایی است که در آن، اعضای جامعه سایبری، درگیر امور زندگی روزمره خود شده، و نیازهای خود را از مجاری آن تأمین میکنند. در این میدانها، بسترسازان و پهنکنندگان میدان، و میدانداران، مولفههای حکمرانی در میدان را ایجاد میکنند، و بارقههایی از عناصر حاکمیت را به دست میگیرند. به عبارت دیگر، شرکتکنندگان در یک میدان سایبری، در حوزه حاکمیت مالکان آن میدان قرار میگیرند، حتی اگر از نظر جغرافیائی، در محدوده جغرافیائی کشور دیگری قرار نداشته باشند.
چون در این یادداشتها قصد ندارم به تبیینهای نظری بپردازم، از تبیین بیشتر خودداری، و انشاءالله دوستان را به دنبالکردن این بحث در مباحث یادداشتها و کتاب در حال تدوین ”تمدن گذار“ (که برخی از آنها در فارس منتشر شده است)، بخصوص در مباحث حاکمیت و حکمرانی سایبری، دعوت میکنم. ضمن آنکه در چند یادداشت زیستبوم تمدنی از همین سلسله یادداشتها (چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم)، به این موضوع در حد اجمال اشاره کردم.
مسئله اصلی آن است که فارس من یک میدان سایبری است. آن را فقط با یک خدمت برای بهاشتراکگذاری نظرات و تعامل مخاطبان، اشتباه نگیرید. همانطور که بستری مثل متا (فیسبوک)، چیزی خیلی بیشتر از یک پروفایل شخصی است که مثلاً فقط علاقهمندیهای شخصی را معرفی کند و شبکه ارتباطی با دوستان و دوستداران را تمهید کند.
متا (فیسبوک) میدانی برای شکلگیری بافت متفاوتی از جامعه، و نوع متفاوتی از فضای برآوردهکردن نیازهای زندگی روزمره است. و البته در پس آن، فضای متفاوتی برای رصد مسائل و روندهای اجتماعی و فرهنگی و… جامعه (در مرتبه حداقلی)، استفاده از اطلاعات کاربران (که ماجرای آن شهره آفاق شده)، و مدیریتکردن کلان و گاه خرده رفتارها و بافت زندگی افراد (در مرتبه های بالاتر) است.
در مثال داخلی و کوچکتر آن، اسنپ، یک بستر برای تاکسی اینترنتی است. اما به میدانی برای تدارکات و تأمین مایحتاج روزمره، سفر، دریافت خدمات نظیر خدمات درمانی، و حتی ممکن است بهتدریج تعاملات مالی هم تبدیل شود. بحث فقط این نیست که دامنه خدمات اسنپ در حوزههای مختلف در حال افزایش است. بلکه همان بستر حملونقل اینترنتی، ابعاد مختلف خود را در زندگی پیدا کرده، و میدانی را برای به جریان انداختن ابعاد مهمی از زندگی افراد فراهم کرده است.
در یک مقایسه، فارس من الان در حال حاضر در سطح و فضای یک پروفایل شخصی، و نیز بستر خام اسنپ است. فارس من میتواند به عرصه برآوردهشدن نیازهای روزمره افراد تبدیل شود. افراد خودشان در فارس من خبر تولید میکنند و با دیگران به اشتراک میگذارند. این خبر میتواند جوانب مختلفی از تبلیغ خدمات و محصولات خود، آموزش، مشارکت در فعالیتها (چه مشارکت اقتصادی، چه مشارکت عملی و عملیاتی، چه مشارکت جهادی و همافزایی و…)، رسانه فردی، و نظایر آن را داشته باشد. و اینجا است که عرصه مدیریت رفتارها میتواند بهصورت مؤثری خودش را نشان دهد.
*****
ان شاء الله در یادداشتهای بعدی، در ابعاد دیگر تحول فارس، صحبت می کنیم.
الحمد لله رب العالمین.






