اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 13 تیر 1404
اشاره
این بند ششم از فصل پنجم منظومه بحر طویل حماسه حضرت علی اکبر علیه السلام، است که به عنایت و لطف الهی و اهل بیت علیهم السلام، بتدریج در حال سرایش است؛ و بتدریج در همینجا منتشر می شود.
از فصل پنجم (شب پر تلاطم) نیز بند اول (غروب دلگیر) و بند دوم (دو دلدار، دو یاور)، بند سوم (نگران وفا)، بند چهارم (دل آشوب یاوری)، و بند پنجم (اعلام وفاداری) در اینجا منتشر شده بود.
در بندهای قبل، پس از اینکه اصحاب شنیدند حضرت زینب سلام الله علیها در مورد اینکه اصحاب، در عرصه میدان، پشت آن حضرت را خالی نکنند، نگرانی خود را به حضرت اباعبدالله علیه السلام ابراز کرده اند، به خدمت ایشان رسیدند و اظهار وفاداری و ارادت و پایمردی کردند.
در این میان، برخی از بانوان حرم، مطالبی را بیان می کنند. (طبق روایت مقتل[1]) که در این بند روایتی از آن را به صورت منظوم می خوانیم.
امید است مورد رضایت و عنایت آن حضرت علیه السلام قرار گیرد.
بند ششم: بغض فروخورده
حین سخنهای حبیب از صفا
در دم آن خیمه عهد و وفا
در دل آن خیمه چه آشفته شد
چون سخن از عهد و وفا گفته شد
طاقت ارباب وفا طاق شد
چون سخن از غیرت و میثاق شد
اشک به چشمان بنات رسول (ص)
آمده بر یاد فداکاری ام بتول (س)
چون به مدینه به هواداری حیدر (ع) تک و تنها شده
عمده اصحاب نبی (ص) ساکت و بی غیرت و رسوا شده
چون در دروازه آن شهر نبی (ص) را به جفا سوختند
اغلب اصحاب فروخفته و درمانده و لب دوختند
دست چنان شیر به بندی چو درآویختند
قاطبه مدعیان باده غیرت به زمین ریختند
فاش نگویم که به آن کوچه چو افتاده بود
غیرت و مردانگی جمله اصحاب کجا مرده بود؟
آه که فرق است صحابی به صحابی مگر
آنهمه بی یاوری و اینهمه مردی نگر
اهل ولا زین همه مردی چو به شوق آمدند
در پی پاسخ به چنان معرفتی بر سر ذوق آمدند
شیرزنی چادر و پوشیه و معجر گرفت
سعی به میدان صفا یاد ز هاجر گرفت
چند چنین شیرزن از خیمه چو بیرون شدند
گریه کنان ابر گرانبار در این گنبد گردون شدند
رو سوی اصحاب نمودند به حجب و حیا
کی همه اصحاب حسین (ع) و نبی مصطفی (ص)
ای به سعادت به وفاداری حق طیبید
ای که به شاگردی مولای زمان طاهرید
حلقه گرگان و شغالان که به گرد حرم
بسته همه راه بر این اهل نبی (ص) طایفه محترم
اینهمه بی غیرتی و بی خردی در عدو
هیچ از آن رایحه دین محمد (ص) نشنیدند بو
چون همه بی معرفتان رو ز ولی تافتند
قافیه بندگی حق و سعادت به جفا باختند
کاش پناهی رسد از جانب رکن شدید[2]
شُکر که گفتار شنیدیم به قول سدید[3]
ای به رشادت و جوانمردیتان مرحبا
ای که شهامت و وفادریتان کیمیا
در دل این نوبه حراست چو به مردان فتاد
قرعه به نام شرف و غیرت و ایمان فتاد
حکم جهاد ولی آید به زنان نیز همه در صفیم
شیرزنانیم همه تابع جانبازی و سرلشگری زینبیم
عرصه و رخصت به نبرد آید اگر روزگار
وزن شهامت و دلیری و شجاعت بشود آشکار
لیک چنین امر ولی بر حرم از جنگ، صبوری رسید
طاقتمان تابع زینب شد و از معرکه دوری رسید
حکم به حکمت ز ولایت به اسیری شده
نوبت ماموریت اهل حرم سوی سفیری شده
حال که در حلقه این گرگ وشان یکه و تنها شدیم
ساکن میدان مصائب به جفا در دل صحرا شدیم
باد ز اولاد نبی (ص) خوب حمایت کنید
از همه خویشان علی (ع) خوب حفاظت کنید[4]
بغض همه شیرزنان سخت گلوگیر شد
نای سخن گفتن احرار نفسگیر شد
زین سخنان بغض فروخورده اصحاب ز غمها شکست
این دل نازک به وِغا در دل میدان وفا هیچ ندارد شکست
جمله آن شیردلان گریه کنان های های
لرزد از آن قلب زمین زین همه غم جای جای[1]
گریه کنان باز بگردیده که آماده خدمت شوند
هم به سکوت دل شب محو عبادت شوند.
ادامه دارد…
الحمد لله رب العالمین.
پی نوشت
[1] – مقتل الحسین مقرم ص 262 – 263.
[2] – قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَى رُکْنٍ شَدِیدٍ.
[3] – یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا.
[4] – ايها الطيبون حاموا عن بنات رسول الله و حرائر اميرالمومنين.


