از خبرگزاری عمومی تا خبرگزاری تأثیرگذار بر خواص


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس – 29 اردیبهشت 1403

آیا مخاطبان ما فقط از جنس مخاطبان عمومی هستند؟ چه طیف‌هایی از مخاطبان خاص در جمع مخاطبان بالفعل و بالقوه ما قرار دارند؟ تأثیرگذاری بر این طیف از مخاطبان، و از طریق این طیف از مخاطبان چگونه اتفاق می‌افتد؟ یک خبرگزاری می‌تواند به سطحی از درج مطالب تحلیلی و اخبار موشکافانه در یک حوزه برسد، که طیف مذکور، برای به‌روز ماندن در این مسائل، و آگاهی فوری از مسائل و تحلیل‌های مهم، خود را ملزم به دیدن روزانه آن بکنند. اگر بتوانیم طیف افراد مذکور را تحت‌تأثیر قرار دهیم، و یا حداقل آنها را به این سطح از فهم برسانیم که آگاهی شما از عملکرد آنها چقدر است، می‌توانیم انتظار تغییرات مطلوب عمیق‌تری را داشته باشیم. البته نباید فراموش کرد که مخاطب قراردادن طیف خاصی از خواص، رویکرد متفاوتی از تولید خبر را می‌طلبد.

در فرازهای فارس جدید

در سلسله یادداشتهائی در فرازهای تحول فارس، در بافت تمدنی جدید صحبت می کردیم. در این یادداشت به طیفی از مخاطبان در زیست بوم فارس می پردازیم: خواص!
*****
قَالَتْ یا أَیهَا المَلَأُ إِنِّی أُلْقِی إِلَی کِتَابٌ کَرِیمٌ ﴿29﴾ إِنَّهُ مِن سُلَیمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿30﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَی وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿31﴾ قَالَتْ یا أَیهَا المَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مَا کُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ ﴿نمل32﴾

خبرگزاری در جایگاه تعامل مستقیم با مخاطبان نهائی

آمار مخاطبین همیشه نقش تعیین‌کننده‌ای را در تعیین مسیر یک خبرگزاری ایفا کرده است. بخصوص در شرایط کنونی، که به‌واسطه بسترهای فناوری و فضای تعاملی سایبری ایجاد شده، مخاطبان خبرگزاری از سطح رسانه‌های دیگر، به سطح عموم و آحاد مردم گسترده‌تر شده است. اگر قبلاً مخاطبان یک خبرگزاری، فقط در حد چند ده کاربر از نشریات و رسانه‌های دیگر و بعضاً سازمان‌های مهم بودند، امروز طیف وسیعی از افراد جامعه به‌صورت مستقیم، اخبار را از منبع خبرگزاری دریافت می‌کنند.
و وقتی طیف مخاطبان به سطح عموم جامعه کشیده می‌شود، بدیهی است که انتظار از عملکرد فارس، از تعداد نقل‌قول‌ها و استنادات، به تعداد مراجعات و بازدیدها، کشیده می‌شود. چه تعداد نقل‌قول‌ها، و چه تعداد استنادات، نشان از این دارد که حرف شما چقدر شنیده شده است، و چقدر مخاطبان رسانه‌ها و نیز مخاطبان عمومی، به مطالب شما اقبال نشان می‌دهند. هر چه تعداد مخاطبان شما بیشتر باشد، حرف شما برد بیشتری در سطح جامعه پیدا می‌کند. اما آیا شنیده شدن، به معنای تاثیرگذار بودن نیز هست؟

از مخاطبان بالفعل تا مخاطبان بالقوه

مسئله دیگر این است که آیا مخاطبان عمومی ما، فقط محدود به همین طیف مخاطبان بالفعل است؟ و آیا مخاطبان بالقوه‌ای برای ما وجود ندارند؟ و ما چگونه می‌توانیم آنها را به جمع مخاطبان بالفعل خود، اضافه کنیم؟ مخاطبان بالقوه کسانی هستند که با ما مشکل بنیادی و عناد ندارند، اما به دلیل فضاسازی منفی، یا عدم توجه، مخاطب فارس نشده‌اند، و درصورتی‌که موانع رفع شود، آنها به مخاطبان بالفعل تبدیل می‌شوند.

از مخاطبان عام تا مخاطبان خاص

همچنین آیا مخاطبان ما فقط از جنس مخاطبان عام هستند؟ چه طیف‌هایی از مخاطبان خاص در جمع مخاطبان بالفعل و بالقوه ما قرار دارند؟ تأثیرگذاری بر این طیف از مخاطبان، و از طریق این طیف از مخاطبان چگونه اتفاق می‌افتد؟ آیا فرمول‌های عمومی ارزشیابی کمی در یک خبرگزاری، مثلاً در نساب تعداد 500 بازدید هر خبر، برای مخاطبان خاص هم مصداق دارد؟ اگر طیفی از مخاطبان ما فقط شامل 100 نفر در کشور باشد (مثلاً برنامه‌ریزان توسعه یا برنامه ریزان نظام کشاورزی در کشور)، و ما بخواهیم بر آنها تأثیر بگذاریم، چگونه باید عمل کنیم؟ سازوکار جذب یک طیف خاص از مخاطبان خاص، چگونه باید باشد؟ اگر بتوانیم بر این 100 نفر تأثیر بگذاریم، میزان تأثیر کارمان تا اینکه بر عموم تأثیر بگذاریم چقدر متفاوت است؟ البته بدیهی است که تأثیرگذاری بر عموم،کارکرد متفاوتی از تأثیرگذاری بر خواص دارد؛ و هر کدام باید در جای خود دیده شوند.
آمار طیف‌های مختلف مخاطبان ما چقدر است؟ پژوهش مستمری برای اندازه‌گیری طیف‌های مختلف مخاطبان عموم و خاص، بالفعل و بالقوه یک خبرگزاری ضروری است. آیا هدف‌گذاری خاصی برای پوشش مخاطبان بالقوه عموم خود داریم؟ آیا هدف‌گذاری مشخصی برای طیف‌های مشخصی از خواص داریم؟ بدیهی است که نمی‌شود به همه طیف‌های خواص، به‌صورت تخصصی پوشش داده شود. اما اولویت‌گذاری ما برای پوشش طیف‌هایی از خواص چیست؟
منظور من از پوشش طیفی از خواص، پوشش تخصصی آن زمینه نیست. مثلاً در مورد همان طیف برنامه‌ریزان توسعه، یا برنامه ریزان نظام کشاورزی، مجلات و منابع تخصصی فراوانی برای پوشش آنها وجود دارد، که فارس هرگز در جایگاهی نیست که بتواند در جرگه این مجلات و منابع تخصصی قرار گرفته، و با آنها رقابت کند. اما آیا تأثیرگذاری برای این طیف مهم، فقط با اخبار تخصصی است؟

بررسی یک نمونه: برنامه‌ریزان نظام سلامت

بد نیست تجربه‌ای در مورد برنامه‌ریزان نظام سلامت در کشور مورد اشاره قرار گیرد. گردش روزگار، بنده را درگیر تعامل با همین طیف از عزیزان کرد. در خلال تدوین برنامه پنجم، از طرف معاونت وزیر و وزیر وقت، مأمور تلفیق برنامه پنجم سلامت شدم؛ به‌موازات کاری که توسط معاونت هماهنگی وزارت، با مشارکت دوستان متخصص عزیزی در حوزه برنامه‌ریزی نظام سلامت، در حال انجام بود. به جزئیات و ماجراهایی که اتفاق افتاد کاری ندارم. اما بعد از آن سال، توسط آن عزیزان به گروهی غیررسمی که در تلگرام دارند، و تقریباً تمام متخصصان فعال برنامه‌ریزی نظام سلامت در آن حضور دارند، دعوت شدم. تا زمانی که کاملاً از تلگرام خارج نشده بودم، گه گاه هم به این گروه سری می‌زدم.
جالب این است که فضای غالب در گروه، یک فضای تقریباً مقابل رویکرد انقلابی است، که البته فقط توسط معدودی از عزیزان از بین کل جمع ایجاد می شود. درصد قابل توجهی از آن بزرگواران، از فعالان تاثیرگذار در تحول نظام سلامت در کشور، و برخی از آنها از فعالان جهادی در این زمینه محسوب می شوند. هر چند که متخصصان برنامه‌ریزی نظام سلامت، ادعای رویکرد شواهد محور (Evidence Based) را دارند، اما در آن گروه، یک فضای هنجاری شدید، برای به محاق بردن رویکرد هویت ایرانی و انقلاب اسلامی، بی شواهد، میدان‌داری کرده و یا حداکثر به شاهدسازی رو می‌آورند.
مثلاً در ماجرای واکسن خارجی و ایرانی، میدان مفصلی از بحث در فضای هنجاری خودشان در جریان بود که الان پس از سه سال از گذشت آن بحث‌ها، شاید راحت‌تر بتوان در مورد آن بحث‌ها، و استنادات بی شواهد آنها، و فضای هنجاری و تهاجمی آن میدان، قضاوت کرد. البته این فضای هنجاری آن‌قدر شدید بود که اگر کسی جرئت پیدا می‌کرد که از مواضع ایران، هویت ایرانی و انقلاب اسلامی دفاع یا حتی اشاره‌ای کند، چنان تهاجم وسیعی از کنایه گرفته تا حتی بعضا فحش نثارش می‌شد، که روزگارش را در آنجا یا حتی در بیرون، سیاه می‌کردند.

میدان داری عده محدود در ایجاد فضای هنجاری غالب

جالب این است که درصد قابل‌توجهی از برنامه‌های تحول نظام سلامت، از ابتدای انقلاب تا کنون، با ایفای نقش مؤثر عزیزان و بزرگواران حاضر در گروه انجام شده و کماکان می‌شود. اما به‌جز چند نفر معدودی که به نظر می‌رسد واقعاً با انقلاب اسلامی عناد دارند و شیفته غرب و تحقیر کننده هویت ملی هستند، و چند نفری که کمابیش به نظر می‌رسد که منافع شخصی جدی‌ای در این مواجهه هنجاری دارند، تعداد زیادی از جمع، افراد معتقد به هویت ملی ایرانی و اسلام و انقلاب اسلامی هستند، اما فقط به دلیل فضای هنجاری، جَوگیر شده و با جمع هم‌نوا و همراه‌اند، و تعداد زیادی هم مثل بنده، بجز در حد اشاراتی، اغلب سکوت اختیار می‌کنند. و نکته این است که فضای هنجاری جمع، عملاً توسط همان عده قلیل ایجاد می‌شود.
شخصاً چون عملاً امکان، شرایط و فرصت یک نبرد تمام‌ عیار هنجاری – تخصصی – اعتقادی را در گروههای فضای مجازی، به دلیل دیگر مشغله‌هایم و زمینه تخصصی‌ام و تعدد گروههای تخصصی مرتبط، نداشتم، و گمان می‌کنم ورود ناقص و معیوب در این میدان، مضراتی بیش از منفعت دارد، فقط گهگاه نگاهی به مطالبشان می‌انداختم و بعضا هم در حد انجام وظیفه، اشارات و تبیین کوتاهی داشتم.
اما با برآوردی که کردم، به نظرم فضای هنجاری این متخصصان عزیز، کاملاً بر فضای اعتقادی و تخصصی غلبه دارد؛ و اغلب افراد نیز فقط جَوگیر شده‌اند. و درصورتی‌که از یک سو در خود این طیف تخصصی، چند نفر به‌صورت آگاهانه و مدبرانه به تغییر فضا بپردازند، و از بیرون نیز یک رسانه، آگاهانه و مدبرانه، و با تمهیدات مناسب، به این فضا وارد شود، می‌توان فضای این طیف از متخصصان را به سمت دیگری برگرداند. و فکر می‌کنم فارس در نقش بیرونی این کار دارای چنین پتانسیلی باشد.

عرصه خبری برای یک میدان تخصصی

اینکه چطور می‌شود فارس یا یک خبرگزاری با رویکرد انقلابی را به‌عنوان یک مرجع خبری این طیف در آورد، بحث متفاوتی است، ولی گمان می‌کنم که امکان‌پذیر است. نه با درج مطالب تخصصی (در حد مقالات علمی نشریات آکادمیک)، که فارس هرگز چنین جایگاه و مأموریتی ندارد. اما در بحث‌های راهبردی و میدانی، و اخبار و تحلیل‌ها، وضع فرق می‌کند. یک خبرگزاری می‌تواند به سطحی از درج مطالب تحلیلی و اخبار موشکافانه در این حوزه برسد، که طیف مذکور، برای به‌روز ماندن در این مسائل، و آگاهی فوری از مسائل و تحلیل‌های مهم، خود را ملزم به دیدن روزانه آن بکنند.
و البته این کار علاوه بر نیاز به یک تیم زیرک و خبره در این زمینه تخصصی در تحریریه، نیاز به تمهیداتی برای هنجارشکنی و هنجارسازی تعامل دارد. فکر می‌کنم با سازوکارهایی نظیر برگزاری میزگردهای تحلیلی با مشارکت افراد شاخص همین جمع، ارائه تبیین‌ها و تحلیل‌های عمیق‌تر، یا واکنش‌هایی آگاهانه به برخی دیدگاه‌های آنان، به نحو مؤدبانه، تخصصی و مستدل، که به‌سادگی نتوانند آن را تخریب یا از کنار آن بگذرند، و نیز درج تحلیل‌های خود آنها در فارس، که خود را تولیدکننده مطالب در این میدان ببینند، می‌شود یخ هنجارهای تحقیرکننده هویت ملی، ضد رویکرد انقلاب اسلامی، و حتی ضد فارس را شکست، و آنها را درگیر این میدان کرد؛ هر چند که کار دشواری است.

دامنه تأثیر مخاطبان خاص و معدود

این فقط به‌عنوان یک مثال بود. عین این ماجرا در حوزه تعلیم‌وتربیت، و برخی حوزه‌های دیگر نیز وجود دارد. به نظر شما در یک حوزه نظیر سلامت یا تعلیم‌وتربیت، تأثیرگذاری محدودی بر چنین طیفی از افراد، در مقابل تأثیرگذاری بر عموم مردم (آن‌هم از یک طیف محدود)، چقدر در تأثیرگذاری بر تحول واقعی نظام سلامت یا تعلیم‌وتربیت متفاوت خواهد بود؟ تأثیرگذاری بر عموم مهم است. مطالبه ایجاد می‌کند، و متولیان را مجبور به پاسخگوئی و تمهیداتی می‌کند. اما بسیاری از اوقات وقتی یک اتفاق بدون اعتقاد برنامه‌ریزان، و فقط برای پاسخ به مطالبه یا ترس از مؤاخذه، در برنامه‌های تحولی یک نظام پیش‌بینی می‌شود، معلوم است که چقدر سطحی و ظاهر فریب خواهد بود.
ما تصور می‌کنیم که طبق بندهایی از برنامه، اتفاق به نحو خوبی که ما انتظار داریم در حال وقوع است، درصورتی‌که بندهای دیگری به‌صورت پنهانی و بدون سروصدا، در حال پی‌ریزی اتفاق دیگری است. می‌توان مصداق‌های متعددی از این موضوع را در برنامه‌های توسعه، نشان داد. اما اگر بتوانیم طیف افراد مذکور را تحت‌تأثیر قرار دهیم، و یا حداقل آنها را به این سطح از فهم برسانیم که آگاهی دیگران از عملکرد برنامه‌ریزی آنها چقدر است، می‌توانیم انتظار تغییرات مطلوب عمیق‌تری را داشته باشیم.

میدان متفاوت و رویکرد متفاوت خبری

البته نباید فراموش کرد که مخاطب قراردادن نظیر این طیف، رویکرد متفاوتی از تولید خبر را می‌طلبد، و سازوکارهای متفاوتی از ارزشیابی عملکرد تیم خبری را نیاز دارد. ممکن است مخاطب خبرهایی که برای این طیف تولید می‌شود، کمتر از 100 نفر باشند. اما احتمالاً این 100 نفر، تأثیرگذاری متفاوتی در تحول آن نظام، نسبت به چند هزار مخاطب بازدید کننده از یک خبر با مخاطب عمومی خواهند داشت.
و البته قرارداشتن این افراد به‌عنوان یک گروه مرجع در جامعه پزشکان، که خود آنها هم گروه مرجع مهمی در جامعه و فرهنگ آن هستند، از منظر دیگری نیز اهمیت تأثیرگذاری بر آنها و دامنه آن را افزایش می‌دهد.
*****
ان شاء الله در یادداشت بعدی، در ابعاد دیگر از مسئله تاثیرگذاری بر خواص در زیست بوم فارس، صحبت می کنیم.
#تحول_خبرگزاری_فارس ،‌ #معماری_خبرگزاری_فارس ،‌ #تمدن_سایبری ،‌ #تحول_تمدنی ،‌ #فارس_جدید ، #فارس_آینده ،‌ #تاثیرگذاری_بر_خواص

این مطلب را نیز مطالعه کنید :  اینجا جامعه در سیاستگذاری نظام تربیت مشارکت می کند.

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *