گلوله برفی را حرکت بده


اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 5 فروردین 1405

در جنگ اخیر، مردم، از همان روز اول، بدون هیچ فراخوان حاکمیتی، خودجوش به صحنه آمدند، و پای حفاظت از کشور ایستادند. طی این یک ماه، جمعیت هر شب مانند یک گلوله برفی افزون‌تر و افزون‌تر شد. افرادی به این جمع اضافه می‌شوند، که شاید قبلا تمایلی به نظام جمهوری اسلامی نداشته، یا اصولا منش سیاسی نداشته‌اند. اما حرکت این گلوله برفی فقط به این وجه حضور در خیابان محدود نمی‌شود. ابعاد دیگری از این حرکت اجتماعی قابل تصور است که باید به آنها نیز پرداخته شود.

برای مواجهه با حماقت بیشتر دشمنان نیز آماده‌ایم!

به نظر می‌رسد که احمق‌ها، وقتی درجه حماقتشان زیاد می‌شود، کارهائی را می‌کنند که با هیچ عقلی جور در نمی‌آید. حکایت این روزهای ترامپ و نتانیاهو است، که علیرغم شکست روشنی که در میدان خورده اند، مجددا در پی افزایش آتش افروزی بیشتر و وارد کردن نیروی زمینی آمریکا، و وارد شدن عمیقتر به معرکه‌ای هستند، که تقریبا تمام عاقله نظامی و سیاسی دنیا، به غیر منطقی بودن آن، و شکست حتمی آتش‌افروزان، هشدار می‌دهند.
هر چند که این افزایش آتش افروزی، در صورت وقوع، به یاری و عنایت حق تعالی، منجر به سریعتر شدن و شدید‌تر شدن از هم پاشیده شدن نظم سلطه آمریکائی – صهیونیستی در منطقه خواهد شد، ما باید خود را برای این معرکه آماده‌تر کنیم. یک وجه این آمادگی، آمادگی نظامی و تدارکات و نظایر آن است، که قاعدتا ساختارها و مسئولین مربوطه، قبلا در مورد آن تدابیر لازم را کرده، و در ادامه نیز خواهند کرد. اما یک وجه دیگر، آماده شدن مردمی است. آمادگی‌ای که البته در ماه اخیر، مردم، به خوبی جوهره آن را آشکار کردند.

گلوله برفی جنبش مردمی

در جنگ اخیر، اتفاقی که بیش از هر چیز به استواری نظام کمک کرد، حضور خودجوش مردمی بود. مردم، از همان روز اول، بدون هیچ فراخوان حاکمیتی، به صحنه آمدند، و پای حفاظت از کشور ایستادند. طی این حدود یک ماه اخیر، به جای خسته شدن مردم، جمعیت هر شب افزون‌تر و افزون تر شد.
افرادی هر شب به این جمع اضافه می‌شوند، که شاید قبلا تمایلی به نظام جمهوری اسلامی نداشته، یا اصولا منش سیاسی نداشته‌اند. این را از مشاهده شخصی خودم از کف میدان بیان می‌کنم. گمان می‌کنم تقریبا همه شما نیز چنین برداشتی را در شهر و منطقه خود داشته باشید. به نظر می‌رسد، جمعیت حاضر در کف میدان، مانند یک گلوله برفی، هر شب بیشتر و بیشتر می‌شود.
و با توجه به بروز نشانه‌های افزایش حماقت دشمن، نیاز است تا این گلوله برفی، بزرگ‌تر و بزرگ‌تر هم بشود؛ و علاوه بر حضور فیزیکی در خیابان و هم صدا شدن در شور اجتماعی، در عمل و فعالیتها نیز مشارکت بیشتری پیدا کنند.

گلوله برفی را حرکت بده تا بزرگتر شود!

در یادداشتهای قبلی، به این اشاره کرده بودم که جمعیت حاضر در میدانها، باید در سطح شهر حرکت کنند، تا با مردم نقاط مختلف شهر ارتباط برقرار کرده، و آنها را نیز به جمع امواج خروشان جمعیت بکشاند. به حمد خداوند و عنایت اهل بیت علیهم السلام، این اتفاق به خوبی افتاد.
خودم در یک شهر کوچک شاهد آن بودم که وقتی جمعیتی که هر شب در میدان شهر حاضر می‌شد، یک شب به راه افتاد و از خیابان بازار و خیابانهای محل سکونت و حتی محل تفریح مردم عبور کرد، گروه گروه از مردم حاضر و ناظر، دل به دریا زده و به موج جمعیت پیوستند. از ابتدا تا انتهای مسیر، اگر اغراق نکنم، جمعیت دوبرابر شد. و این واقعه، هر شب، که جمعیت در خیابانها حرکت می‌کرد، تکرار شده و جمعیت هر شب بیشتر و بیشتر شد. جمعیتی که پیوستن آن موقتی نبود، و شبهای بعد نیز در میدان حاضر می‌شد. این جمعیت، گلوله برفی‌ای است که در میان شهر حرکت داده شده و بزرگتر و بزرگتر می‌شود.

جنبش اجتماعی در ابعاد مختلف

اما حرکت دادن این گلوله برفی فقط به این وجه محدود نمی‌شود. ابعاد دیگری از این حرکت وجود دارد که می‌توان از آن بهره برد. بخصوص با احتمال افزایش سطح درگیری، در صورت افزایش بروز حماقت دشمن، ممکن است نیاز به ابعاد دیگری از حرکت اجتماعی وجود داشته باشد.
مثلا آنچه که در دفاع مقدس 8 ساله مشاهده کردیم، حرکت مردمی در تمام شهرها و محلات، برای پشتیبانی و تدارکات جنگ بود. از جمع کردن لوازم برای نقاط جنگ زده (در صورت لزوم) تا تهیه بسته‌های تدارکات غذائی و غیر غذائی برای رزمندگان و نیز نقاط جنگ زده. در مساجد، مدارس، ادارات و حتی منازل، زنان و مردان (و بخصوص با محوریت زنان)، به این آماده سازی و پشتیبانی مشغول بودند.
وجه دیگر در حمایتهای میدانی محلی است. در هر محله، برای حفاظت منطقه، نیروهای مردمی به گشت و مراقبت مشغول بودند. افرادی که به دلیل جنگ دچار مشکلات شده بودند، نظیر خانواده رزمندگان، شهدا، مهاجران جنگ، و افرادی که به دلیل جنگ یا غیر جنگ، درگیر مشکلات شده‌اند، در محله شناسائی و جمعیتهای محلی به پشتیبانی و کمک به آنها مبادرت می‌کردند. این موضوع، امروز هم می‌تواند وجود داشته باشد.
برخی نمونه‌های این مشارکت اجتماعی شامل:
• کمک به تدارکات و پشتیبانی از رزمندگان و مناطق جنگ زده،
• مشارکت در امنیت و حفاظت محلی،
• پشتیبانی خدماتی از خانواده‌های نیازمند به حمایت،
• سازماندهی گروههای جهادی برای امداد رسانی محلی یا منطقه‌ای،
• سازماندهی کمکهای آموزشی به شاگردانی که به دلیل جنگ، دچار وقفه آموزشی شده‌اند،
• تشکیل گروههای هنری و فرهنگی برای برنامه‌های هنری و فرهنگی با هدف افزایش روحیه اجتماعی،
• پشتیبانی بهداشتی و درمانی از خانواده‌ها،
• آموزش و کمک به امن سازی منازل (نظیر امن سازی پنجره ها و شیشه ها)، و شناسائی نقاط ایمن‌تر برای پناه در شرایط بحرانی،
• هماهنگ کردن و سازماندهی کردن مکانهای محلی و منطقه‌ای، برای شرایط بحرانی (نظیر پناهگاه و ارائه خدمات اولیه)(بخصوص در هماهنگی با سازماندهی های انجام شده ستاد‌های مدیریت بحران رسمی محلی و طرحهای پدافند غیر عامل کشور)، متناسب با شرایط ایجاد شده،
• ارائه آموزشهای کاربردی به مردم، و نیز تهیه و توزیع جزوات آموزشی مناسب با شرایط،
• پشتیبانی اجتماعی از آسیب دیدگان روحی و روانی در محله و ارائه حمایتهای متناسب به این افراد،
• و …
قطعا شما هم می‌توانید انواع دیگری از این تلاش جمعی را پیشنهاد بدهید.
شکل گیری این تلاش جمعی در سطح جامعه در ابعاد و زمینه‌های مختلف، حرکت دادن آن گلوله برفی در سطح جامعه است. با این تلاش خود انگیخته، هر روز جمع بیشتری به این حرکت مردمی افزوده می‌شود. اما دو نکته مهم در این حرکت گلوله برفی وجود دارد، که حتما باید به آن توجه شود.

خودجوشی، مدیریت و خلاقیت خود مردم

نکته اول، خودجوش بودن این حرکت است. هم خود گلوله برفی اجتماعی، و هم حرکت دادن آن، باید به صورت خودجوش، خودانگیخته و مردمی انجام شود. علاوه بر کارکردها و مفید بودن خود این تلاشها برای جامعه، خود حضور مردم در این کار دارای اهمیت است. بیش از آنکه تولید بسته‌های تدارکاتی اهمیت داشته باشد، حضور مردم در این جنبش حمایتی دارای اهمیت است. ممکن است نهادهای رسمی، همین تدارکات را با حجم و کیفیت بیشتر هم آماده و توزیع کنند یا خدماتی را ارائه کنند؛ اما تدارکات و خدمات نهادهای رسمی، هرگز کارکرد تدارکات و خدمات پشتیانی مردمی را نخواهد داشت. حضور خود مردم در این جنبش، اصل است.
و این حضور خود مردم، باید با انگیزه، تصمیم، اراده، خلاقیت، تدبیر و تلاش خود مردم انجام شود. به جای آنکه به مردم به چشم سیاهی لشگر نگاه کنید، به چشم رهبر، سازمان‌دهنده، ایده پرداز، سرمایه‌گذار و تامین‌کننده، مجری و ارزیاب، به مردم نگاه کنید. همان نگاهی که رهبر و امام عزیز انقلاب، آیت الله مجتبی خامنه‌ای، که خدا ایشان را برای این مردم حفظ کند، در اولین پیامشان، به آن اشاره کردند؛ مردم این کشور را رهبری کردند.
بخصوص اینکه باید در شکل گیری این حرکتها، نهادهای رسمی، از مداخلات غیرضروری برای برنامه‌ریزی و سازماندهی متمرکز، خودداری کنند. بهترین کار نهادهای رسمی، فقط میدان دادن، و تحریک اولیه در نقطه و به شکل مناسب است.
در یکی از یادداشتهای اخیر، در این مورد صحبت کرده بودم که وقتی جمعیت در حرکت، از بلندگوی مداحان دور می‌شود، و به دلیل کسرت جمعیت، صدای بلندگوها به جمعیت نمی‌رسد، خود جمعیت شروع به شعار دادن می‌کند. در این میان افراد مختلفی از بزرگ و خردسال، میدان دار می‌شوند، شعار می‌دهند، و جمعیت هم تکرار می‌کند. شوری که در این شرایط در مردم حاضر ایجاد می‌شود، بسیار بیشتر از شوری است که یک مجری یا مداح با یک میکروفن، با بلندگوهای بزرگ، در تلاش برای ایجاد آن است.
خودجوش بودن و خودانگیخته بودن، حتی اگر کیفیت صدای جمع کاهش پیدا کرده، و شعارها پراکنده و متعدد شود، دارای ارزش بیشتری است. در خود جمعیت هم وقتی خودشان شعار داده و حرکت می‌کنند، احساس درونی بهتر، عمیق‌تر و ماندگارتری نسبت به وقتی که در تبعیت از یک بلندگو حرکت می‌کنند، ایجاد می‌شود.
نظیر همین موضوع، در حرکتهای خودجوش اجتماعی در ابعاد مختلف نیز وجود دارد. اگر شما با رسانه‌های جمعی، و از طرف نهادهای اجتماعی، از مردم بخواهید که مثلا برای یک موضوع نظیر تهیه بسته‌های غذائی کمک کنند، افراد در حد وسع و بضاعت خود، کمکهای خود را به محلهای تعیین شده مربوطه تحویل می‌دهند و می‌روند. اما اگر احساس نیاز به خود جامعه منتقل شده، و جمعی برای تهیه بسته‌های غذائی، به صورت خودجوش بسیج شوند، ساعتها و روزها در تدارک و فعالیتهای آن، تلاش کرده، خود به ابعاد مختلف آن فکر می‌کنند، و به دنبال رفع مشکلات و نواقص کار به شکلهای مختلف خواهند بود.
به جای آنکه به مردم، به عنوان افراد منفعل که منتظر فراخوان برای انجام کاری مشخص هستند، نگاه کنیم، میدان را برای خلاقیت و تلاش همه جانبه آنها باز کنیم، و حمایتهای نهادهای رسمی، به جای مشخص کردن جزنیات کار و نوع حضور مردمی، بر فراهم کردن این میدان، برای حضور خودانگیخته و خلاقانه خود مردم، متمرکز شود.

میدانی برای مشارکت همه ایرانیان

نکته دوم اینکه حرکت گلوله برفی، باید بتواند طیفهای مختلف مردم با دیدگاه‌ها، باورها، سلائق و ویژگیهای مختلف را پوشش دهد. همانطور که در هفته‌های اخیر، افرادی با ظاهر و ویژگیهای غیرمذهبی و غیرانقلابی، به اجتماعات مردمی پیوستند، فعالیتهای مردمی نیز باید افراد مختلف را درگیر کند.
اگر شما میدان‌دار و از کسانی هستید که معمولا در این تلاشها، نقش محوری را ایفا می‌کنید، میدان را جوری طراحی کنید که افراد مختلف جامعه، از اقشار و طیفها و دیدگاههای مختلف را به این فعالیتها جذب کنید، و آنها را درگیر این تلاش ملی برای پشتیبانی از جامعه یکپارچه و منسجم ایران کنید. گلوله برفی جنبش اجتماعی حفاظت از ایران، باید میدان را برای تلاش تمام ایرانیان، باز کند.
این میدان، بهترین فرصت برای از بین بردن دو قطبی ایجاد شده توسط دشمنان ایران، و ایجاد انسجام اجتماعی، وحدت ملی و تقویت هویت ملی در ایران است. به سراغ همه خانواده‌ها و بخصوص خانواده‌هائی که گرفتار فضاسازی رسانه‌ای معاندان و صهیونیستها شده‌اند، بروید، و از آنها برای مشارکت در تلاش جهادی و ملی دعوت کنید.

وعده الهی قطعی است: پیروزی از آن جبهه حق است!

ان شاء الله به عنایت و یاری حق تعالی، مکر دشمنان به خودشان برگشته، و ملت ایران نشان خواهد داد که بسیار منسجم‌تر و قوی‌تر از آن است که دشمنان نادان، تصور می‌کنند. به اذن الهی، قدرت نهفته ملت ایران، در چنین کارزارهائی، شکوفا می‌شود؛ و به تمام کشورهای منطقه و جهان، سرایت خواهد کرد. ان شاء الله.
الحمد لله رب العالمین.
این مطلب را نیز مطالعه کنید :  وبینار ششم تحول نهادی: چگونگی عملیاتی تمرکز زدائی در تحول نهادی نظام تعلیم و تربیت

آثاریادداشت‌ها و مقالات رسانه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *