اردوان مجیدی، خبرگزاری فارس، 11 بهمن 1404
نکاتی در اظهارنظر (کامنت گذاری) و تعامل با اظهارنظر کنندگان در سکوی فارس! – قسمت سوم.اظهار نظر خوب است، منتهی به شرطی که به صورت خوبی نیز بیان شود. در یک جمله، اظهار نظر باید اخلاقی و منطقی باشد. اما بیشتر از آن، اظهار نظر باید با گفتار نیکو، محترمانه، اخلاقی، نرم و با ملایمت، منطقی، با سعه صدر در تحمل نظر مخالف، و فهم تنوع دیدگاهها، برای همه با همه سنین و فرهنگها، با رعایت انصاف، کریمانه و سازنده انجام شود، و از جدل، عیب جوئی، استهزاء، تحقیر، تهدید، قبح شکنی و اشاعه فحشا پرهیز شود. در این یادداشت در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.
اشاره
در یادداشت اول در مورد اظهارنظر در سکوی تعاملی فارس و سایر رسانه های تعاملی صحبت کردیم. دیدیم که قواعد و مسائل اظهارنظر در فارس، با قواعد و مسائل اظهارنظر در وبگاههای دیگر تفاوت دارد. در این سکوی تعاملی، که همه کاربران در آن میتوانند محتوی تولید کنند، همه افراد در ارتقاء فضای تعامل هم نقش ایفا میکنند، و فعالیت خودشان، علاوه بر دیگران، برای خودشان هم مفید خواهد بود.
سپس در یادداشت دوم فرهنگ اظهار نظر، به مسئله فرهنگ جمعی اظهار نظر و سازکارهای اساسی شکل گیری و تحول آن اشاره شد. اینکه اظهار نظر، بیش از آنکه یک واکنش فردی باشد، یک فرهنگ است. فضای یک رسانه، نویسندگان و مخاطبان و کاربران آن است که افراد را به اظهار نظر در یک جمع می کشاند، یا از آن منع می کند، یا رویکرد خاصی از اظهار نظر را در فضای کاربران آن رسانه، رواج می دهد.
در ادامه بحث، در این یادداشت، مولفههای فرهنگ مطلوب اظهارنظر بیان شده، سپس در یادداشت بعدی (چهارم)، انواع اظهارنظر کنندگان شمرده خواهد شد، و به تفکیک، برخی از نکات توصیهای را برای خوانندگان مطالب، نویسندگان، و متولیان رسانه، مرور میکنیم. ان شاء الله.
مولفههای فرهنگ مطلوب اظهارنظر
پس از نگاهی عمومی که به مسئله فرهنگ سازی و هنجار سازی کردیم، به مسئله ارزش هنجارها و فرهنگ اظهارنظر در یک رسانه و از جمله در فارس برگردیم. مطلوب یک رسانه انقلابی و از جمله خبرگزاری فارس آن است که فرهنگ و هنجارها حاکم بر محیط آن ارزش مدار، و آن هم بر ارزشهای مبتنی بر مبانی معرفتی اسلامی بنا شده باشد. مولفههای این فرهنگ مطلوب در فضای سکوی فارس چیست و چگونه میتوان آن را در بین نویسندگان و مخاطبان ایجاد کرد؟
با یاری گرفتن از قرآن کریم، برخی مولفههای فرهنگ مطلوب اظهارنظر از این منظر عبارتند از:
گفتار نیکو، محترمانه و اخلاقی
وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره، 83) وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیرِ عِلْمٍ (انعام، 108)
اولین بدیهی در مورد یک تعامل، رعایت احترام، و گفتار اخلاقی است. هر چند که شاید اخلاق معنائی وسیع و جامع داشته باشد، که همه موارد مولفههای فرهنگ مطلوب را در خود در بر بگیرد، اما به عنوان مفهوم متعارف و مورد کاربرد جامعه، گفتار اخلاقی شامل مواردی نظیر عدم استفاده از الفاظ نامناسب، توهینآمیز، تهدیدآمیز، استهزاء، بی احترامی و نظایر آن میشود. بدیهی است اولین شرط ایجاد یک تعامل مطلوب و فراهم شدن میدان اظهارنظر سالم، رعایت اخلاق است.
بیشترین عامل ایجاد تنش بین افراد در اظهارنظرها نیز عبور از مرزهای اخلاق است. در صورتی که همه افراد با احترام و اخلاق با یکدیگر برخورد کنند، مخالفتها و تفاوت دیدگاهها به سادگی قابل طرح و تحمل خواهد بود، و میتواند به یک تعامل سازنده تبدیل شود. تخریب تعامل، درست از نقطه عبور از مرزهای اخلاقی و برخورد غیر احترامآمیز، شروع میشود.
نرم و با ملایت
فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّینًا لَّعَلَّهُ یتَذَکَرُ أَوْ یخْشَى (طه، 44)
ممکن است سخنی که میگوئیم کاملا منطقی و مودبانه باشد، اما به صورت خیلی جدی، سخت و خشن سخن بگوئیم. سخن خشن میتواند مخاطب را براند. سخن نرم، مخاطب را هم نرم میکند، و امکان پذیرش حرفهای ما را بیشتر میکند.
گفتگوی منطقی
ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ (نحل، 125)
گفتگو و اظهارنظرهای خودمان را برای جدال و احساسی انجام ندهیم، بلکه از منطق تبعیت کنیم. هم خوب سخن بگوئیم و هم سخن خوبی بگوئیم. به نحوی که بتوان از گفتگو و اظهارنظرمان، نتیجه مشخص و مفیدی گرفت.
سعه صدر در تحمل نظر مخالف
وَإِنَّا أَوْ إِیاکُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ (سباء، 24)
نظر مخالف نظر من، یک نظر است. فارغ از صحیح یا ناصحیح بودن نظر من یا نظر مخالف، طرح یک نظر، فقط یک طرح نظر است. اگر کسی مقالهای نوشت، الزاما به معنای آن نیست که مقاله او، تمام واقعیتها را تغییر خواهد داد؛ او نظرش را بیان کرده، و من هم میتوانم نظر او را نقد کنم. اتفاقا بیان یک نظر مخالف نظر من، فرصتی را ایجاد میکند که هم نظر او مطرح شود، و هم نظر من در نقد نظر او، در مقابل نظر او قرار گیرد. در یک فرهنگ مطلوب در یک رسانه، مخالفین یک دیدگاه، مخالفت خود با آن دیدگاه را به صورت منطقی بیان میکنند. بیان کننده دیدگاه، دیدگاههای مخالفان خود را با حوصله شنیده، و در صورت لزوم به آنها پاسخ میدهد.
إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ (ذاریات، 8) وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن یعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(زمر، 17 و 18) اضربوا بعض الرأي ببعض يتولّد منه الصواب (غررالحكم 2/266)
بخشهای وسیعی از مطالب، مطلقا درست یا نادرست نیست. برخی از موضوعات و مطالب، مبتنی بر مبانی معرفتی دینی اسلامی، به صورت قطعی روشن است. این موارد، محکمات دین ما محسوب میشوند که تغییری در آنها نیست. اما بسیاری دیگر از موضوعات، که اغلب موضوعات و مسائل گفتگوهای جاری و تصمیم گیریها و حتی نظرات علمی را تشکیل میدهند، موضوعات قطعی و لایتغییری نیستند.
ممکن است یک اندیشمند در مورد موضوعی در تربیت، سیاست، اقتصاد، علوم اجتماعی، تاریخ، و حتی فناوری، یک دیدگاه داشته باشد، و اندیشمند دیگر، دیدگاه دیگر. همانطور که دو فقیه در مورد برخی از موضوعات دینی که ریشه اصلی آن، مبتنی بر کتاب واحد کلام الله مجید است، دیدگاههای متفاوتی دارند، و هر یک بر اساس اجتهاد خود، به گونهای توصیه و عمل میکنند.
یکی از مسائلی که در فضای رسانهای و بازخوردها و اظهارنظرها وجود دارد، مواجه شدن با بیان دیدگاه شخص دیگری است، که نظری مخالف نظر من داشته باشد. در اینگونه از موارد، اولا باید دانست که نظر او ممکن است از منظر و شرایط دیگری، غیر از دیدگاهی که من دارم، صحیح باشد. ثانیا حتی نظر او اگر کاملا صحیح هم نباشد، ممکن است حداقل سطحی از صحت و حقیقت را در بر داشته باشد.
ثالثا در صورتی که در مورد نظر او توافقی با او ندارم، میتوانم نظراتم را به صورت مستدل و منطقی بیان کنم. رابعا برخورد تند، تخریب و بی احترامی به نظرات دیگران، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه یا منجر به مجادله باطل شده، یا منجر به آن میشود که اشخاص، از بیان دیدگاههای خودشان خودداری کنند، و دیدگاههای خودشان را جای دیگری مطرح کنند، که امکان پاسخ دادن من هم به آن وجود نداشته باشد.
به جای آن اگر بپذیریم که ممکن است کسی دیدگاه دیگری، متفاوت از دیدگاه من داشته باشد، به این کمک میکند که دیدگاههای مختلف بیان شده، و نواقص آنها آشکار شده، و حتی اگر اعتقاد راسخی به صحیح بودن دیدگاه خودم داشته باشم، طرح دیدگاههای دیگران در تقابل با دیدگاه من، میتواند به پختهتر شدن دیدگاه من کمک کند.
در فضای یک فرهنگ مطلوب رسانه، من از طرح دیدگاههای مختلف بر نمیآشوبم، و تنها دیدگاه قابل طرح را دیدگاه خودم نمیدانم. بلکه با اظهارنظر منطقی در مورد موضوع، دیدگاه خودم را در کنار دیدگاههای دیگر بیان میکنم.
اظهار نظر در سطحها و به زبانهای مختلف
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیبَینَ لَهُمْ (ابراهیم، 4) إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ (ذاریات، 8) امام صادق عليه السلام: مَا كَلَّمَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آلهاَلْعِبادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ، قَالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: اِنّا مَعاشِرَ الاَْنْبياءِ اُمِرْنا اَنْ نُـكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقولِهِمْ ؛ (كافى، ج 1 ، ص 23 ). رسول خدا صلي الله عليه و آله هرگز با مردم به اندازه عقل خود سخن نگفتند و فرمودند: ما پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقل و فهمشان سخن بگوييم.
در جامعه افراد مختلف با فرهنگها و ادبیات مختلف، و سطوح مختلف دانش وجود دارد. میدان اظهار نظر باید برای همه افراد در هر سن، سطح سواد، و فرهنگ مختلف، باز باشد. انتظار نمی رود که همه بتوانند به صورت تخصصی و ادیبانه صحبت کنند. بلکه همه، با هر گرایش فکری و هر سطح سواد و فرهنگی، باید بتوانند اظهار نظر کنند.
نویسندگان هم اولا باید مطالب خود را در حد ممکن، با زبان ساده و همه فهم بیان کنند. ثانیا در تعامل با اظهار نظر کنندگان مختلف، پاسخ آنها را در حد خود آنها بیان کنند.
و البته انتظار می رود که همه باید در سطح متعارف، منطقی و مودبانه صحبت کنیم. لزوم ایجاد میدان اظهار نظر برای همه، به معنای بازکردن میدان برای بی اخلاقی و بی احترامی، و نیز طرح حرفهای غیر منطقی نیست.
[این بند بر اساس اظهار نظر جناب آقای احسان فرهادی در قسمتهای قبلی اضافه شد.]
بی تفاوت نباشیم
وَلاَ یأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیکْتُبْ… وَلاَ یأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ … وَلاَ یضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ(بقره، 282) وَذَکِرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ (ذاریات، 55)
در صورت ضرورت برای واکنش احساس مسئولیت کنیم. گاهی اوقات حرفی را میشنویم و میخوانیم، و بسته به حرفی که گفته شده، نیاز است که واکنشی نشان دهیم؛ چه در تائید، چه در تکذیب، چه در توضیح. اگر لازم است حرفی بزنیم، حرف بزنیم و اظهارنظر کنیم. گاهی اوقات سکوت مردم در مورد یک حرف خطا، یا تائید یک حرف صحیح، صحنه روزگار را تغییر میدهد. گاهی اوقات اظهارنظر، یک وظیفه است، و در مورد آن بازخواست میشویم. البته اگر واقعا ضروری باشد، و اظهارنظر ما اثری در تقویت یا اصلاح داشته باشد.
پرهیز از بیهوده گوئی
وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(مومنون، 3)
اما همانطور که در مورد گفتن نیز وظیفه داریم، در مورد حرف بیهوده نیز وظیفه داریم. وقتی حرف ما هیچ اثری ندارد، یا گفتن و نگفتنش یکی است، یا حتی باعث تلف شدن وقت دیگران میشود، گفتن آن بیهوده و بلکه خطا است.
رعایت انصاف و پرهیز از تعصب
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده، 8) إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیةَ حَمِیةَ الْجَاهِلِیةِ (فتح، 26)
در اظهارنظرها، شرایط مخاطب را مد نظر قرار دهیم، و بی انصافانه اظهارنظر نکنیم. گاهی اوقات در قضاوتهایمان، به دلیل تعصب، دشمنی با گروه و دستهای، زمینههای قبلی، یا حتی به دلیل اینکه از چهره و صدای طرف مقابل خوشمان نیامده، نظر مخالف میدهیم. گاهی اوقات به کاری یا حرفی ایراد میگیریم، اما شرایط و زمینههای کار را مد نظر قرار نمیدهیم. مثلا وقتی شخصی در شرایط دشواری کار را تا حدی به انجام رسانده، فقط نقاط ضعف کار را دیده و این را نمیبینیم که در این شرایط دشوار، اگر خود ما هم جای او بودیم، بیشتر و بهتر از این عمل نمیکردیم. خلاف انصاف، تعصب، و حمیت است، که ناشی از جهالت است.
پرهیز از جدل بی نتیجه
فَلَا تُمَارِ فِیهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا (کهف، 22) فَذَکِرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّکْرَى (اعلی، 9)
تذکر و بحث، زمانی لازم و مناسب است که نتیجه مشخصی برای آن قابل پیش بینی باشد. گاهی اوقات طرف مقابل اصلا قصد شنیدن و اصلاح ندارد، و به هر طریق، متعصبانه از دیدگاه خود دفاع میکند. در این حالت اظهارنظر و نقد و بحث، زائد است و نفعی بر آن نیست، بلکه مجادله بیهوده تلقی میشود.
پرهیز از عیب جوئی
وَیلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ (همزه، 1)
نکته سنجی، و طرح اشکلات برای اصلاح آن، خوب و ستوده است. اما به دنبال عیب دیگران گشتن، و عیبها را به رخ دیگران کشیدن، و اعلام عیوب در جمع، نشان دهنده بیماری قلبی شخص عیبجو است. بخصوص وقتی تذکر عیوب، با طعنه زدن همراه شود. برخی از اظهارنظر کنندگان، در همه جا مشغول نقد کردن و ایراد وارد کردن به همه هستند؛ گوئی از گرفتن عیب دیگران، لذت میبرند. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که ”کسی که در مقام پیداکردن خطاهای مردم باشد خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد.“ (الکافی، ج2 ص 355).
پرهیز از تحقیر و استهزاء
الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لاَ یجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ (توبه، 79-80) یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یکُونُوا خَیرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یکُنَّ خَیرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (حجرات، 11)
از معمول ترین رفتارهای غیر اخلاقی در اظهارنظر در فضای رسانهای سایبری، تحقیر و استهزاء است. استهزاء، ناشی از ناتوانی و کوچک بودن شخص استهزاء کننده است. استهزاء کنندگان، وقتی از طرف مقابل و حرف او ناراحت باشند، و قدرت تحلیل منطقی در پاسخ نداشته باشند، به استهزاء رو میآورند.
برخورد کریمانه
وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا (فرقان، 72)
گاهی اوقات باید گذشت و عبور کرد. پاسخ دادن به هر حرف نامنطقی و لغو، انسان را کوچک میکند، اما برخورد کریمانه، انسان را بزرگ میکند.
پرهیز از قبح شکنی و اشاعه فحشاء
إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (نور، 19)
”اشاعه“ در لغت به معنای فاش کردن، رواج دادن، گسترش دادن و تقویت نمودن است، و منظور از ”فحشاء“ افعال یا گفتارى است که قباحت و زشتى آنها بزرگ و آشکار است [مفردات راغب اصفهانی]. اشاعۀ فحشاء، از یک منظر، ترویج گناه و زشتی در بین مردم است؛ و از منظر دیگر، معرفی و آشکار کردن کارهای زشت اشخاص دیگر، بین مردم (که خود به نحوی با قبح شکنی، منجر به ترویج گناه و زشتی میشود).
وقتی خطای یک فرد بین مردم اعلام میشود، اگر خودش قصد پنهان کردن آن خطا را داشته باشد، علاوه بر ریختن آبروی او و پرده دری، باعث قبحشکنی و عادی شدن آن خطا بین مردم میشود.
البته معرفی خطا و خطاکار در بین جامعه، وقتی پای منافع جامعه در میان است، یا باعث جلوگیری از تکرار آن شود، امر دیگری، و ضروری است. اما بسیاری از معرفی و نشان دادن جرمها و مجرمان در فضای رسانهها، بتدریج باعث عادی شدن آن جرم و گناه میشود. همانطور که معرفی یک مجرم در عرصه عمومی، در مواردی به دستور قاضی ضروری تشخیص داده میشود (مثلا برای عبرت گرفتن سایر مجرمین، یا مشاهده برخورد با مجرم توسط جامعه و ایجاد فضای امنیت، یا شناسائی مجرم توسط سایر افراد جامعه)، اما در اغلب موارد، معرفی مجرم و بیان جزئیات جرم او در عرصه عمومی، خود یک جرم محسوب میشود؛ چون از یک طرف آبروی شخص را ریخته، از طرف دیگر حیای او را برای تکرار این کار در جامعه از بین میبرد (وقتی دانست که همه میدانند که او این جرم را مرتکب شده، بار بعدی با جرات بیشتری به این کار مبادرت میکند)، و هم در طرف سوم، ناهنجاری این جرم را در جامعه کاهش داده، بتدریج برای جامعه عادی سازی شده، و جامعه نسبت به آن بی تفاوت میشود.
در بسیاری از کشورها، این موضوعی کاملا شناخته شده است که پخش جزئیات و تصاویر جرم و جنایت، باعث ریختن قبح آن شده، و باعث افزایش جرم و جنایت می شود. به همین دلیل، رسانه ها از نشان دادن جزئیات و تصاویر صریح ممنوعند، و در بسیاری از موارد نظیر تیراندازی و کشته شدن افراد، فقط حضور پلیس در یک میدان را نشان می دهند.
گفتگو و مشورت سازنده
وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیانَ … قَالَ لاَ یأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَن یأْتِیکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ… وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَآئِی إِبْرَاهِیمَ …یا صَاحِبَی السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ … قُضِی الأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیانِ (یوسف، 36-40)
گاهی اوقات اگر توان و فرصت آن را داشته باشیم، شرایط مناسب و مقتضی باشد، و احساس کنیم که این گفتگو می تواند بر طرف مقابل اثربخش باشد، خوب است که وقت بگذاریم و با فردی که کم اطلاع است، یا اشکالی در تحلیل و نتیجهگیری دارد، گفتگو کنیم. هر کدام از ما، نسبت به دیگران مسئولیم، و باید در حد بضاعتهای خود، برای دیگران وقت بگذاریم.
*****
اینها برخی از مولفههای فرهنگ مطلوب اظهارنظر در فضای رسانه محسوب میشود؛ و قاعدتا موارد دیگری نیز میتواند به آن اضافه شود.
در یادداشت بعدی، انواع اظهارنظر کنندگان شمرده شده، و به تفکیک، برخی از نکات توصیهای را برای خواننده گان مطالب، نویسندگان، و متولیان رسانه، مرور میکنیم. ان شاء الله.
الحمد لله رب العالمین.











